بر اساس تحلیلها، هرگونه درگیری تازه با ایران میتواند تبعات بسیار جدی برای اقتصاد اسرائیل داشته باشد و جان شهروندان آن را نیز در معرض خطر شدید قرار دهد.
تحلیلگران هشدار میدهند که عملیات نظامی آمریکا برای سرنگونی حکومت در تهران ممکن است طولانیتر از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل در ژوئن گذشته شود.
یک درگیری طولانیتر میتواند میلیاردها دلار هزینه اضافی برای رهگیری موشکها به همراه داشته باشد، فرسودگی جنگندههای نیروی هوایی اسرائیل را تشدید کند و موج تازهای از افزایش بودجه دفاعی را برای آن به ارمغان آورد.
یک مقام ارشد پیشین اطلاعاتی که طی دو سال گذشته در خدمت نیروهای ذخیره اسرائیل بوده، به هاآرتص میگوید: «دور بعدی مقابله با ایران بسیار پیچیدهتر خواهد بود.» او تاکید میکند که «درسهای جنگ ۱۲ روزه را هر دو طرف آموختهاند و تنها ما نیستیم که تجربه کسب کردهایم. ایرانیها کاملا آگاهند که اسرائیل کشوری کوچک و پرجمعیت است و به راحتی آسیبپذیر است.»
ممکن است اسرائیل دیگر تجربه «تکرار همان بحرانها» را نداشته باشد. در خوشبینانهترین حالت، شلیکهای موشکی ایران با توانایی مقابله سامانههای دفاع هوایی اسرائیل تا حد زیادی مهار خواهند شد. سیستمهای ضد موشکی اسرائیل این اطمینان را فراهم میکنند که تنها حملات موشکی پراکنده و محدود رخ دهد؛ در جنگ ژوئن گذشته، حدود ۳۰ اسرائیلی جان خود را از دست دادند که بسیار کمتر از حد انتظار بود و چند هزار نفر دیگر نیز مجروح شدند.
جنگها همیشه طبق انتظار پیش نمیروند
تجربه نشان داده است که جنگها همیشه طبق انتظار پیش نمیروند. حماس این موضوع را با حمله غافلگیرانه خود در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل آموخت. و اسرائیل نیز این موضوع را به دشمنان خود با «عملیات پیجر» علیه حزبالله در سپتامبر ۲۰۲۴ و با حمله غافلگیرانهای که بسیاری از موشکاندازهای ایران را در ژوئن ۲۰۲۵ نابود کرد، آموخت.
در صورتی که در روزهای آینده تنشها میان اسرائیل و ایران افزایش یابد، این درگیری میتواند تفاوتهای قابل توجهی با دور قبلی داشته باشد و شرایط کاملا متفاوتی را رقم بزند.
تفاوت نخست: شیوههای حمله
یک حمله همهجانبه آمریکا به ایران لزوما محدود به عملیات هوایی نخواهد بود. هاآرتص به نقل از یک منبع مطلع که با مقامات دفاعی آمریکا در تماس است، نوشت: «آمریکاییها به دنبال راههای پنهان و خلاقانه برای حمله به ایران هستند و گزینههای متنوعی در اختیار دارند.» او تاکید میکند که «آنها میتوانند نیروهای ویژه را اعزام کنند یا از تواناییهای سازمانهای اطلاعاتی خود بهره بگیرند.»
یک جنگ میتواند بار دیگر انبوهی از ایرانیان را به خیابانها بکشاند و این بار به تغییر رژیم منجر شود. اما این احتمال نیز وجود دارد که روحانیون در قدرت باقی بمانند و یک جنگ فرسایشی طولانیمدت را پیش ببرند.
حمله به ونزوئلا در اوایل این ماه ظاهراً اشتهای آمریکاییها را برای چنین عملیاتهایی تحریک کرده است. کما اینکه در ایالات متحده مطرح شده است که ارتش آمریکا در آن عملیات ممکن است از سلاحی استفاده کرده باشد که باعث خونریزی از گوش و بینی محافظان ونزوئلایی و کوبایی رئیسجمهوری نیکلاس مادورو شده باشد. در نتیجه ممکن است یک عملیات ویژه در ایران نیز در پیش باشد.
با این حال، کارشناسان تاکید میکنند که فارغ از اینکه آمریکا از چه شیوهای برای حمله به ایران استفاده کند، واکنش تهران تقریبا قطعی خواهد بود و ایران به اسرائیل حمله خواهد کرد؛ موضوعی که مقامهای ارشد حکومت ایران بارها به صراحت درباره آن هشدار دادهاند.
تفاوت دوم: اهداف عملیات
حملات اسرائیل و آمریکا در شش ماه گذشته با این هدف طراحی شده بود که برنامه هستهای ایران به شدت تضعیف شود و توان تهران برای شلیک موشکهای دوربرد به سمت اسرائیل به طور جدی کاهش یابد.
در مقابل، هر اقدام تازهای احتمالا با هدف کاملا متفاوت سرنگونی حکومت ایران دنبال خواهد شد. به همین دلیل، تحلیلگران میگویند پیشبینی روند این عملیات بسیار دشوار است و بهویژه نمیتوان با اطمینان گفت که چنین کارزاری چه مدت زمان خواهد برد و تا کجا ادامه پیدا خواهد کرد.
تفاوت سوم: مدتزمان درگیری
در خوشبینانهترین حالت از نگاه اسرائیل، رهبران جمهوری اسلامی با حملات مستقیم آمریکا به فرماندهان یا مراکز نظامی، ضربهای تعیینکننده و مرگبار دریافت میکنند. چنین وضعیتی ممکن است واکنش تلافیجویانهای علیه اسرائیل به دنبال داشته باشد، اما همزمان میتواند موج گستردهای از اعتراضات مردمی را در ایران به راه بیندازد؛ اعتراضاتی که این بار به تغییر حکومت منجر شود.
در سناریوی بدبینانه برای اسرائیل، حکومت ایران در قدرت باقی خواهد ماند و یک جنگ فرسایشی طولانیمدت را پیش خواهد برد که دیگر تهران علاقهای به آتشبس سریع نخواهد داشت.
توانایی اسرائیل برای انجام حملات متوالی علیه ایران محدود است. نیروی هوایی این کشور دوباره به سطح آمادگی خود در ۶ اکتبر ۲۰۲۳ بازگشته، اما در آن زمان نیز این نیرو برای یک جنگ ۲۱ روزه آماده بود و نه برای دو سال درگیری مداوم با حماس و حزبالله.
یک دور طولانی دیگر از درگیریها به معنای فرسودگی بیشتر جنگندههای نیروی هوایی اسرائیل است. اگرچه تنها تولیدکنندگان هواپیماها از عمر دقیق آنها اطلاع دارند، اما استفاده مداوم و شدید طی دو سال گذشته باعث شده ارتش اسرائیل عمر مفید این جنگندهها را دستکم سه سال کاهش دهد.
به فیسبوک یورونیوز فارسی بپیوندید
منابع دفاعی تأکید میکنند که اسرائیل توانایی دفاع از خود را دارد. از نظر اقتصادی نیز، تجربه دو سال گذشته نشان داده که کشور میتواند حتی در شرایط زیر آتش موشکی نیز به عملکرد خود ادامه دهد و اقتصادش آسیب جدی نمیبیند.
با این حال، واقعیت این است که هر دور تازهای از درگیریها هزینه سنگینی برای اقتصاد اسرائیل به همراه خواهد داشت: سربازان ذخیره به جای حضور در محیط کار خود مجبور به خدمت میشوند، سرمایهگذاران محتاط عمل میکنند و هزینههای دفاعی بار دیگر با جهش قابل توجهی روبهرو میشوند.
اجرای یک عملیات تازه میتواند هزینههای دفاعی اسرائیل در سال ۲۰۲۶ را از رقم ۱۱۲ میلیارد شِکل (۳۶ میلیارد دلار) که پیشبینی میشود در رأیگیری بودجه تصویب شود، فراتر ببرد و فشار مالی قابل توجهی بر بودجه کشور وارد کند.
تفاوت آخر: اهداف پیچیده و دشوار
هزینه رهگیری موشکها توسط سامانههای دفاعی اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه حدود ۵ میلیارد شِکل برآورد شده است. در شش ماه گذشته، ایران بهطور فعال مشغول بازسازی و تقویت زرادخانه موشکی خود بوده است و این موضوع چالشی بزرگ برای هر اقدام نظامی تازه ایجاد میکند.
تجربه ژوئن گذشته نشان داد که اسرائیل نیاز دارد سیستمهای دفاع هوایی خود را تقویت کرده و موشکهای خود را دقیقتر کند. افزایش دقت موشکها، فشار مالی بیشتری بر کشور وارد میکند، زیرا هر درگیری تازه به هزینههای سنگینتر برای دفاع نیاز دارد.
مقاله هاآرتص مدعی شد که آمریکاییها هفته گذشته حملهای را در نظر داشتند، اما منابع میگویند بخشی از تاخیر به دلیل کمبود «بانک اهداف» بوده است. این منابع میگویند ایرانیها پرتابگرهای موشکی خود را مخفی کرده و آنها را به شرق منتقل کردهاند تا هدف گرفتن آنها دشوارتر شود.
چنین اقداماتی میتواند بازسازی موفقیت اسرائیل در حمله به پرتابگرهای ایران در ابتدای کارزار قبلی را دشوار سازد.