دولت ترامپ ظاهرا در حال بازگشت به سیاست «فقط چماق و بدون هویج» است، اما هنوز توضیح نداده که چرا گمان میکند جنگ اقتصادی و بمباران، این بار نتیجه متفاوتی در پی خواهد داشت.
در حالی که ایران در روزهای خاکسپاری علی خامنهای صحنه تقابل تندروها با چهرههای به اصطلاح میانهرویی چون پزشکیان و عراقچی بود؛ ترامپ به سیاست «چماق و بدون هویج» بازگشت. آن هم پس از آنکه با خوشبینی در ورسای پای میز مذاکره نشست تا با تزریق دلار و باز کردن شیرهای نفت، ایران را به توافق معتاد کند اما رویایِ یک توافق بزرگِ ۶۰ روزه، اکنون زیر رویارویی در تنگه هرمز و بمباران ۱۷۰ هدف نظامی، رنگ باخته؛ هنوز مشخص نیست که آیا ترامپ به جز چماق، طرح تازهای برای تعامل با تهران دارد یا نه.
چند روز پیش از آنکه دونالد ترامپ پس از ضیافتی در ورسای، توافق اولیه خود با ایران را امضا کند، او و دستیارانش راهبرد خود را این گونه توصیف کردند؛ «تنگه هرمز برای تردد باز شود و آمریکا شیرهای نفت را باز کند تا ایران بتواند میلیاردها دلار نفت بفروشد.»
ترامپ در تماسی با خبرنگار نیویورک تایمز، سه روز پیش از امضای تفاهمنامه ۱۷ ژوئن گفت که طبق این نظریه، ایران پس از سالها تحریم، به سرعت به جریان درآمدها و دسترسی به دلار در بانکهای غربی معتاد خواهد شد. او درباره مذاکرهکنندگان ایرانی گفت: «آنها در واقع به این توافق افتخار میکنند. فکر میکنم از ضربه خوردن خسته شده بودند.»
فعلا هیچ توافق بزرگتری در راه نیست
اما در ظاهر ماجرا اینطور نبوده است. کمتر از یک ماه پس از این توافق، حمله به سه کشتی در کانالی خارج از کنترل ایران، ترامپ را بر آن داشت تا معافیتی را که به ایران اجازه فروش نفت میداد، لغو کند. در دو شب گذشته، ایالات متحده بیش از ۱۷۰ هدف نظامی ایران را بمباران کرده است. دستکم در حال حاضر، هیچ مذاکرهای برای توافق بزرگتر، پیچیدهتر و دائمی که دو طرف توافق کرده بودند ظرف ۶۰ روز بر سر آن مذاکره کنند، برنامهریزی نشده است.
دیپلمات کهنهکار آمریکایی: در بنبست راهبردی هستیم
اگر ترامپ و دستیارانش پس از شکست بمباران و توافق اولیه، طرح جایگزین سومی (طرح C) در ذهن دارند، آن را اعلام نکردهاند. به نظر میرسد آنها در حال بازگشت به تحریمهای نفتی و بمبارانهایی هستند که ترامپ آنها را ویرانگر میخواند، اما تاکنون تنها منجر به وضعیت پیچیده فعلی شده است.
جی دی ونس، معاون رئیسجمهوری نیز روز چهارشنبه گفته «توافق بسیار ساده است؛ اگر آنها به کشتیها شلیک کنند، ما هم آنها را به شدت میکوبیم.»
به عبارت دیگر، هویجها حذف شده و چماقها بازگشتهاند. اما دولت هنوز پاسخ نداده که چرا بر این باور است که ترکیب جنگ اقتصادی و بمباران، این بار نتیجه متفاوتی خواهد داشت. ریچارد هاس، دیپلمات کهنهکار میگوید: «ما در بنبست راهبردی هستیم. معضل اینجاست که هرچه بیشتر حمله میکنیم، ایرانیها بیشتر به زیرساختهای انرژی خلیج فارس حمله میکنند و دولت هنوز راه دفاع از این سایتها را پیدا نکرده است.»
شکافهای داخلی در ایران
ترامپ همچنین درگیر شکافهای عمیق داخلی ایران است؛ شکافهایی که این هفته در جریان مراسم تشییع آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی که در ساعات اولیه حمله به تهران کشته شد، به وضوح نمایش داده شد. در یکی از مراسمها به سمت عباس عراقچی، وزیر خارجه، سنگ پرتاب شد و او را به سازشکاری متهم کردند.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری نیز وضعیت بهتری نداشت و تیم حفاظتی او را از میان جمعیت خشمگین نجات داد.
با این حال، ترامپ در صحبتهای عمومی خود به ندرت از این شکافها سخن میگوید و طوری صحبت میکند که انگار با یک دولت یکپارچه از بالا به پایین به رهبری مجتبی خامنهای روبرو است.
شروع چالشها به دنبال ابهام در متن تفاهمنامه
یک نمونه از مشکلات، کنترل تنگه هرمز است که دولت آمریکا در حال پرداخت هزینه برای یک پاراگراف مبهم در تفاهمنامه ورسای است. پاراگراف ۵ توافق میگوید «جمهوری اسلامی ایران با امضای این تفاهمنامه، تمام تلاش خود را برای عبور ایمن کشتیهای تجاری از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس، به مدت ۶۰ روز و بدون دریافت هزینه، به کار خواهد بست.»
ترامپ و دستیارانش تصور میکردند این کلید باز کردن ترافیک کشتیهاست، اما ایرانیها آن را به عنوان مجوزی برای کنترل مسیر اصلی کشتیرانی نفت تعبیر کردند و اصرار داشتند کشتیها از نزدیکترین کانال به ساحل آنها عبور کنند. در نهایت، ایران اعلام کرد که قصد دارد برای عبور از تنگه هزینه دریافت کند.
وقتی نیروی دریایی آمریکا شروع به اسکورت کشتیها از کانال دیگری در نزدیکی عمان کرد، واکنش ایران شلیک به برخی از آن کشتیها بود. طبق گزارش «لویدز» لندن، اکنون تردد بسیار کمی از طریق تنگه انجام میشود. این همان چیزی است که ترامپ را ناامید کرده و منجر به اعلام این موضوع شده که توافق «پایان یافته» است.
تمام این وقایع، ترامپ را به همان نقطهای بازگردانده که در ماه آوریل در آن بود؛ زمانی که دریافت نیروی نظامی نمیتواند مشکل را حل کند و بسیاری در ایران هرگونه راه حل دیپلماتیک را تنها به مثابه یک دوره انتظار تا حمله بعدی اسرائیل و آمریکا میبینند.