روسیه درست چهار سال پیش در چنین روزی، یعنی در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ میلادی حملهای تمامعیار به خاک اوکراین را آغاز کرد که همچنان ادامه دارد. در این مدت کشورهای غربی سعی کردهاند با اعطای انواع کمکهای اقتصادی و نظامی به کییف و وضع تحریمهای سنگین علیه روسیه، از طرف اوکراینی این نبرد نابرابر حمایت کنند.
اگرچه «تهدید رو به رشد روسیه برای امنیت اروپا» به خودی خود یک انگیزه قوی برای این حمایت بود، اما تلاشهای ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهوری اوکراین نیز نقش مهمی در متقاعدسازی رهبران جهان بویژه در موضوع «سرعت، زمانبندی و مقیاس تصمیمگیریهای غرب» در قبال اوکراین داشت.
زلنسکی از چه تکنیکهایی برای متقاعدسازی رهبران غربی و تقویت ائتلاف بینالمللی ضد پوتین استفاده کرد؟
تحلیلگران، موفقیت او در جذب حمایت گسترده غرب را محصول یک استراتژی ارتباطی دقیق و یک دیپلماسی عمومی هدفمند، همگام با منافع ژئوپلیتیک غرب میدانند.
بازیگری که بر «صحنه جهانی» قدم گذاشت
ولودیمیر زلنسکی در سال ۲۰۱۹ میلادی زمانی که ۴۱ سال داشت، با کسب ۷۳.۲۲ درصد آرا در انتخابات ریاست جمهوری کشورش به پیروزی رسید.
به نظر تحلیلگران، پیشزمینه حرفهای او به عنوان بازیگر، نهتنها به پیروزی او در این انتخابات کمک کرده، بلکه باعث شده او بتواند از تکنیکهای «پیامرسانی موثر» برای متقاعدکردن مخاطبان بینالمللی خود از افکار عمومی جهانی گرفته تا قانونگذاران و سیاستمداران، بیشترین بهره را ببرد.
زلنسکی نقش قابل توجهی در تشریح هدفمند موضوع این جنگ، حساسکردن رایدهندگان غربی و تحت فشار قرار دادن سیاستمداران غربی داشته است و در این چهار سال عمده مخاطبانش را چهار گروه تشکیل میدادند: افکار عمومی جهان، مردم اوکراین، مردم روسیه، دولتها و نهادهای بینالمللی.
۱- سبک گفتگوی زلنسکی با افکار عمومی جهان
در کنار مذاکرات فشرده او با قدرتهای غربی، زلنسکی بر این موضوع واقف بود که اگر بتواند افکار عمومی کشورهای بیشتری را متقاعد کند، آنگاه حمایتهای بیشتری نیز دریافت خواهد کرد زیرا افکار عمومی میتوانند بر تصمیمات سیاسی کشورها تاثیر بگذارند و رهبرانشان را تحت فشار قرار دهند.
او همچنین از این موضوع آگاه است که با جلب حمایت افکار عمومی جهان، دولتها آسانتر با تامین هزینه کمکهای اقتصادی و نظامی بیشتر به اوکراین موافقت خواهند کرد.
با این هدف، زلنسکی در این چهار سال سخنانش را برای هر مخاطبی که خطاب قرار داده (پارلمانها، کنگرهها و رسانهها) بصورتی ویژه تهیه کرده و در هر سخنرانی سعی داشته تجربیات یا ویژگیهای مشترکی میان خود و مخاطبانش را پیدا کند تا بتواند از این مسیر، آنها را بیشتر با رنج مردم اوکراین مرتبط کند و در جلب همدلی و حمایتشان موفق شود.
زلنسکی با همین هدف، در سخنرانیهایش مقابل افکار عمومی نیز همواره به دنبال یافتن شباهتهایی میان لحظات تاریخی و سرنوشتساز مردم آن کشور و خاطرات جمعی آنها، با وضعیت فعلی اوکراین بوده است.
بطور مثال، او برای خطاب قرار دادن یهودیان سراسر جهان و متقاعد کردن آنها به حمایت از اوکراین، از زبان عبری استفاده میکند و در پیامهایش به موضوعاتی اشاره دارد که برای جامعه یهودی مهم است. مثلا زلنسکی در یکی از پستهای خود در فیسبوک خطاب به آنها مینویسد: «بسیار مهم است که میلیونها یهودی در سراسر جهان ساکت نمانند. نازیسم در سکوت متولد شد؛ پس درباره کشتار غیرنظامیان و قتل اوکراینیها فریاد بزنید.»
زلنسکی در جریان سخنرانی خود در پارلمان اسپانیا نیز به ماجرای بمباران شهر «گرنیکا» در ۲۶ آوریل ۱۹۳۷ اشاره کرد. شهری در منطقه خودمختار باسک اسپانیا که در طول جنگ داخلی اسپانیا یکی از مهمترین سنگرهای مبارزان مخالف فرانکو بود. زلنسکی گفت: «به نظر میرسد به سال ۱۹۳۷ برگشتهایم؛ زمانی که تمام جهان شهر گرنیکا را میشناختند. حال تصور کنید که بار دیگر شهروندان اروپا مجبور شوند هفتهها در زیرزمینها زندگی کنند تا جان خود را از بمبارانها و حملات موشکی نجات دهند.»
او در جریان سخنرانی در کنگره ایالات متحده با حضور جو بایدن، رئیس جمهور وقت آمریکا نیز به وقایع حمله به «پرل هاربر» در جریان جنگ جهانی دوم و حمله ۱۱ سپتامبر اشاره کرد.
زلنسکی در اوایل جنگ، در سخنرانی خود در مجلس عوام بریتانیا نیز گفت: «برای ما اکنون "بودن یا نبودن" مساله شده است. این مساله شکسپیر بود و ما برایش یک پاسخ محکم یافتیم که قطعا "بودن" است.» سخنرانی او که تشویق ایستاده حضار را در پی داشت، با دقت برای مخاطبان بریتانیایی و با بهرهگیری از لفاظیهای چرچیل و شباهتهای تاریخی نوشته شده بود تا روحیه مقاومت بریتانیا در طول جنگ جهانی دوم را تداعی کند.
زلنسکی همین الگو را در تمام سخنرانیهایش در پارلمانهای جهان تکرار کرد که اهتمام او بر نقش حیاتی ارتباطات استراتژیک در طول یک درگیری با هدف متحد کردن مردم، تقویت روحیه و جلب حمایت بینالمللی را نشان میداد.
۲- دیپلماسی عمومی و جنگ «روایتها»
اصرار زلنسکی بر این استراتژی ارتباطی، یک دلیل دیگر هم دارد: در این جنگ، ارتباطات به عنوان یک عامل و ابزار تعیینکننده، مورد استفاده هر دو طرف قرار گرفته است.
«جنگ ارتباطات» رویارویی مستقیمی بین روایتهای اوکراینی و روسی است که هم در داخل و هم در خارج از مرزهایشان منتشر میشوند. هر دو سوی جبهه، از این مسیر سعی دارند بر افکار عمومی تاثیر بگذارند و حمایت یا مشروعیتی برای اقدامات خود را به دست آورند.
روسیه نیز برای توجیه تهاجم خود، کاستن از بحران اعتبارش و کسب حمایت در داخل و خارج از کشور روی «جنگ ارتباطات» سرمایهگذاری کرده است؛ با این وجود شواهد حاکی از آن است که اوکراین دستکم در «جنگ روایتها» پیروز میدان بوده است.
تا کنون تلاش اوکراینیها در ارائه ترکیبی از اطلاعات محلی از جنگ، عکسهای واقعی و پیامهای اقتباسیافته برای هر مخاطب سیاسی ویژه، یکی از مهمترین عناصر جذب حمایت افکار عمومی غرب بوده است.
روایتها همچنین به جای تمرکز صرف بر پیامهای نظامی، خطرات جهانی شکست اوکراین را برجسته میکنند؛ این پیام که اگر روسیه در اوکراین پیروز شود «نظم امنیتی اروپا و سیستمهای مبتنی بر قانون بینالملل» در خطر قرار میگیرند.
پیامهای زلنسکی نه فقط به عنوان درخواستی برای کمک، بلکه بصورت یک «روایت اخلاقی» تبیین میشوند که جنگ اوکراین را نمادی از دفاع از آزادی، دموکراسی و نظم بینالملل جلوه میدهد.
همین سبک ارتباطی باعث شده تا زلنسکی در رسانههای غربی تبدیل به «چهره مرکزی جنگ اوکراین» شود و نه صرفا رئیسجمهور یک کشور در حال جنگ، بلکه نماد مقاومت در برابر تجاوز.
۳- زلنسکی در مقابل رسانههای بینالمللی
زلنسکی در مجموع رابطهای صمیمانه و نزدیک با رسانهها دارد؛ زیرا میداند که آنها رهبران افکار عمومی هستند و همراه با کمپین رسانههای اجتماعیاش، بهترین کانالها برای انتشار پیام او هستند.
استراتژی ارتباطی زلنسکی بر گفتمان مستقیم، نزدیک و احساسی متمرکز است که ارتباط با مخاطبانش را تسهیل میکند و در نتیجه، روایت اوکراینی بیشتر پخش میشود.
او همواره سعی دارد هنگام صحبت مقابل رسانههای بینالمللی، از عباراتی استفاده کند که در اذهان باقی میمانند و رسانهها نیز دوست دارند آنها را تکرار کنند. بطور مثال او بارها گفته است: «من مطمئنم که پیروز خواهیم شد و این پیروزی برای کل جهان دموکراتیک خواهد بود.»
تجربه او به عنوان یک بازیگر به او کمک کرده تا بداند چگونه در مقابل دوربینها رفتار کند، ارتباطات کلامی را مدیریت کند و از نمادهایی همچون پرچمها، بنرها و لباس نظامی بخوبی استفاده کند.
پاتریک پییر گارسیا، روزنامهنگار فرانسوی، به خوبی دستاوردهای کمپین ارتباطی اوکراین در کشورهای غربی را خلاصه میکند: «غرب در مورد اوکراین هیجانزده است. زلنسکی ابزارهای قدرت نرم و احساسات را در جهان غرب تشخیص داده و از آنها برای اعمال فشار و تحریم روسیه نهایت استفاده را میبرد.»
۴- سبک گفتگوی زلنسکی با مردم اوکراین و روسیه
زلنسکی برای گفتگو با اوکراینیها نیز عمدتا بر نوعی گفتمان صمیمی و مستقیم تاکید دارد؛ سبک گفتاری با تکیه بر شخصیت روزمره و غیررسمی او. بر همین اساس نیز بطور گسترده به انتشار ویدئوهای سلفی از خود میپردازد.
همین ارتباط نزدیک و پیگیرانه، در تبدیل شدن او به نماد مقاومت و میهنپرستی برای هموطنانش بویژه در اولین سال جنگ، نقش مهمی ایفا کرد.
مردم روسیه نیز از مهمترین مخاطبان زلنسکی هستند. او برای موفقیت در این میدان، همواره سعی داشته بر تمام عناصر فرهنگی و تاریخی دو کشور تمرکز کند تا منجر به برانگیخته شدن احساسات مشترک میان مردم دو ملت شود.
پیامهای زلنسکی به مردم روسیه مبتنی بر توضیح تمام عناصری است که هر دو کشور را متحد میکند و سعی دارد روسها را متقاعد کند که در داخل کشور با ولادیمیر پوتین مخالفت کنند.
زلنسکی با مردم روسیه، به زبان روسی صحبت میکند و با هدف از بین بردن استدلالهای دولت روسیه مبنی بر اینکه این تهاجم به منظور نازیزدایی از اوکراین انجام شده، بیپرده درباره زندگی شخصی و خانوادگی خود سخن میگوید.
۵- زلنسکی در شبکههای اجتماعی
زلنسکی بر خلاف سیاستمداران سنتی که هنگام خطاب قرار دادن مخاطبانشان گفتمانی خشک و رسمی دارند، زبانی سهل و نرم برای ارتباط را برگزیده و سخنانش مملو از بداههپردازی و حداکثر سازگاری با محیط است.
او میداند که برای ترغیب مخاطبان خود و دستیابی به اهداف سیاسی و نظامیاش، چگونه احساسات را برانگیزد و به همین دلیل در اوایل جنگ، تنها معدود رهبرانی در جهان (از جمله نارندا مودی در هند، جوکو ویدودو رئیس جمهوری پیشین اندونزی، دونالد ترامپ و باراک اوباما) توانستند در جذب مخاطب در شبکههای اجتماعی از او پیشی بگیرند؛ آنهم در حالی که اوکراین جمعیت، اقتصاد و اهمیت بینالمللی بسیار کمتری نسبت به قدرتهایی مانند هند، اندونزی، برزیل یا ایالات متحده دارد.
او از لحنی انسانی و قابل فهم استفاده میکند و بهطور منظم وضعیت جنگ را در شبکههای اجتماعی و رسانهها گزارش میدهد.
دسترسی مستقیم او به میلیونها کاربر جهانی برای انتشار روایت اوکراینی از این جنگ نیز نقش مهمی در بسیج افکار عمومی به نفع این کشور و انزوای بیشتر روسیه داشته است.
۶- ابتکار عمل در تبدیل موضوع «اوکراین» به موضوع امنیت جمعی
زلنسکی در بسیاری از دیدارهایش با رهبران جهان، خود مبدع طرحهای بینالمللی برای حمایت از کشورش بوده است.
بطور مثال در چهارچوب برنامه معروف «طرح پیروزی» (Victory Plan) که در نشستهای اروپایی مطرح کرد، به دنبال گامهای مشخص اتحادیه اروپا و ناتو برای تقویت توان دفاعی اوکراین بود و درنهایت نیز اگرچه واکنش غرب نسبت به برخی بندهای این طرح کمتر از انتظار بود، اما از بسیاری از مفاد آن استقبال شد.
دیدارهای زلنسکی با رهبران اروپایی از جمله در جریان نشست لندن و شکلگیری «Coalition of the Willing» (ائتلاف بیعتکنندگان برای حمایت از اوکراین) نیز نشان داد که او توانسته همگرایی جدیدی میان رهبران غربی به وجود آورد؛ که بحثی فراتر از واکنش طبیعی در قبال یک بحران است.
تحلیلها از روشهای بیانی و قدرت متقاعدسازی در سخنرانیهای او، به این نکته اشاره میکنند که ظرفیت او در به تصویر کشیدن بحران و برجسته کردن پیامدهای انسانی آن، به تقویت توجهات رسانهای و سیاسی کمک بسزایی کرده است.
او بارها هشدار داده که «حمله به اوکراین نه تنها مشکلی برای اوکراینیها، بلکه برای تمام اروپا و جهان» است و میتواند به «جنگی عظیم در قاره اروپا» منجر شود. او با اشاره به قدرت هستهای روسیه، این جنگ را «جرقهای» تعریف میکند که پتانسیل سوزاندن همه چیز را دارد.
زلنسکی در سخنرانی خود در پارلمان کانادا با هدف جلب احساسات شهروندان و سیاستمداران کانادایی گفت: «آیا میتوانید تصور کنید که آتش و انفجار از یک نیروگاه هستهای شروع شود؟ این دقیقا همان چیزی است که در کشور ما روی داده... آنها از هر شهری که عبور میکنند، پرچمهای اوکراین را پایین میآورند. آیا میتوانید تصور کنید که کسی پرچمهای کانادای شما را در مونترال و سایر شهرهای کانادا پایین بکشد؟»
اوکراین نمیتواند به تنهایی از نظر نظامی یا اقتصادی در برابر روسیه بایستد و پیامهای هشدارآمیز زلنسکی در موضوع تهدید جهانی علیه نظم اروپا درنهایت نیز به حمایت نظامی و سیاسی بیشتر منجر شده است.
در اینجا باید بار دیگر یادآوری کرد که سیاستهای حمایتی غرب صرفا ناشی از گفتار زلنسکی نیست بلکه ترکیبی از گفتار موثر او، منافع استراتژیک غرب و رقابت ژئوپلیتیک با روسیه بوده که در شکل گیری ائتلافها در حمایت از اوکراین و جاری شدن کمکها به سمت این کشور نقش داشته است.
حمایت از اوکراین به دلایلی فراتر از همدلی انساندوستانه انجام میشود. برای قدرتهای غربی، تضعیف روسیه و جلوگیری از تغییر مجدد مرزهای اروپا با زور، یکی از پایههای اصلی امنیت جمعی پس از جنگ سرد است.