برنده خرس طلایی امسال به شکلی هم کنجکاویبرانگیز و هم آزاردهنده، بازتابدهنده تنشهای سیاسی سنگینی است که جشنواره فیلم برلین ۲۰۲۶ را تحتتاثیر قرار داد.
ایلکر چاتاک، کارگردان ترکتبار آلمانی، پس از نامزدی اسکار برای فیلم Das Lehrerzimmer (The Teacher’s Lounge)، امسال در جشنواره پرحاشیه فیلم برلین با فیلم Gelbe Briefe (Yellow Letters) خرس طلایی را از آن خود کرد.
داستان فیلم درباره دریا (اوزگو نامال) و عزیز (تانسو بیچر) است که نقل محافلاند. این زوج هنرمند شناختهشده اهل آنکارا ستاره تئاتر آوانگارد شدهاند و دریا نقش اصلی نمایش تازه همسرش را بازی میکند.
شب افتتاحیه، دریا به استانداری که همراه محافظانش به تماشای نمایش آمده، خوشامد نمیگوید. روز بعد، عزیز که استاد دانشگاه است به دانشجویانش توصیه میکند در تظاهرات مسالمتآمیز علیه دولت شرکت کنند.
یکشبه متوجه میشود که از کار برکنار شده، نمایش (ظاهرا به خاطر بیاعتنایی دریا) لغو شده و پلیس صاحبخانه و همسایههایشان را تحت فشار گذاشته است. «میگویند اینجا پر از خائن و تروریست است.»
وقتی میبینند هدف سانسور دولتی قرار گرفتهاند و با اتهامهایی روبهرو هستند که میتواند برای عزیز حکم چهار سال زندان داشته باشد، این زوج به همراه دختر نوجوانشان ازگی (لیلا اسمیرنا چاباش) تصمیم میگیرند موقتا به استانبول بروند و پیش مادر عزیز بمانند.
اما در حالی که خانواده سعی میکند خود را با این شرایط تازه وفق دهد و خرج زندگی را درآورد، کمکم روشن میشود که نیروهای سرکوب تا کجا میتوانند پیشروی کنند و چگونه در این مسیر اصول و ارزشهای آدمها به خطر میافتد؛ و اینکه گاهی عشق به تنهایی کافی نیست...
از همان ابتدا، چاتاک که فیلمنامه Yellow Letters را همراه آیدا مریم چاتاک و انیس کوستپن نوشته، از تمهید روایی جذابی استفاده میکند که با شکستن دیوار چهارم، هسته تئاتری زندگی شخصیتها را بازتاب میدهد. Yellow Letters هرچند در ترکیه میگذرد، اما در آلمان فیلمبرداری شده و خیلی زود با یک چرخش برشتی هوشمندانه شروع میکند: میاننویسها روی پرده اعلام میکنند «برلین بهجای آنکارا» و «هامبورگ بهجای استانبول».
همین جایگزینهای عمدی و مصنوعی برای لوکیشنها از همان ابتدا روشن میکند که چاتاک فقط نمیخواهد به دشواریهای تولید هنر سیاسی در ترکیه اشاره کند، بلکه میخواهد بر داستانی بودن این ماجرا هم تاکید بگذارد. بله، با یک درام خانوادگی طرفیم که در پسزمینهاش فاشیسم حضور دارد، اما کارگردان وقتی با چنگاندازی اقتدارگرایی روبهرو است، علاقهای ندارد تمرکزش را فقط بر مصائب یک کشور بگذارد.
معنادار است که جزئیات «جرم»های این زوج عمدا مبهم نگه داشته میشود تا غیرمنطقی و موذیانه بودن سرکوب مردان قدرتمند را بازتاب دهد و نامی هم از رئیسجمهور ترکیه، رجب طیب اردوغان، برده نمیشود. این انتخاب، امکان ایجاد قیاسهای فرامرزی درباره آزادی بیانِ در معرض تهدید را فراهم میکند و به هشدار پرقدرتی بدل میشود مبنی بر اینکه آنچه در یک کشور رخ میدهد، بهزودی میتواند ناخوانده سرِ درِ کشور دیگری ظاهر شود.
از آن مهمتر، اینکه فیلم در آلمان فیلمبرداری شده، پژواک معاصر قوی و نگرانکنندهای به آن میدهد. راهپیمایی اعتراضیای که به اخراج عزیز منجر میشود، پرچمهای فلسطین را به تصویر میکشد و واقعیت تلخ را یادآوری میکند که راهپیماییهای حامی فلسطین در پایتخت آلمان با خشونت پلیس روبهرو شدهاند؛ تا جایی که کارشناسان سازمان ملل از آلمان خواستهاند به جرمانگاری علیه کنشگری در همبستگی با فلسطین و خشونت پلیسی پایان دهد (منبع به زبان انگلیسی).
افسوس که بقیه اجرای فیلم به پای این درخشش فرامتنیِ اندیشهبرانگیز نمیرسد.
بعد از این مقدمه پرکشش و پایان یافتن پرده اول، ادامه Yellow Letters در مقایسه با آن خرق عادت اولیه، بهمراتب محتاطتر به نظر میرسد. وقتی دریا، عزیز و ازگی به «هامبورگِ بهجای استانبول» نقل مکان میکنند، ریتم فیلم افت میکند و مضامین مربوط به کنترل فاشیستی و آسیبهای ملیگرایی خزنده بهتدریج کدر میشود.
بدتر اینکه پیام ارزشمند زیرین آنقدر کند و مستقیم میشود که هم بعد سیاسی داستان و هم ضربههای دراماتیک را تضعیف میکند. بهویژه پرده سوم که هم ضدکلیماکس است و هم شتابزده، فیلم را زمین میزند؛ خردهداستانی که در دقیقههای پایانی به ماجرای ازگی چسبانده میشود و به رویارویی با خودرو و جنجالی در پاسگاه پلیس ختم میشود، کاملا از تنش خالی است.
با وجود این ناکامیها، اوزگو نامال در نقش دریا بینقص است. او بار فیلم را بر دوش میکشد و سطح تعلیق و اهمیت موقعیتها را زنده نگه میدارد، حتی وقتی فیلمنامه پیاپی از آنها میکاهد و در قالب الگوهای روایی متعارفتری جا میگیرد.
در نهایت، Yellow Letters با وجود مقدمهای پرانرژی، به درامی خانوادگی و صمیمی فروکاسته میشود که نه آنقدر تاثیرگذار است و نه اضطرار لازم را دارد. نیت خوبی دارد، اما کم میآورد. آیا خرس طلاییِ شایستهای بود؟ شاید خرس طلاییای بود که برلیناله بهظاهر غیرسیاسی امسال سزاوارش بود؛ چرا که Yellow Letters بحرانی را که گریبان جشنواره را گرفت بازتاب میدهد؛ فیلم با دعوتی برای عمل آغاز میکند، عقب مینشیند و در نهایت بیش از حد جانب احتیاط را میگیرد.
Yellow Letters اکنون در شمار محدودی از سینماهای اروپا روی پرده است. اکران سینمایی آن در طول این ماه ادامه دارد و در ماه ژوئن راهی جشنواره فیلم سیدنی میشود. تاریخ اکران در ایالات متحده و بریتانیا هنوز اعلام نشده است.