در حالی که محاصره دریایی و بنبست دیپلماتیک، مذاکرات تهران و واشینگتن را در وضعیت بحرانی قرار داده، اختلافات داخلی بر سر نحوه معامله با آمریکا به مانعی جدی تبدیل شده است. کوروش احمدی، دیپلمات پیشین، در گفتگو با یورونیوز به واکاوی این بنبست پرداخته است.
دور دوم مذاکرات قالیباف – ونس که قرار بود در میانه هفته جاری در اسلامآباد پاکستان برگزار شود، ظاهرا به دلیل نارضایتی جمهوری اسلامی از محاصره دریایی آمریکا علیه ایران برگزار نشد. تهدیدها و لحن تحقیرآمیز دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا علیه حکومت ایران نیز ظاهرا در انصراف جمهوری اسلامی از این حضور در این مذاکرات موثر بود. با این حال به نظر میرسد که اختلافات داخلی بین مقامات حکومت ایران بر سر چند و چون معامله با ایالات متحده نیز نقش قابل توجهی در توقف مذاکرات داشته است.
با این حال دونالد ترامپ اظهار امیدواری کرده که مذاکره نمایندگان ایران و آمریکا روز جمعه (۴ اردیبهشت/ ۲۴ آوریل) در پایتخت پاکستان از سر گرفته شود.
کوروش احمدی، دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی ایران، در گفتوگویی با یورونیوز به بررسی آینده این مذاکرات پس از جنگ اخیر، موانع داخلی و خارجی آن و همچنین موضوعاتی چون غنیسازی اورانیوم پرداخته است.
او در ابتدای این گفتوگو و در تحلیل احتمال برگزاری دور دوم مذاکرات میان محمد باقر قالیباف با جیدی ونس، با توجه به مخالفتهای داخلی در ایران، تاکید کرد که از نظر او این نشست «منطقا باید برگزار شود.»
حربههایی که نفس وجود آنها مورد اعتراض طرف مقابل است
موعد قبلی، یعنی سهشنبه و چهارشنبه که مد نظر پاکستان و ظاهرا با موافقت آمریکا بود، سپری شد و ایران نتوانست تصمیم به شرکت در مذاکرات بگیرد. اما تلاشها ادامه دارد.
آقای احمدی در توضیح گفت: «ایران و آمریکا الان هر کدام حربههایی دارند که نفس وجود آنها مورد اعتراض طرف مقابل است. آمریکا محاصره دریایی علیه ایران برقرار کرده، ایران هم تردد در تنگه هرمز را محدود کرده است. یعنی دو طرف در موقعیت کموبیش مساوی قرار دارند.»
وی چنین استدلال کرد که «ایران منطقا باید با ادامه مذاکراتی که دور اول آن برگزار شد، موافقت کند؛ چون یک سری موانع قدیمی و اولیه، در دور اول مذاکرات برداشته شد. مثلا مذاکره رودررو انجام شد و گویا مذاکرات جامع هم بوده؛ حداقل در این معنی که هر طرف امکان طرح هر موضوعی را داشته است. این موانع مدتها وجود داشتند ولی در دور اول مذاکرات، از پیش رو برداشته شدند. لذا هم به این دلیل که طرفین اراده لازم را در دور اول نشان دادند و هم هر دو نیاز به خروج از این دور باطل دارند، من احتمال بیشتر میدهم که مذاکرات نهایتا ادامه پیدا کند.»
از طرف دیگر، وی معتقد است که «کنار کشیدن کامل ایران از مذاکرات، دست آمریکا را باز میکند که در بازی مقصریابی (blame game) تقصیرات را متوجه ایران کند و قاعدتا مقامات ایرانی باید متوجه این قضیه باشند. »
در ادامه و در واکنش به پرسشهایی درباره ساختار تصمیمگیری در اعزام مذاکرهکنندگان و اینکه چه کسی قالیباف را برای مذاکره با آمریکا فرستاده است، کوروش احمدی گفت که «آن طور که اعلام میشود، [مجتبی خامنهای] رهبری سوم با بدنه حاکمیت در ارتباط مستمر است.»
یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید
وی با اشاره به سازوکار رسمی تصمیمگیری در ایران و مواضع سختگیرانهتر شورای عالی امنیت ملی در قبال آمریکا مبنی بر اینکه «ذرهای عقبنشینی نمیکنیم»، گفت: «شورای عالی امنیت ملی در این زمینه تصمیمات لازم را میگیرد و هر تصمیمی که میگیرد طبق قانون باید به تایید رهبری نظام برسد. این روال عادی تصمیمگیری است و ما دلیلی نداریم در موردی این روال طی نشده باشد.»
آقای احمدی در خصوص انتقادهای مقامات مهم نظام، همچون فرمانده سپاه و سعید جلیلی، مذاکره کننده پیشین ایران، با مذاکرات کنونی یا دست کم با عملکرد قالیباف در مذاکرات گفت: «حالا طبعا در داخل شورای عالی امنیت ملی ممکن است اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد. به هر حال نهادی که به تصمیمات مشروعیت میدهد، شورای عالی امنیت ملی است، با موافقت رهبر. اگر غیر از این باشد، مشکلات اساسی ممکن است پیش بیاید. در یک مورد یک گروه هوادار جلیلی خواستار انتشار نظر رهبری از طریق یک فایل صوتی یا ویدیوئی شد ولی بعدا این توئیت خودشان را حذف کردند. اما تردیدی نیست یک عدهای مخالف مذاکرهاند. حالا من نمیدانم آیا سعید جلیلی را هم باید جزو مخالفان مذاکره بدانیم یا جبهه پایداری را یا طیفی در صداوسیما را؟»
روایت پشت پرده واکنش شعام به پیامهای ترامپ و عراقچی
در بخش دیگری از این گفتوگو، زمانی که درباره تناقض ظاهری میان مواضع مذاکرهکنندگان و بیانیه تند شورای عالی امنیت ملی (شعام) پرسیده شد، احمدی چنین توضیح داد که «آن بیانیه در پی توئیت آقای عراقچی بود که گفت در پی اعلام آتشبس در لبنان، تنگه هرمز را در حد امکانات فنی و با هماهنگی تا پایان مدت آتشبس باز میکنیم. واکنش شورای عالی امنیت ملی در واقع به پست ترامپ بود. ترامپ بعد از توئیت عراقچی اعلام کرده بود که به رغم باز شدن تنگه هرمز، محاصره دریایی ایران ادامه پیدا میکند. در واکنش به این پست ترامپ بود که شعام صحبت از بستهماندن تنگه هرمز کرد. نفس این بیانیه را نمیتوان نشانه اختلاف قالیباف و شورای عالی امنیت ملی دانست.»
بعد از اینکه عراقچی اعلام کرد که تنگه هرمز باز شده و ترامپ هم چند پست در شبکه تروث سوشال منتشر کرد، این بحث در بین تندروهای داخلی مطرح شد که قالیباف و عراقچی امتیازاتی به آمریکا دادهاند که بیش از حد بوده است. سپس شورای عالی امنیت ملی گفت ذرهای عقبنشینی نمیکنیم.
کوروش احمدی با رد این برداشت که موضع شورای عالی امنیت ملی در واقع موضعی علیه مذاکرات قالیباف و عراقچی قلمداد شده است گفت: «برداشت من این است که موضع شورای عالی امنیت ملی در واکنش به پستهای ترامپ بود. عراقچی روز قبلش گفته بود تنگه هرمز باز شده، ترامپ هم آن مواضع را که گفتم، در شبکه اجتماعیاش اتخاذ کرد. اگر ترامپ بر تداوم محاصره دریایی ایران تاکید نمیکرد، به نظرم تنگه هرمز میتوانست همان طور که آقای عراقچی گفته بود، باز بماند.»
یکی از محورهای اصلی این گفتوگوها، موضوع غنیسازی اورانیوم و امکان پذیرش تعلیق بلندمدت آن در فضای سیاسی ایران پس از کشتهشدن علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی است.
احمدی در پاسخ به این پرسش که آیا ساختار سیاسی ایران توان پذیرش تصمیمی همچون کنار گذاشتن غنیسازی به مدت ۲۰ سال را دارد، گفت: « فکر میکنم هر تصمیمی در این مورد از کانال تصمیمگیری گرفته شود، یعنی با تصویب شورای عالی امنیت ملی و تایید رهبر، همه آن تصمیم را میپذیرند. البته این پذیرش از جانب همه لزوما با طیب خاطر نخواهد بود. شاید یک جریان داخلی هم مخالف این تصمیم باشد و مخالفتش را ابراز کند ولی مصلحت یک کشور ۹۰ میلیون نفری، نمیتواند تابع ملاحظات اقلیتی باشد که ممکن است نظراتشان زمینهساز برخورد نظامی مخربتری باشد.»
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
او در تکمیل تحلیل خود اضافه کرد: «فرض من این است که غنیسازی برای ساخت بمب نبود چون فتوایی داده شده بود که ساخت بمب حرام است. اما به غیر از این، غنیسازی در حجم و درصدی که نیازی برای آن نبود، دو دلیل دیگر میتوانست داشته باشد. اول اینکه، موجب بازدارندگی در برابر حمله نظامی شود که از ابتدا معلوم بود چنین تصوری بیپایه است و اکنون با این دو جنگی که بوقوع پیوست، ثابت شده که غنیسازی موجب بازدارندگی نظامی نمیشود. دلیل دوم میتوانست این باشد که غنیسازی اهرمی باشد برای چانهزنی بر سر لغو تحریمها. یعنی شاید این تصور وجود داشت که اگر ایران اهرم غنیسازی را نداشته باشد، آمریکا هرگز تحریمهایش را لغو نخواهد کرد. اگر انگیزه این بوده و این حربه برای چانهزنی و مذاکره بوده، الان باید در همین جهت مورد استفاده قرار گیرد و سعی در لغو تحریمها از این طریق بشود و قاعدتا همه در داخل نظام نیز باید این استفاده مذاکراتی از غنیسازی را بپذیرند. حالا اگر کسانی اوهامی دارند که برای عقلا قابل درک و فهم نیست، کشور نمیتواند معطل این افراد باشد و باید راه خودش را برود.»
ادبیات عاشورایی در سیاست خارجی ایران
در ایران افرادی هستند که میگویند جمهوری اسلامی نباید زیر بار زور برود؛ همان طور که حسین بن علی زیر بار زور نرفت. وحید جلیلی، قائممقام صداوسیما و برادر سعید جلیلی، اخیرا سخنرانی کرد و خطاب به ترامپ گفت در نبرد عاشورایی ما، خواهی فهمید که حسین کیست و پیروان حسین کیانند. خود آقای خامنهای هم میگفت ما تسلیم نمیشویم.
کوروش احمدی در پاسخ به نگاه جریانهای تندرو نسبت به تقابل با آمریکا و استفاده از این ادبیات عاشورایی در سیاست خارجی، تأکید کرد که: «آقای وحید جلیلی و دیگرانی مثل او، گروهی هستند که نظرات خاص خودشان را دارند. این افراد ممکن است فکر کنند که میتوانند یک سری نمادها از گذشته اسلامی را در دنیای امروز هم مبنای کار قرار دهند. ولی تا جایی که به آقای خامنهای مربوط میشود، من فکر میکنم نظر ایشان این بود که ما غنیسازی را با زور و تهدید متوقف نمیکنیم. یعنی اگر قرار میشد غنیسازی از کانال مذاکراتی و از طریق روندهای قانونی خاص خودش متوقف شود، شاید مشکلی پیش نمیآمد. بحث این است که این کار باید از کانال خودش انجام شود نه بر پایه زور و تهدید عریان و تحریم.»
وی تاکید کرد: «من و شما ممکن است فکر کنیم که سیاست، بخصوص روابط بینالملل، عرصه ممکنات و توازن قوا و ... است و باید انعطاف لازم را داشت؛ اما مشکل این است که ما تصمیمگیرنده نیستیم. اکنون غنیسازی میتواند در ازای رفع تحریمها تعلیق شود اگرچه ایران در چارچوب حقوق بینالملل و مفاد انپیتی حق غنیسازی را برای خودش محفوظ میداند و اگر در آینده چندین نیروگاه بسازد، میتواند غنیسازی را برای مصارف نیروگاهی خودش ادامه دهد. یعنی بحث بر سر این است که ایران تعلیق غنیسازی را بپذیرد نه توقف قطعی و دائمی آن را.»
به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
در ادامه گفتوگو بااین دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی ایران، موضوع به اظهارات رهبر کشته شده جمهوری اسلامی درباره بیعت نکردن با افرادی «مثل یزید» و نسبت آن با ادبیات جریانهای تندرو از جمله وحید جلیلی کشیده شد؛ جایی که این پرسش مطرح میشود که آیا چنین ادبیاتی در پیوند دادن پرونده غنیسازی و مذاکرات به روایتهای تاریخی و مذهبی همجون عاشورا و کربلا، تفاوتی میان نگاه رسمی علی خامنهای و نگاه جریانهای تندرو باقی میگذارد یا نه.
آقای احمدی در واکنش به این موضوع توضیح داد که «این حرفها جدلهایی است که ممکن است در کلام رهبران سیاسی دیده شود. ترامپ هم صبح تا شب ببینید چه حرفهایی میزند. رهبران سیاسی مخاطبان متعددی دارند و برای رضایت پایگاه اجتماعیشان حرفهایی میزنند که این حرفها را نمیتوان مبنا قرار داد.»
دو طرف زندانی شعارهایی هستند که قبلا دادهاند
آقای خامنهای از نیمه دوم سال ۱۳۸۲ که مذاکرات هستهای بین ایران و غرب آغاز شد تا پایان سال ۱۴۰۴، بیش از ۲۲ سال فرصت داشت موضوع غنیسازی را از مسیر مذاکراتی و کانالهای خاص و قانونی به شکلی مدیریت کند که کار به جنگ کشیده نشود، اما چون مسئله برای او حیثیتی بود، این روند به نتیجه مطلوب نرسید و در نهایت کار کشور به جنگ کشیده شد.
یورونیوز با اشاره به این سلوک و میراث سیاسی رهبر سابق ایران، این پرسش را مطرح کرد که بقایای جناح اصولگرا چگونه میتوانند غنیسازی را کنار بگذارند و با آمریکا توافق کنند.
کوروش احمدی در پاسخ به این پرسش گفت: «این تصمیمی است که در هر مقطع نظام سیاسی باید اتخاذ کند. نظام سیاسی هم پروسهای دارد برای تصمیمگیری. این پروسه و روند اگر طی شود و تصمیمی گرفته شود، قطعا کسانی هم با این تصمیم مخالف خواهند بود. هیچ تصمیمی با نظر موافق تمام اعضا و طرفداران یک حکومت اتخاذ نمیشود. نظر اکثریت آنها مبنای تصمیمگیری است. در این مورد هم ما باید امیدوار باشیم که تصمیم لازم با نظر اکثریت تصمیمگیرندگان گرفته شود و رشته خسارات عظیم از این نقطه قطع شود و کشور از افتادن به ورطه یک جنگ دیگر خلاصی پیدا کند.»
کوروش احمدی با اشاره به تجربه ۲۲ ساله ایران در مذاکرات گفت که حتما و صد در صد به حصول توافق مطمئن نیست. این دیپلمات پیشین افزود: «نمیگویم حتما توافق میکنند. میگویم امیدوارم که توافق کنند و فکر میکنم ما الان روی این ریل هستیم و باید دید آیا میتوانند با هم توافق کنند یا نه؟ یعنی آیا آمریکا میپذیرد تا درجهای معقول و منصفانه برخورد کند؟»
وی با اشاره به چالشهای آقای ترامپ در داخل آمریکا گفت: «البته میدانیم که ترامپ هم ملاحظات خودش را دارد. ترامپ هم گرفتار سیاست داخلیاش است و میخواهد چیزی بدست بیاورد که شباهتی به برجام اوباما نداشته باشد. با توجه به همین ملاحظات شما، باید گفت هر دو طرف زندانی یک سری شعارهایی هستند که قبلا دادهاند. اینکه بتوانند از این زندانی که خودشان برای خودشان درست کردهاند، خلاص شوند، معلوم نیست. باید صبر کنیم و ببینیم.»
چالش عبور از میراث سیاسی علی خامنهای
در مجموع به نظر میرسد میراث سیاسی آقای خامنهای، یکی از موانع توافق و صلح بین ایران و آمریکا است.
کوروش احمدی با تایید این گزاره گفت که «به هر حال عبور از میراث سیاسی رهبرانی که چند ده سال حکومت کردهاند، معمولا کار آسانی نیست. ولی پیمودن چنین مسیری باز برمیگردد به همان پروسه تصمیمگیریای که باید طی شود؛ اینکه آیا اعضای شورای عالی امنیت ملی این تصمیم را میگیرند و رهبر فعلی تصمیم آنها را امضا میکند یا نه؟ در حکومتها و دولتهایی که تصمیمگیری موکول به موافقت یک جمع باشد، راهی غیر از این نیست؛ مگر اینکه یک نفر مثل رضاشاه سر برآورد که کسی اصلا جرأت نکند در برابرش حتی نظر بدهد.»
مهمترین عاملی که میتواند عبور از میراث سیاسی آقای خامنهای را رقم بزند، شاید این باشد که رهبر جدید جمهوری اسلامی، برای اینکه بتواند در کشور رهبری کند، ناچار است به وضعیت جنگی خاتمه دهد تا بتواند در انظار عمومی ظاهر شود.
به فیسبوک یورونیوز فارسی بپیوندید
کوروش احمدی در این خصوص اظهار داشت: «طبیعی است. این مشکلی است که باید رفع شود. البته من نمیدانم که رهبر فعلی مشکل بیماری و جراحت دارند یا به دلایل امنیتی در جمعها ظاهر نمیشوند. ولی به هر حال اگر آتشبس پایداری شکل بگیرد، حضور رهبر فعلی جمهوری اسلامی در انظار عمومی آسانتر میشود. همه این ملاحظات، نهایتا در تصمیمگیری تاثیرگذارند. ولی از همه چیز مهمتر، این است که جنگ مجددا آغاز نشود و داراییهای مشترک ایرانیان و زیستپذیری سرزمین ایران، به شکل گستردهای هدف تخریب و نابودی قرار نگیرد. این چیزی است که من فکر میکنم هر ایرانیای باید نسبت به آن حساس باشد. قطعا از طریق جنگ، هیچ وقت هیچ مشکلی حل نشده. این حکم درباره وضعیت امروز ایران نیز جاری است. باید صلح برقرار شود تا مردم بدانند چه کار باید بکنند و چه کار میتوانند بکنند. میدانیم که جنگ برخلاف تصور غلط بسیاری، موجب شد تا بسیاری روندها به محاق برود.»
شعارهای ناسیونالیستی در کنار حمایت از جمهوری اسلامی
یورونیوز در ادامه به برخی شعارهای ناسیونالیستی در حمایت از جمهوری اسلامی اشاره میکند و تناقض میان این شعارها و پیامدهای جنگ و تخریب گسترده کشور را مطرح کرد. این افراد، به قول خودشان، حاضرند برای ایران کشته شوند ولی حاضر نیستند غرورشان را برای حفظ ایران و عدم تخریب گسترده این سرزمین کنار بگذارند.
کوروش احمدی در پاسخ گفت «کاملا موافقم. ایران باید مقدم بر هر ملاحظه دیگری باشد. هر ملاحظه شخصی، حزبی، مرامی و ایدئولوژیک باید ذیل مفهوم ایران و بقای ایران تعریف شود. به هر حال باید عرصهای وجود داشته باشد که در آن عرصه بشود کاری کرد. وقتی عرصهای وجود نداشته باشد، هیچ حزب و گروه و فکر و ایدئولوژیای باقی نمیماند.»
در حالی که برخی مقامات از جمله خود آقای خامنهای بر نیاز ایران به غنیسازی اورانیوم برای مصارف پزشکی و تامین برق تاکید دارند، منتقدان هشدار میدهند که ادامه این روند میتواند کشور را در معرض درگیریهای گسترده و حتی جنگ قرار دهد.
در مقابل، برخی جریانهای تندرو با رد این نگرانیها، تهدید به پاسخ متقابل در صورت حمله احتمالی کرده و حتی بر ادامه درگیری تا «محو اسرائیل» تاکید کردهاند.
کوروش احمدی در این خصوص به یورونیوز توضیح داد که «به هر حال این شعارها و رجزخوانیها در جریان جنگها همیشه بوده و هست. شعارهایی از این دست جدی نیست و امیدوارم گویندگان این شعارها زندانی شعارهایشان نشوند. ابتدا باید کشوری به نام ایران به شکل زیستپذیر در این منطقه دشوار وجود داشته باشد تا پس از آن بتوان صنعت هستهای یا هر صنعت دیگری را داشت و در جهت بهبود شرایط زندگی مردم کوشید.»