تنشها میان ایران و آمریکا به مرحلهای خطرناک رسیده است و کارشناسان هشدار میدهند که ممکن است به یک درگیری در روزهای آینده ختم شود.
پیتر فرانکوپان، استاد تاریخ جهان در دانشگاه آکسفورد، در مقالهای که در روزنامه بریتانیایی تایمز منتشر شده است، این وضعیت را «پوکر ژئوپولیتیک در خطرناکترین شکل خود» توصیف میکند. او معتقد است که ایران و آمریکا هر دو در موقعیتهای دشواری قرار دارند و فضای مانور کمی برای عقبنشینی وجود دارد.
آقای فرانکوپان مینویسد که «ایران اکنون بهطور قابلبحثی ضعیفتر از هر زمان دیگری پس از انقلاب ۱۳۵۷ به نظر میرسد و باید تصمیم بگیرد که وارد مذاکره شود یا تسلیم گردد.
به فیسبوک یورونیوز فارسی بپیوندید
از سوی دیگر، آمریکا توان انجام حمله گسترده را دارد، اما اهداف واقعی واشنگتن و حدود مصالحه آن هنوز مشخص نیست.
این استاد دانشگاه اشاره میکند که رئیسجمهوری ترامپ احتمالا به دنبال دستیابی به اهداف حداکثری در مذاکرات با ایران خواهد بود و محور اصلی این مذاکرات، برنامه هستهای ایران است. در شدیدترین سناریو، آمریکا ممکن است از ایران بخواهد هرگونه غنیسازی اورانیوم را متوقف کند که از دید علی خامنهای یک خط قرمز حاکمیتی محسوب میشود.
وی اضافه میکند که آقای ترامپ بعید است با تعهدات کمتر، مانند اجازه بازرسیهای گسترده قانع شود؛ زیرا به آسانی میتوان از چنین نظارتهایی سرپیچی کرد و او به کسانی که زمان میخرند اعتماد ندارد.
تجربه خروج آقای ترامپ از برجام در دوران ریاستجمهوری قبلی نشان میدهد که توافقات ناقص برای او کافی نیست و بنابراین توافق جدید باید شامل تضمینهایی باشد که با تاخیر، ابهام یا تغییرات سیاسی آینده در تهران قابل لغو نباشد.
علاوه بر این، ممکن است آقای ترامپ برای دستیابی به توافق، امتیازات دیگری مانند محدودیت برنامههای موشکی، کاهش قدرت نیروهای نیابتی ایران و محدودیت رفتارهای منطقهای را طلب کند که بهطور قطع از دید تهران، تسلیم تلقی میشوند و نه مذاکره.
آمادگی ایران برای گفتگو
از سوی دیگر، ایران آمادگی خود را برای گفتوگو اعلام کرده است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، گفته است: «ایالات متحده بارها از طریق واسطههای مختلف درخواست مذاکره کرده و همچنان این درخواستها را تکرار میکند. ما مشکلی با مذاکره نداریم، اما مذاکرات نمیتواند با تهدید آغاز شود.»
برخی تحلیلگران معتقدند ایران تلاش دارد پیشاپیش نشان دهد که هر اقدام نظامی آمریکا غیرضروری و غیرموجه است. با وجود این، آقای ترامپ و دولت او اهمیتی به افکار عمومی نمیدهند و احتمالا با توجه به اعتراضات داخلی در ایران، تصور میکنند که بسیاری از کشورها در منطقه از فشار آوردن به حکومتی که نسبت به مردم خود سختگیر است، استقبال خواهند کرد.
دکتر فرانکوپان اضافه میکند که تمرکز نظامی آمریکا ابزار فشار برای ترامپ ایجاد میکند، اما در عین حال گزینههای او را محدود میکند. مشکل فوری این است که آیا راهحلی وجود دارد که ایران بتواند پرستیژ خود را حفظ کند و در عین حال از نظر واشینگتن، دستاوردی قابل توجه حاصل شود. این دغدغه در بالاترین سطوح نظام ایران، از جمله توسط علی خامنهای مطرح شده است.
برای تهران، ظاهر و شکل موضوع تقریبا به اندازه محتوای واقعی اهمیت دارد. ترامپ نیز برای توجیه کاهش تنش، نیازمند پیروزی قابل مشاهده است.
آقای ترامپ این رویارویی را بهصورت شرط مطلق «سلاح هستهای بی سلاح هستهای، بیچون و چرا» چارچوببندی کرده است. عقبنشینی بدون دستاورد، تصویر او از تصمیمگیری قاطع را مخدوش میکند و پذیرش خواستههای واشینگتن برای تهران ممکن است از نظر سیاسی و ایدئولوژیک غیرقابل قبول باشد.
آقای عراقچی در حساب کاربری خود اعلام کرده است که ایران همواره از یک توافق هستهای منصفانه و برابر، بدون اجبار و ارعاب، که حقوق ایران به فناوری صلحآمیز هستهای را تضمین کند استقبال کرده است. با این حال، بیان اینکه نیروهای مسلح ایران «انگشت روی ماشه» دارند، پیام روشنی برای واشینگتن است و نشان میدهد که ایران توان واکنش سریع دارد.
درسهای گذشته
پیتر فرانکوپان، استاد تاریخ جهان در دانشگاه آکسفورد مینویسد که دولت فعلی آمریکا با هوشیاری بیشتری نسبت به گذشته عمل میکند و درسهای ونزوئلا و عراق را فراموش نکرده است. تغییر کامل رژیم ایران بهسادگی ممکن نیست و هزینههای انسانی و سیاسی آن بسیار سنگین خواهد بود.
ایالات متحده از تجربه عراق درسهای مهمی گرفته است. نه تنها استقرار گسترده نیروهای آمریکایی و هزینههای انسانی و مالی آن تجربه شد، بلکه تحلیل ساختار سیاسی و دولتی عراق نیز نشان داد که حذف صدها هزار عضو حزب بعث باعث شد کشور به حالتی آسیبپذیر و ناتوان در انجام امور پایهای مانند جمعآوری مالیات، آموزش ابتدایی و مدیریت ترافیک برسد.
آقای فرانکوپان مینویسد که هدف کلیدی ترامپ ممکن است تغییر کامل رژیم ایران نباشد، بلکه بازسازی سیاسی محدود و هدفمند در داخل کشور باشد. این هدف از تابستان گذشته مطرح بوده، زمانی که حملات هدفمند اسرائیل با حمایت آمریکا، دانشمندان هستهای و فرماندهان ارشد نظامی ایران را نشانه گرفتند، اما سیاستمداران و روحانیون ارشد دستنخورده باقی ماندند.
بخشی از این امر به سلسله مراتب اهداف نظامی مربوط میشد، اما در عین حال، این اقدامات راه را برای بحثهای آینده درباره «بقای رژیم به شکل اصلاح شده» باز کرد.
آقای ترامپ در دوران جنگ ۱۲ روزه علیه ایران گفت: «ما دقیقا میدانیم رهبر [ایران] کجا پنهان شده است. او هدف آسانی است، اما در آنجا امن است دستکم فعلا قصد نداریم او را از بین ببریم (بکشیم!).»
در روزهای آتی چه میشود؟
آقای فرانکوپان نتیجه میگیرد که در شرایط فعلی، تغییرات از درون قابل تصور نیست و بیشترین سناریوی محتمل، سلسله حملات محدود و هدفمند از سوی آمریکا است که هدف آن تمرکز ذهنی طرفین و تغییر مسیر گفتگوها است. او هشدار میدهد که هر اشتباه محاسباتی یا واکنش ناگهانی میتواند یک چرخه تشدید سریع و خارج از کنترل ایجاد کند.
پیتر فرانکوپان در مقاله خود تاکید میکند که ایران نیز در این بحران، هم در سطح منطقهای و هم فراتر از آن، ابزارها و کارتهایی برای بازی دارد.
دکتر فرانکوپان وضعیت کنونی تنش میان ایران و آمریکا را «پوکر ژئوپولیتیک در خالصترین و خطرناکترین شکل خود» توصیف میکند. او مینویسد که دو طرف اکنون در حال زل زدن به یکدیگر هستند و منتظرند دیگری چشم از روی کارتها بردارد.
آقای فرانکوپان تاکید میکند که راههای خروج از این بحران وجود دارد، اما این مسیرها مستلزم عقبنشینیهایی است که برای هیچیک از طرفین قابل پذیرش به نظر نمیرسد.
به گفته او، آنچه در روزهای آینده رخ خواهد داد ممکن است نه بر اساس استراتژی یا خرد سیاسی، بلکه بر اثر یک اشتباه محاسباتی یا واکنش ناگهانی رقم بخورد؛ لحظهای که یک بلوف فاش شود، یک خط قرمز شکسته شود و روند تشدید بحران به سرعت از کنترل خارج شود.