بحث مذاکره پیشرو بین ایران و آمریکا در اسلامآباد، پایتخت پاکستان در حالی مطرح شده است که آتشبس بین دو کشور به دلیل ادامه درگیری بین اسرائیل و گروه حزبالله لبنان در معرض تهدید قرار دارد.
سفیر ایران در پاکستان پیش از این خبر داده بود که هیات ایرانی شامگاه پنجشنبه وارد اسلامآباد خواهد شد. با این حال او مدت کوتاهی پس از انتشار این خبر در شبکه اجتماعی «ایکس» آن را حذف کرد.
دو طرف علاوه بر اختلافنظر در مورد تعمیم آتشبس به لبنان در مورد محتوای پیشنهاد ۱۰ بندی ایران نیز با یکدیگر همنظر نیستند. به نظر میرسد که هر کدام از دو طرف به سند پیشنهادی متفاوتی استناد میکنند. به عنوان مثال در متنی که ایران به طور علنی به آن اشاره میکند بر حق غنیسازی اورانیوم تاکید شده است.
این در حالی است که دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا تاکید میکند که «عدم غنیسازی» بخشی از توافق احتمالی با ایران خواهد بود.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
چرا مذاکرات پیشرو دشوار خواهد بود؟
مذاکرات ایران و آمریکا در شرایطی برگزار خواهد شد که دیوار بلند بیاعتمادی بین دو کشور از همیشه بلندتر است. ایران تاکنون دو بار در حالی که در حال مذاکره با ایالات متحده بوده مورد حمله نظامی قرار گرفته است. در این شرایط طبیعی است که مقامهای جمهوری اسلامی بر این باور باشند که مذاکره با واشنگتن کاری «غیرمنطقی» باشد.
از سوی دیگر این واقعیت را نمیتوان انکار کرد که فارغ از اختلافنظر بر سر محتوای پیشنهاد ۱۰ بندی ایران، فاصله بین پیشنهاد ۱۵ مادهای واشنگتن و پیشنهاد ۱۰ بندی ایران بسیار زیاد است. پر کردن این فاصله با وجود اینکه آمریکا مذاکره بر مبنای پیشنهاد ۱۰ مادهای ایران را پذیرفته است بسیار دشوار خواهد بود.
چرا آمریکا این بار به موفقیت در مذاکره با ایران نیاز دارد؟
مقامهای آمریکا تاکید میکنند که در جنگ با ایران به اهداف خود دست یافتهاند. با این حال آنها در چند موضوع کلیدی از جمله سرنوشت اورانیوم غنیشده ایران، تلاش ایران برای غنیسازی و بحث «تغییر رژیم» به اهداف اعلامشده یا اعلامنشده خود نرسیدند. اصرارهای دونالد ترامپ بر اینکه حکومت ایران تغییر کرده است تفاوتی در این واقعیت که جمهوری اسلامی از جنگ با آمریکا و اسرائیل جان به در برده است ایجاد نمیکند.
واشنگتن علاوه بر موضوعاتی که از پیش از جنگ همچنان حلنشده باقی ماندهاند با مشکل جدیدی روبرو است که موضوع ضربالاجلهای دونالد ترامپ برای ایران در روزهای پایانی جنگ نیز بود. این موضوع چیزی جز انسداد تنگه هرمز نیست.
دولت دونالد ترامپ برای پرهیز از گزینه عملیات زمینی در ایران یا گزینه تخریب زیرساختهای کلیدی این کشور مجبور است به موفقیت در عرصه دیپلماسی امیدوار باشد. این در حالی است که احتمال دستیابی به اهداف مورد نظر واشنگتن مانند بازگشایی تنگه هرمز یا تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم غنیشده ایران حتی در صورت توسل به گزینه تخریب نیروگاهها و پلهای ایران لزوما وجود ندارد.
خطر شوک مجدد به بازار انرژی جهان نیز در صورت از سرگیری مناقشه نظامی نیز وجود دارد. امری که منطقا دولت آمریکا به دنبال پرهیز از آن است.
سخنان دونالد ترامپ در مورد مشارکت آمریکا در درآمد ایران از کنترل تنگه هرمز را نیز میتوان در راستای تمایل واشنگتن برای دستیابی به توافق ارزیابی کرد. در عین حال ممکن است واشنگتن به این نتیجه رسیده باشد که جلوگیری از غنیسازی اورانیوم در ایران و تعیین سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده تهران از مسیر دیپلماسی دستیافتنیتر باشد تا راهحل نظامی.
چرا حکومت ایران هم نیازمند موفقیت در مذاکره پیشرو است؟
در مقابل ایران هرچند بر حق خود برای غنیسازی اورانیوم اصرار دارد اما فشار مضاعف بر اقتصاد آسیبدیدهاش بر اثر جنگ اخیر میتواند سران تهران را به سمت پذیرش توافقی نه چندان دلپذیر برای آنها سوق دهد. این در حالی است که ایران پیش از حمله نظامی آمریکا و اسرائیل نیز با مشکلات اقتصادی دست به گریبان بود و آنچه جرقه شروع اعتراضهای دی ماه را زد کاهش ارزش پول ملی و تورم افسارگسیخته بود.
بسیاری از کسب و کارها در ایران طی دوره تقریبا شش هفتهای جنگ آسیب زیادی دیدند و شمار زیادی از کارکنان بخش خصوصی در معرض خطر تعدیل نیرو هستند. این در حالی است که کسب و کارهای اینترنتی نیز به دلیل قطع طولانی مدت اینترنت در دو دوره (یک بار در جریان اعتراضهای دی ماه و بار دیگر در جریان جنگ) آسیب سنگینی متحمل شدهاند.
روابط آسیبدیده ایران با همسایگان خود در حاشیه خلیج فارس پس از حملات متعدد موشکی و پهپادی به آنها در جریان جنگ هم احتمالا پیامدهای ناخوشایند اقتصادی برای تهران به دنبال خواهد داشت.
در نهایت یکی از عواملی که میتواند به موفقیت مذاکرات پیشرو کمک کند ایفای نقش جی دی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا است. او سیاستمداری است که با مواضعش در مخالفت با مشارکت ایالات متحده در جنگهای خارجی شناخته میشود. بسیاری بر این باور هستند که جی دی ونس طرفدار رویکرد «انزواگرایانه» در عرصه سیاست خارجی است.
علاوه بر این جی دی ونس برخلاف مذاکرهکنندگان قبلی یعنی استیو ویتکاف و جرد کوشنر انگیزه سیاسی لازم برای دستیابی به توافق با ایران را دارد زیرا او یکی از گزینههای مطرح برای نامزدی جمهوریخواهان در انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۸ محسوب میشود.