با نزدیک شدن به پایان ضربالاجل ترامپ، گسیل نیروهای آمریکایی به خاورمیانه همچنان ادامه دارد و احتمال آغاز حملات آمریکا علیه ایران هر لحظه افزایش مییابد. اما چنین حملاتی چگونه خواهد بود و آمریکا از چه تجهیزاتی برای انجام موفق آنها استفاده خواهد کرد؟
مقامات آمریکایی تاکنون از چهار هدف احتمالی استقرار گسترده نیروها در خاورمیانه و مقابله با جمهوری اسلامی ایران سخن به میان آوردهاند. اما تحقق هر یک از این اهداف احتمالی که شامل حذف رهبری جمهوری اسلامی، نابودی برنامه موشکی ایران، نابودی برنامه هستهای ایران و فشار برای دستیابی به توافق هستهای است، مستلزم اقدامات متفاوت است و ریسکهای متفاوتی را در پی خواهد داشت.
نشریه آمریکایی آتلانتیک با گفتگو با مقامات دفاعی کنونی و پیشین ایالات متحده سعی کرده است تصویری از چگونگی اقدامات احتمالی آمریکا برای نیل به هر یک از این اهداف ترسیم کند.
پاسخ این مقامات بر پایه کارزارهای پیشین آمریکا و با در نظر گرفتن احتمال اقدامات تلافیجویانه ایران است.
یک فرمانده سابق آمریکایی گفت: «مساله گزینههای نظامی فقط کارهایی نیست که ما میتوانیم انجام دهیم، بلکه مساله محافظت از خودمان و منافعمان در جریان واکنش اجتنابناپذیر ایران مطرح است.»
سناریوی «چماق بزرگ»
هنوز ممکن است صرف تهدید به اقدام نظامی یعنی چیزی شبیه سیاست «چماق بزرگ» تئودور روزولت، لزوم جنگ را از بین ببرد و تهران را به پذیرش توافقی برای محدود کردن برنامه هستهای سوق دهد. حضور برد کوپر، فرمانده سنتکام در دور نخست مذاکرات در عمان نیز به نوعی نمایش قدرت نظامی آمریکا و یادآوری پیامدهای احتمالی شکست مذاکرات بود.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا روز پنجشنبه گفت: «رئیسجمهوری مذاکرهکننده و به دنبال توافق است. عاقلانه است که ایران آن توافق را در نظر داشته باشد.»
به گزارش آتلانتیک، به نظر میرسد همین تقویت نظامی با هدف ارسال پیامی آشکار به ایران طراحی شده است. ردیابهای پرواز این هفته حرکت دهها هواپیمای نظامی آمریکا به سوی منطقه را ثبت کردند. ارتش میتواند پیش از عملیات، جابهجاییهای نیروها را مخفیانهتر انجام دهد و کاری کند هواپیماها تا حد امکان از دید پنهان بمانند. به گفته یک فرمانده نظامی آمریکایی مستقر در خاورمیانه، در جریان حملات آمریکا به ایران در ماهژوئن که بمبافکنهای بی-۲ وارد حریم هوایی ایران شدند، «هیچکس آنها را ردیابی نمیکرد». به گفته مقامات آمریکایی، ممکن است که قابل رویت بودن این جابجاییها خود هدف بوده است.
اگر حضور این ناوگان صرفا به عنوان اهرم فشار باشد، به این معناست که درصورت حصول توافق میان ایران و آمریکا، نیروها منطقه را ترک خواهند کرد. اما چنین سناریویی بعید به نظر میرسد.
این تجمیع نیرو یکی از بزرگترینها در منطقه طی چند دهه است و با رسیدن هر هواپیما، کشتی و تجهیزات جدید، فشار بر رئیسجمهوری برای استفاده از آنها بیشتر میشود. همین «روی اقیانوس ماندن» هم هزینه خودش را دارد. ناو هواپیمابر «یواساس جرالد فورد» که از ژوئن گذشته در ماموریت است، در حال تکمیل یکی از طولانیترین ماموریتهای ناو هواپیمابر است.
یک مقام سابق دفاعی گفت: «نمیتوانیم این نیرو را اینقدر طولانی بیرون نگه داریم.»
به رغم از سرگیری گفتگوها میان ایران و آمریکا، دو طرف همچنان شکافهای گستردهای دارند. میک ماروی، معاون پیشین دستیار وزیر دفاع و افسر پیشین تفنگداران دریایی و سازمان سیا، گفت: «فکر میکنم که اگر نتوانند به توافق قابل پذیرش آمریکا دست یابند، واقعا قصد دارند از این نیروها استفاده کنند.»
آغاز حمله
با توجه به حملات پیشین آمریکا و اسرائیل در داخل ایران و کشورهای دیگر، نیروی دریایی آمریکا در خط مقدم هر عملیاتی خواهد بود.
احتمالا جنگندههای رادارگریز چون «اف-۳۵»، همراه با هواپیماهای «ایای-۱۸جی گراولر» که وظیفه جنگ الکترونیک از جمله ایجاد اخلال در رادارها را بر عهده دارند، نخستین پروازها را انجام میدهند و پدافند هوایی ایران را هدف قرار میدهند.
زیردریاییها حامل شمار زیادی موشکهای «تاماهاک» هستند و معمولا همراه ناو هواپیمابر به منطقه اعزام میشوند، میتوانند به سوی اهداف ثابت در داخل ایران موشک شلیک کنند. جنگندهها و بمبافکنها هم میتوانند سامانههای پدافند ایران را هدف قرار دهند.
اما اینکه چنین کارزاری چهقدر طول بکشد، به گستره اهداف بستگی دارد. باید توجه داشت که هرچه کارزار طولانیتر شود، خطر تلفات غیرنظامیان بیشتر میشود.
به گفته مقامات دفاعی، هواپیماهای آمریکایی در جریان حملات ماه ژوئن حدود ۳۰ دقیقه در آسمان ایران حضور داشتند و در همین زمان بخشی از پدافند هوایی و تاسیسات هستهای ایران را هدف قرار دادند.
اگر ایران موشکی شلیک کند، ناوشکنهای آمریکا که در نقاط مختلف در منطقه مستقر هستند، میتوانند با سرنگون کردن این موشکها از نیروهای آمریکایی دفاع کنند.
اما اینکه بعداز این مرحله چه رخ میدهد، بستگی به هدف آمریکا دارد.
حذف خامنهای
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا مدتهاست که رهبری ایران را یکی از اهداف احتمالی اقدام نظامی آمریکا عنوان کرده است. او حتی در جریان حملات ماه ژوئن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی را هدفی آسان توصیف کرد و در شبکه اجتماعی «تروتسوشال» نوشت: «دقیقا میدانستم کجا پناه گرفته و اجازه نمیدادم اسرائیل یا نیروهای مسلح آمریکا، که بهمراتب بزرگترین و قدرتمندترین در جهاناند، جان او را بگیرند.»
به گفته مقامات آمریکایی هدف قرار دادن آقای خامنهای از گزینههای روی میز آقای ترامپ است.
به گزارش آتلانتیک، این گزینه مستلزم فرستادن نیروهای آمریکایی به داخل خاک ایران است و ممکن است جان غیرنظامیان را در معرض خطر قرار دهد. نیروهای ویژه آمریکایی نیکلاس مادورو، رئیسجمهوری پیشین ونزوئلا را در اتاق خوابش بازداشت کردند. با این حال به نظر نمیرسد که آمریکا به دنبال اقدام مشابهی در تهران باشد.
نیروهای آمریکایی پس از آنکه پدافند هوایی ایران را از کار انداختند، احتمالا از تسلیحات دقیق از جمله بمبهای هدایتشونده لیزری برای هدف قرار دادن افراد مشخص استفاده میکنند. با این حال این کار خطر اجتنابناپذیر آسیبرساندن به غیرنظامیان را همراه دارد.
به گفته مقامات آمریکایی، بسته به این که ایالات متحده چند نفر را بخواهد هدف قرار دهد، چنین عملیاتی میتواند نسبتا سریع انجام شود.
هدف قرار دادن رهبران ایران، با وعده آقای ترامپ مبنی بر حمایت از معترضان ایرانی همخوان است. حذف رهبری بهصورت بالقوه میتواند معترضان را جسورتر کرده و زمینه را برای تغییر سیاسی در ایران فراهم آورد.
با این حال، در صورتی که آمریکا علی خامنهای را حذف کند، ممکن است سپاه پاسداران کنترل را در دست گیرد و کشور را به سوی موضعی حتی خصمانهتر از پیش در برابر آمریکا هدایت کند.
هدف قرار دادن رهبران همچنین میتواند با تهاجمیترین واکنش رژیم ایران، از جمله تلاش برای بستن تنگه هرمز همراه باشد.
برنامه موشکهای بالستیک ایران
آقای ترامپ در ماه دسامبر و پس از دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل گفت اگر ایران به ساخت موشکهای بالستیک ادامه دهد، آمریکا به ایران حمله خواهد کرد. از بین بردن این سلاحها، و نیز دیگر اجزای پدافندی ایران، میتواند هدف احتمالی دیگری برای هر کارزار پیش رو باشد.
این حملات میتوانند شبکه تولید موشکهای بالستیک ایران از جمله انبارها، شبکه حملونقل و دیگر زیرساختهای پشتیبان را هدف قرار دهند. اسرائیل و آمریکا در گذشته این برنامه را هدف گرفتهاند، با این حال به گفته مقامات آمریکایی، ایران پس از حملات ماه ژوئن بازسازی توان موشکی خود را در اولویت گذاشته است.
بنابر تصاویر ماهوارهای با وضوح بالا، ایران بیش از آنکه روی بازسازی برنامه هستهای آسیبدیدهاش سرمایهگذاری کند، روی بازسازی برنامه موشکی خود سرمایهگذاری کرده است. احتمالا آمریکا برای هدف قرار دادن این تاسیسات از جنگندههای «اف-۱۵» استفاده میکند.
برایان کلارک، پژوهشگر ارشد موسسه هادسون و مقام بازنشسته نیروی دریایی آمریکا گفت: «به نظر من با توجه به نیروهای مستقر در منطقه، آمریکا در حال بررسی این است که در یک بازه زمانی طولانیتر سراغ اهدافی چون پایگاههای سپاه و تأسیسات تولیدی برود. این تاسیسات هم ایران و هم نیروهای نیابتیاش را پشتیبانی میکنند. هدف گرفتنشان به آمریکا اجازه میدهد بخشی از چیزی را که در مذاکرات دنبال میکرد به دست آورد.»
به گزارش آتلانتیک، چنین حملاتی میتواند چند روز طول بکشد و توان موشکهای بالستیک ایران را به موشکهایی محدود کند که از قبل روی پرتابگرهای متحرک مستقر شدهاند. اما حتی تعداد محدودی موشک هم میتواند تهدیدآمیز باشد و ایرانیها میتوانند بسته به میزان خسارت، در عرض چند ماه آن تاسیسات را بازسازی کنند.
برنامه هستهای
آقای ترامپ تاکنون بیش از همه از برنامه هستهای ایران سخن گفته است. او در ژانویه در «تروث سوشال» نوشت «بدون سلاح هستهای» و هشدار داد: «حمله بعدی بسیار بدتر خواهد بود».
آقای ترامپ ممکن است دوباره به نیروهای آمریکایی دستور دهد برنامه هستهای ایران را هدف قرار دهند. چنین عملیاتی احتمالا کمترین خطر فوری را متوجه نیروهای آمریکایی و منطقه خواهد کرد.
حمله به تاسیسات هستهای ایران که اکثرا در عمق زمین واقعاند، احتمالا بار دیگر نیازمند بهکارگیری بمبافکنهای بی-۲ و بمبهای سنگرشکن است. مدت این عملیات به میزان خسارتی که آمریکا میخواهد به این تاسیسات وارد کند، بستگی دارد.
بنابر تصاویر ماهوارهای، به نظر میرسد که ایران با تقویت پدافند پیرامون تاسیسات هستهای از پیش خود را برای این سناریو آماده کرده است.
اما این که آمریکا در کمتر از یک سال برای دومین بار برنامه هستهای ایران را هدف قرار دهد، اثر بلندمدت چنین حملاتی را زیر سوال میبرد. چنین حملاتی همچنین با ادعای پیشین آقای ترامپ مبنی بر این که توان هستهای ایران در حملات ماه ژوئن نابود شده، در تضاد است. این حملات همچنین به تنهایی نمیتواند متخصصان ایرانی را از میان بردارد و یا جاهطلبی رژیم ایران برای دستیابی به سلاح هستهای را از بین ببرد.
آقای مالروی گفت: «به نظرم باید از این ایده که قرار است روزی برنامه هستهای را کاملا نابود کنیم، فاصله بگیریم. چنین کاری با استفاده صرف از نیروی نظامی ممکن نیست. زیرا پایان نهایی چنین برنامههایی از طریق مذاکره حاصل میشود.»
او افزود: «ما میتوانیم چیزی را تضعیف یا نابود کنیم. اما این به این معنا نیست که آنها نمیتوانند آن را از نو بسازند.»
به گزارش آتلانتیک، به رغم وجود همه گزینههای نظامی و استقرار تجهیزات در منطقه، همچنان کارهای زیادی هست که آمریکا نمیتواند انجام دهد. این تقویت نیروها معادل تهاجم به عراق در سال ۲۰۰۳ نیست. در آن زمان آمریکا پنج گروه ضربتی ناو هواپیمابر، تعداد بیشتری هواپیما و حدود ۱۷۰ هزار نیروی زمینی به منطقه فرستاد. در واقع، به نظر میرسد اعزام گسترده نیروی زمینی اکنون خارج از محدوده گزینههای مد نظر آقای ترامپ باشد. اما بدون آنها، توانایی حملات آمریکا برای تحقق اهداف خود محدود خواهد بود.