ما را پیدا کنید
آگهی

آمریکا جنگ را می‌برد اما ایران معادله را تغییر می‌دهد؟ تحلیل تازه از قدرت نامتقارن تهران

ایران
ایران -  Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار •به روز شده در
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

هشت ماه پس از آغاز جنگ، آمریکا بخش قابل توجهی از توان نظامی جمهوری اسلامی را نابود یا تضعیف کرده، اما هنوز نتوانسته به نتیجه راهبردی مد نظر خود دست یابد. تهران، با وجود خسارت‌های سنگین نظامی و اقتصادی، نشان داده که برای تاثیرگذاری بر معادلات منطقه‌ای و اقتصاد جهان، لزوما به ارتش قدرتمند نیاز ندارد.

مایکل فرومن، رئیس اندیشکده شورای روابط خارجی آمریکا (CFR)، در تحلیلی با عنوان «پیروزی قدرت نامتقارن در جنگ ایران» که روز جمعه ۱۶ اکتبر منتشر شد، استدلال می‌کند که مهم‌ترین نتیجه این جنگ ممکن است نه پیروزی نظامی یکی از طرفین، بلکه آشکار شدن محدودیت‌های قدرت نظامی آمریکا باشد.

آگهی
آگهی

فرومن در آغاز تحلیل خود یادآور می‌شود که اهداف اعلام‌شده دولت دونالد ترامپ روشن بود: نابودی نیروی هوایی و دریایی ایران، کاهش شدید توان پرتاب موشک و تخریب تاسیسات تولید موشک و پهپاد. به ارزیابی او، واشنگتن در تحقق بخش مهمی از این اهداف موفق بوده است. توان موشکی ایران کاهش یافته، نیروی دریایی این کشور متحمل خسارت‌های سنگین شده و اقتصاد ایران نیز زیر فشار جنگ قرار گرفته است. با این حال، این موفقیت‌های نظامی به معنای دستیابی به اهداف راهبردی آمریکا نیست.

به نوشته رئیس شورای روابط خارجی آمریکا، جمهوری اسلامی از همان ابتدای جنگ می‌دانست که در رویارویی مستقیم با قدرت آتش ارتش آمریکا شانسی برای پیروزی ندارد. اما تهران توانست با استفاده از شمار نسبتا محدودی موشک، پهپاد و مین دریایی، موقعیت جغرافیایی خود در تنگه هرمز را به یک اهرم فشار اقتصادی تبدیل کند. در چنین شرایطی، قدرت ایران دیگر صرفا با شمار جنگنده‌ها، ناوها یا موشک‌های باقی‌مانده آن سنجیده نمی‌شود، بلکه به توانایی این کشور در تحمیل هزینه به اقتصاد جهانی نیز بستگی دارد.

فرومن معتقد است پیامدهای این وضعیت به مرزهای خاورمیانه محدود نمانده است. افزایش قیمت انرژی و فشار تورمی در آمریکا، ترامپ را به توافقی با ولادیمیر پوتین برای تسهیل عرضه گازوئیل روسیه به بازارهای جهانی سوق داد؛ توافقی که با اعتراض اوکراین و کشورهای اروپایی روبه‌رو شد. به این ترتیب، جنگ ایران به صورت غیرمستقیم بر مناسبات واشنگتن با مسکو و متحدان اروپایی‌اش نیز تاثیر گذاشته است.

در ارزیابی فرومن، گسترش ناامنی به سایر نقاط منطقه نیز نمونه دیگری از اثرگذاری جنگ نامتقارن است. حملات حوثی‌های یمن به عربستان، به‌ویژه فرودگاه بین‌المللی ریاض، امنیت کشوری را به چالش کشیده که میلیاردها دلار برای زیرساخت‌های پیشرفته و تجهیزات دفاعی هزینه کرده است. حمله ۱۰ اکتبر به این فرودگاه، بنا بر گزارش رویترز، دست‌کم ۱۲ کشته و بیش از ۳۰۰ زخمی بر جای گذاشت. این حملات همچنین در آستانه برگزاری رویدادهای مهم اقتصادی در عربستان، نگرانی درباره امنیت سرمایه‌گذاری و حمل‌ونقل هوایی را افزایش داده‌اند.

رئیس شورای روابط خارجی آمریکا در ادامه توجه را به پیامد بلندمدت‌تری معطوف می‌کند: آینده حضور نظامی واشنگتن در خلیج فارس. کشورهای عربی منطقه سال‌ها میزبانی از پایگاه‌های آمریکایی را تضمینی برای امنیت خود می‌دانستند. اما حملات ایران به این تاسیسات، تناقض تازه‌ای ایجاد کرده است؛ پایگاه‌هایی که قرار بود عامل بازدارندگی باشند، خود به اهداف نظامی تبدیل شده‌اند. به باور فرومن، این تجربه ممکن است کشورهای میزبان را به تجدیدنظر در نوع وابستگی امنیتی خود به آمریکا وادارد.

فرومن هشدار می‌دهد که تضعیف حضور نظامی آمریکا می‌تواند روند شکل‌گیری ائتلاف‌های امنیتی تازه در خاورمیانه را سرعت ببخشد. همکاری دفاعی عربستان، پاکستان و ترکیه یا گسترش چارچوب‌های امنیتی مبتنی بر توافق‌های ابراهیم، از جمله گزینه‌هایی هستند که او مطرح می‌کند. اما احتمال نگران‌کننده‌تر، تمایل برخی کشورهای منطقه، از جمله عربستان و امارات عربی متحده، به دستیابی به توانمندی هسته‌ای است؛ تحولی که با یکی از اهداف اصلی حمله به ایران، یعنی جلوگیری از گسترش سلاح‌های هسته‌ای، در تضاد قرار خواهد گرفت.

جمع‌بندی فرومن بر یک تناقض استوار است: ایران امروز از نظر توان نظامی و اقتصادی ضعیف‌تر از گذشته است، اما در عین حال توانسته بیش از آنچه احتمالا در آغاز جنگ انتظار داشت، در معادلات راهبردی منطقه و جهان اثر بگذارد. او با اشاره به تاب‌آوری بیشتر از انتظار حکومت و اقتصاد ایران، این احتمال را مطرح می‌کند که جمهوری اسلامی همچنان بازیگری ماندگار در آینده خاورمیانه باشد. از این منظر، دشوارترین پرسش پیش روی واشنگتن دیگر صرفا چگونگی تضعیف توان نظامی ایران نیست، بلکه نحوه مواجهه با حکومتی است که با وجود تحمل ضربات سنگین، همچنان قادر به تحمیل هزینه‌های گسترده به رقبای خود است.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

بازگشت به جنگ یا صبر؟ اکسیوس: ترامپ و نتانیاهو درباره ازسرگیری حملات به ایران پیش از انتخابات گفتگو کردند

پزشکیان ابلاغ کرد؛ آسیب دیدگان جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه «سهمیه‌دار» می‌شوند

از روایت پیروزی در جنگ تا واقعیت بحران معیشت؛ فشار اقتصادی بر اقشار کم‌درآمد ایران سنگین‌تر می‌شود