یورگن هابرماس، که از او به عنوان یکی از تاثیرگذارترین فیلسوفان معاصر آلمان یاد میشد، در سن ۹۵ سالگی در شهر استارنبرگ واقع در ایالت باواریا دیده از جهان فروبست.
به گزارش انتشارات «سورکمپ»، آقای هابرماس، از برجستهترین متفکران آلمان پس از جنگ، روز شنبه در آستانه ۹۶ سالگی درگذشت.
آثار او در حوزههای ارتباطات، عقلانیت و جامعهشناسی، او را به یکی از ستونهای اندیشه معاصر و چهرهای پیشرو در «مکتب فرانکفورت» در کنار متفکرانی چون تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر بدل کرد. شهرت جهانی او عمدتا وامدار بازنگری در «نظریه انتقادی» است؛ نظریهای که با کالبدشکافی سیاست، فرهنگ و اجتماع، ساختارهای قدرت و مناسبات سلطه را به چالش میکشد.
آقای هابرماس آخرین بازمانده از نسل طلایی مکتب فرانکفورت بود که تا واپسین سالهای حیات، از مداخله و اظهارنظر در مسائل سیاسی روز باز نایستاد. از میان آثار بیشمار او، کتاب دو جلدی «نظریه کنش ارتباطی» (۱۹۸۱) جایگاهی ویژه در تاریخ فلسفه قرن بیستم دارد.
از ویرانههای نازیسم تا ستیز با رادیکالیسم
یورگن هابرماس که متولد ۱۹۲۹ در دوسلدورف بود، بسان بسیاری از همنسلانش در نوجوانی عضو «جوانان هیتلری» شد؛ اما فروپاشی رژیم نازی در ۱۵ سالگی، نقطه عطفی در زندگی او رقم زد. او بعدها فاش شدن جنایات نازیها را لحظهای سرنوشتساز دانست که او را به سوی فلسفه و نظریه اجتماعی سوق داد: «ناگهان دریافتیم در نظام سیاسی جنایتکاری زندگی کردهایم.»
رابطه او با جنبشهای دانشجویی چپگرای دهه ۶۰ میلادی، آمیزهای از همراهی و انتقاد بود. او اگرچه با کلیت جنبش همدل بود، اما با هرگونه رادیکالیسم و خشونتطلبی مخالفت کرد و نسبت به ظهور آنچه «فاشیسمِ چپ» مینامید، هشدار داد؛ هرچند بعدها اذعان کرد که این جنبشها سهم بسزایی در «لیبرالیزهشدن بنیادین» جامعه آلمان داشتند.
تاثیر زیست شخصی بر اندیشه
نقص مادرزادی (شکاف کام) و جراحیهای متعدد در دوران کودکی، به گفته خود هابرماس، زیربنای فکری او را درباره اهمیت زبان و ارتباطات شکل داد.
همسر او، اوته هابرماس-وسلهوفت، سال گذشته درگذشت. از این فیلسوف بزرگ، سه فرزند به نامهای تیلمن، ربکا (متوفی ۲۰۲۳) و جودیت به یادگار مانده است.