در حالی که تنشها میان واشنگتن و تهران بار دیگر اوج گرفته و در میانه حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، بررسی مواضع گذشته دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا نشان میدهد رویکرد او در قبال ایران ریشه در دیدگاهی دارد که دههها پیش شکل گرفتهاند.
اولتیماتوم به رهبران ایران، تهدید به هدف قرار دادن تأسیسات نفتی و تأکید بر استفاده قاطع از قدرت نظامی، همگی مؤلفههایی هستند که امروز در سیاستهای ترامپ دیده میشوند و در پس همه اینها، این باور وجود دارد که یک ضربه قاطع میتواند تهران را وادار به عقبنشینی کند.
به گزارش فایننشیال تایمز، این اظهارات نه از پستهای اخیر او در تروث سوشال، بلکه برگرفته از رویکرد وی در اواخر دهه ۱۹۸۰ و نخستین تلاش کوتاهمدتش برای ورود به رقابتهای کاخ سفید است.
شاید اغراق باشد اگر این وضعیت را «جنگی از پیش پیشبینیشده» بنامیم، اما آنچه مسلم است این است که چارچوب فکری ترامپ درباره ایران از مدتها پیش آشکار بوده است.
به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
او نخستین خطوط این رویکرد را در سال ۱۹۸۷ ترسیم کرد، زمانی که با صرف ۹۴ هزار و ۸۰۱ دلار، یک آگهی تمامصفحه در سه روزنامه آمریکایی منتشر کرد. ترامپ در آن آگهی اعلام کرد که جهان در جریان بحران خلیج فارس که در پی جنگ ایران و عراق شکل گرفته بود، به رهبران آمریکا «میخندد».
در زمانی که ایالات متحده نفتکشها را از تنگه هرمز عبور میداد، او گفت واشنگتن در حال «حفاظت از کشتیهایی است که متعلق به ما نیستند، نفتی را حمل میکنند که به آن نیاز نداریم و به مقصد متحدانی میروند که حاضر به کمک نیستند».
این همان عبارتی است که امروز نیز در انتقادات تند او بازتاب دارد. اما در آن زمان، زمانی که او امکان نامزدی ریاستجمهوری را بررسی میکرد، به این نتیجه رسیده بود که مشکل اصلی، نبود «قاطعیت» است.
تصرف جزیره خارک
چند هفته بعد، در سال ۱۹۸۷، ترامپ طی سخنانی در یک باشگاه روتاری در نیوهمپشایر با تمسخر گفت که نیروی دریایی ایران شامل «قایقهای کوچکی با مسلسل» توانسته آمریکا را به زانو درآورد. او پرسید: «چرا نمیتوانیم وارد شویم و برخی از میدانهای نفتی آنها در نزدیکی ساحل را تصرف کنیم؟»
این تاجر ۴۱ ساله در مصاحبهای در سال ۱۹۸۸ با روزنامه گاردین حتی صریحتر سخن گفت: «اگر یک گلوله به یکی از نیروها یا کشتیهای ما شلیک شود، من چندین گلوله به جزیره خارک شلیک میکنم. وارد میشوم و آن را تصرف میکنم.»
در آن زمان نیز، همانند امروز، ترامپ این جزیره که اصلیترین پایانه صادرات نفت ایران است، را بهعنوان اهرم فشار میدید. تصرف آن، به گفته او، مانع از آن میشد که ایران آمریکا را «مثل یک مشت احمق» جلوه دهد.
جهان از نگاه ترامپ در سال ۱۹۸۹
امیدهای او برای ریاستجمهوری، دستکم برای انتخابات ۱۹۸۸بهزودی فروکش کرد. اما ترامپ همچنان بر همان استدلال اصلی تأکید داشت: اگر از قدرت آمریکا سوءاستفاده میشود، یا باید بهای آن پرداخت شود یا این قدرت باید قاطعانه به کار گرفته شود.
او در سخنرانی خود در سال ۱۹۸۹ درباره «جهان از نگاه ترامپ» که در کنفرانسی برای سازمانهای غیرانتفاعی ایراد شد، حتی جملهای گفت که میتوانست صدام حسین را نیز به تحسین وادارد.
گفته میشود ترامپ اظهار داشت که عراق تنها کشوری بوده که نشان داده چگونه باید با ایران مذاکره کرد. در حالی که به نظر میرسد فراموش کرده بود عراق با حمله به ایران، جنگی خونین و هشتساله را آغاز کرد که در نهایت با آتشبس سازمان ملل پایان یافت.
او پرسید: «قدرت نظامی چه فایدهای دارد اگر هر از گاهی برای سامان دادن اوضاع از آن استفاده نشود؟» و افزود: «باید به ایران بگوییم، شما یک هفته فرصت دارید همه گروگانهای ما را بازگردانید وگرنه همه گزینهها روی میز خواهد بود.»
اکنون، پس از چهار دهه، جذابیت اولتیماتومهای صریح نظامی همچنان برای ترامپ پابرجاست. تفاوت اصلی این است که این بار رئیسجمهور آمریکا به تهران ۵ روز فرصت داده تا تنگه هرمز را باز کند و نه یک هفته.
یک حادثه، یک ضربالاجل و یک واکنش
غریزه ترامپ، چه در گذشته و چه امروز، این است که هر وضعیت را به چند اقدام ساده تقلیل دهد و آن شامل : یک حادثه، یک ضربالاجل و یک واکنش و فرض کند طرفی که آمادهتر برای استفاده از قدرت است پیروز خواهد شد.
از نگاه او، بهعنوان قدرت برتر نظامی جهان، آمریکا همواره باید قاطع عمل کند. اما پرسش اینجاست که اگر چنین نشود چه اتفاقی خواهد افتاد؟
اگر ترامپ نتواند نتیجه این جنگ را دیکته کند، یا پیامدهای سنگین آن بر اقتصاد جهانی را مهار کند، یا بهتنهایی سرنوشت کشوری ۹۰ میلیونی را تعیین کند، چه خواهد کرد؟
فشار بر متحدان
در اینجا، دومین محور مهم اندیشههای او در دهه ۱۹۸۰ یعنی متهم کردن متحدان به بهرهبرداری از قدرت آمریکا، ممکن است با شدت بیشتری بازگردد. با افزایش تنشها در خلیج فارس، فشار بر متحدان نیز برای مشارکت بیشتر، چه از نظر مادی و چه سیاسی، افزایش یافته است.
ترامپ روز جمعه بهصراحت وعده داد که به خاطر خواهد سپرد که «بزدلهای» ناتو چگونه در پاسخ به درخواست کمک در تنگه هرمز عمل کردهاند. برخی از متحدان آمریکا نباید تعجب کنند اگر در این مورد، رئیسجمهور به وعده خود عمل کند.
همانطور که اظهارات ترامپ در دهه ۱۹۸۰ میتواند راهنمایی برای درک ذهنیت او در جنگ امروز با ایران باشد، این اظهارات همچنین نشان میدهد که او احتمالا چه کسانی را مسئول پرداخت هزینههای این درگیری خواهد دانست.
از نگاه ترامپ، این نبرد تنها تقابلی میان واشنگتن و تهران نیست بلکه بخشی از تلاشی گستردهتر برای بازتعریف نحوه استفاده از قدرت آمریکا و تعیین این موضوع است که چه کسانی از آن بهرهمند میشوند.
فایننشیال تایمز در انتهای گزارش خود آورده است: هدف اولتیماتوم بعدی او ممکن است نه یک رهبر دوردست، بلکه رهبران اروپا و دیگر متحدان آمریکا در سراسر جهان باشند.