جسیکا گنوئر، دانشیار روابط بینالملل در دانشگاه نیوساوتولز استرالیا، در تحلیلی منتشرشده در رسانه «The Conversation» معتقد است جنگ میان آمریکا و ایران در یک چرخه تکرارشونده از فشار، مذاکره، شکست توافق و بازگشت به درگیری نظامی گرفتار شده است.
چرخهای که به باور او در شرایط کنونی چشمانداز روشنی برای پایان ندارد.
به نوشته خانم گنوئر، تازهترین اختلاف میان دو طرف بر سر تنگه هرمز و شرایط بازگشایی آن، عملا تکرار اختلافاتی است که پیشتر در تفاهمنامه ماه ژوئن مطرح شده بود. ایران خواهان لغو تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدودشده و پایان محاصره نظامی آمریکا در ازای بازگشایی تنگه است، در حالی که دونالد ترامپ خواستار دریافت غرامت از ایران شده و همزمان مدعی کنترل کامل آمریکا بر تنگه هرمز است.
چرخه فشار و عقبنشینی
دانشیار روابط بینالملل در دانشگاه نیوساوتولز استرالیا مینویسد، رفتار دو طرف طی ماههای گذشته الگویی تقریبا تکراری داشته است. دونالد ترامپ در مقاطع مختلف ایران را به حملات گسترده تهدید کرده، اما سپس از مواضع نظامی خود عقبنشینی کرده و از احتمال دستیابی به توافق سخن گفته است.
در مقابل، ایران نیز میان مذاکره مستقیم، مذاکره از طریق واسطهها و رد کامل گفتوگو با آمریکا در نوسان بوده است.
خانم گنوئر همچنین به سیاست متغیر آمریکا درباره تنگه هرمز اشاره میکند؛ از اعلام محاصره دریایی بنادر ایران و اجرای کوتاهمدت عملیات اسکورت کشتیها گرفته تا لغو محاصره پس از توافق ژوئن و سپس بازگرداندن آن پس از فروپاشی توافق.
از دید نویسنده، بازگشت دوباره دو طرف به حملات نظامی نشان میدهد که توافقهای سیاسی موجود نتوانستهاند بر سر مسئله اصلی، یعنی کنترل و امنیت تنگه هرمز، راهحلی پایدار ایجاد کنند.
دوراهی دشوار آمریکا
خانم گنوئر برای آمریکا دو راه اصلی در جهت شکستن این چرخه متصور است؛ اما هر دو را پرهزینه میداند.
راه نخست، پذیرش نوعی شکست راهبردی و خروج نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا از منطقه است؛ اقدامی که میتواند عملا دست ایران را برای اعمال کنترل بیشتر بر تنگه هرمز باز بگذارد.
راه دوم، تشدید شدید عملیات نظامی و حتی اعزام نیروهای زمینی آمریکا به ایران است. نویسنده میگوید این گزینه ممکن است بتواند ایران را تحت فشار قرار دهد و چرخه حملات متقابل را بشکند، اما هزینههای نظامی و سیاسی بسیار سنگینی برای واشنگتن و منطقه به همراه خواهد داشت.
به باور او، این هزینهها در شرایطی که آمریکا در سال انتخاباتی قرار دارد، میتواند برای آقای ترامپ و حزب جمهوریخواه بسیار خطرناک باشد.
مسئله بقای حکومت ایران
در بخش دیگری از تحلیل، خانم گنوئر استدلال میکند که محاسبات تهران با محاسبات واشنگتن تفاوت دارد. از نگاه او، حکومت ایران در کنار تلاش برای کاهش فشارهای اقتصادی، حفظ کنترل تنگه هرمز را بهعنوان مهمترین اهرم فشار خود دنبال میکند.
نویسنده، انتصاب اخیر چهرههای تندرو در پستهای کلیدی امنیتی و دفاعی ایران، از جمله محسن رضایی بهعنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی، را نشانهای از آمادگی تهران برای ادامه یک جنگ طولانی ارزیابی میکند.
بر اساس تحلیل خانم گنوئر، فشارهای اقتصادی و نظامی آمریکا لزوماً حکومت ایران را به عقبنشینی سوق نداده، بلکه ممکن است به افزایش مقاومت آن منجر شده باشد. او معتقد است حکومتی که با فشار داخلی مواجه است، میتواند از یک تهدید خارجی و جنگ طولانی برای تقویت انسجام درونی و تضمین بقای خود استفاده کند.
چشمانداز تنش ایران و آمریکا
از دید جسیکا گنوئر، مشکل اصلی این است که هیچیک از دو طرف هنوز حاضر نیست هزینه سیاسی و راهبردی گزینهای را بپذیرد که میتواند به پایان واقعی درگیری منجر شود.
آمریکا نمیخواهد کنترل راهبردی تنگه هرمز را به ایران واگذار کند و در عین حال تمایلی به ورود به یک جنگ زمینی گسترده ندارد. ایران نیز ضمن تحمل فشارهای اقتصادی و نظامی، تنگه هرمز را مهمترین اهرم خود برای مقابله با آمریکا میداند.
بنابراین، به اعتقاد نویسنده، چرخه «فشار، تهدید، مذاکره، شکست توافق و بازگشت به حملات» تا زمانی ادامه خواهد یافت که یکی از دو طرف از نظر سیاسی و نظامی به نقطهای از فرسودگی برسد که پایان جنگ را مهمتر از ادامه این رویارویی بداند.
گنوئر در پایان هشدار میدهد که رسیدن به چنین نقطهای ممکن است ماهها یا حتی سالها طول بکشد.