دونالد ترامپ، رئيسجمهور آمریکا، نگاه خود را به ایران دوخته است. در شرایطی که حکومت ایران با سرکوب خشن اعتراضهای ضدحکومتی مواجه است، کاخ سفید اعلام کرده که رئيسجمهور قرار است روز سهشنبه درباره گزینههای احتمالی نظامی علیه ایران توجیه شود.
روزنامه نیویورک تایمز، در مقالهای به قلم سوزان ملونی به موضوع سیاست ترامپ در قبال ایران پرداخته و مینویسد: ترامپ که از موفقیت عملیات این ماه آمریکا در بازداشت نیکلاس مادورو، رهبر اقتدارگرای ونزوئلا، سرمست است،
در روزهای اخیر نشانههایی آشکار و نمایشی از احتمال اقدام نامشخص آمریکا علیه تهران داده و همزمان، امکان ازسرگیری مذاکرات هستهای با حکومت ایران را نیز مطرح کرده است.
اگرچه ممکن است انقلاب بعدی ایران آغاز شده باشد، اما فاصلهای بسیار زیاد میان این خیزش روبهرشد و الهامبخش و نظمی تازه، پایدار، دموکراتیک و برخوردار از رفاه وجود دارد؛ نظمی که ایرانیان خواهان و شایسته آن هستند.
تاریخ ایران و کشورهای همسایه نشان میدهد مسیر رسیدن به تغییرات مثبت و ماندگار، مسیری لغزنده و پرخطر است. واشنگتن میتواند نقشی مهم در مرحله بعدی این تقابل در ایران ایفا کند، اما نه حملات نظامی و نه دور تازهای از مذاکرات هستهای، آیندهای بهتر برای ایرانیان یا منافع آمریکا تضمین نخواهد کرد.
پیشنهاد بهظاهر ناگهانی تهران برای احیای دیپلماسی هستهای ممکن است با تمایل ترامپ به «معاملهگری ارزان» همخوانی داشته باشد، اما در شرایطی که ایرانیان جان خود را برای به چالش کشیدن حکومت به خطر انداختهاند، بازگشت به مذاکرات باید خط قرمزی مطلق باشد؛ حتی برای دولتی تا این اندازه معاملهمحور.
جمهوری اسلامی چیزی را بیش از بازگشت به سالنهای مجلل اروپا برای گفتوگوهای بیپایان و بیثمر دوست ندارد؛ گفتوگوهایی که میتواند توجهها را از جنایتهای این حکومت علیه بشریت منحرف کند. و اگر ترامپ نگران خیانت به مبارزه شجاعانه ایرانیان در خیابانها نیست، دستکم باید از تکرار مسیر باراک اوباما پرهیز کند؛ رئيسجمهوری که پس از اعتراضهای گسترده سال ۲۰۰۹ ایران، در خفا پیشنهاد «ورق زدن صفحه جدید» و ازسرگیری مذاکرات هستهای را مطرح کرده بود.
در برابر خشونت گستردهای که اکنون در ایران جریان دارد، وسوسه ترامپ برای استفاده از قدرت بیرقیب نظامی آمریکا در دفاع از غیرنظامیان بیدفاع، از منظر اخلاقی قابل درکتر است. حکومت ایران سالهاست خاورمیانه را به آشوب کشیده و اکنون نیز دست به جنایتهای گسترده علیه مردم خود زده است.
رضا پهلوی، فرزند شاه مخلوع ایران که نامش اخیرا در شعارهای معترضان شنیده شده، از ترامپ خواسته است مداخله کند و با افزایش شمار قربانیان، این درخواست از سوی فعالان داخل ایران و ایرانیان خارج از کشور نیز تکرار شده است.
با این حال، هرچند انگیزه اخلاقی برای هدف قرار دادن تهران قوی به نظر میرسد، اما احتمال اینکه حملات آمریکا در کوتاهمدت گرهای از کار ایرانیان بگشاید یا به پایان قطعی حکومت سرکوبگر منجر شود، اندک است. ارتش آمریکا توانمندیهای کمنظیری در بازدارندگی و اعمال فشار دارد، اما کارنامه آن در ایجاد گذارهای پایدار و دموکراتیک، بهویژه در خاورمیانه، چندان درخشان نیست. حملات موشکی بهتنهایی نمیتوانند «ایران را دوباره عظیم کنند»؛ تنها پایان قطعی ۴۷ سال حاکمیت جمهوری اسلامی و گذار پایدار به حکومتی دموکراتیک و پاسخگو در تهران میتواند چنین نتیجهای به بار آورد.
بهجای این مسیر، ترامپ باید راهبرد فشار حداکثری تقویتشدهای را دنبال کند: آغاز عملیات سایبری علیه توانمندیهای کلیدی نظامی، تشویق کشورهایی که هنوز با تهران روابط دیپلماتیک دارند به اخراج دیپلماتهای ایرانی، توقیف ناوگان پنهان نفتکشهای ایران، تحریم واردات نفت ایران از سوی چین و شناسایی و افشای عاملان خشونت.
مهمتر از همه، ترامپ باید در تأمین منابع مالی و حمایت سازمانی از اپوزیسیون ایران سرمایهگذاری کند؛ حمایتی که بتواند در نهایت به پیروزی آنها و آمادگی برای حکمرانی آینده منجر شود.
تاکنون، سیاست خارجی تهاجمی ترامپ بیشتر به عملیاتهای نمایشی اما محدود خلاصه شده که اهدافی محدود را دنبال میکردهاند. حملات ژوئن ۲۰۲۵ به برنامه هستهای ایران و عملیات اخیر علیه مادورو، هر دو پر سر و صدا اما کنترلشده بودند.
تغییر رژیم، پروژهای یکمرحلهای نیست؛ بهویژه در برابر نظامی بهشدت ریشهدار و ایدئولوژیک مانند جمهوری اسلامی. حتی اگر حملات هوایی بتوانند بهطور موقت سرکوب اعتراضها را مختل کنند یا رهبران ارشد حکومت را از میان بردارند، همانگونه که اسرائیل در ژوئن تا آستانه آن پیش رفت، تهران از صبر و ذخیره نیروی انسانی عمیقی برخوردار است.
ترامپ در برابر چنین حکومتی «گزینه ونزوئلا» ندارد؛ یعنی عملیاتی محدود که یک رهبر را کنار بزند و ساختار قدرتی مطیعتر را بهجا بگذارد. علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی که ۳۷ سال است قدرت مطلق را در دست دارد، سالخورده و قابل جایگزینی است، اما ساختار عظیم قدرتی که بر آن تکیه دارد، به دلیل همدستی در سرکوب و اتکای ایدئولوژیک به دشمنی با آمریکا، در بنبست گرفتار شده است.
همه کارگزاران این نظام میدانند که همراه با آن غرق خواهند شد؛ و همین است که اصلاحطلبان سابق حکومت در برابر سرکوب خونین اخیر، سکوت اختیار کردهاند.
هرچند تهدیدهای انتقامی تهران اغلب توخالی از آب درآمده، اما هر اقدام نمادین نظامی آمریکا میتواند پیامدهای ناخواسته و خطرناک داشته باشد. ایران وعده داده با هدف قرار دادن داراییهای نظامی آمریکا و متحدان منطقهایاش پاسخ خواهد داد.
در حالی که حملات پیشین ترامپ به ایران به تشدید تنش منجر نشد، اکنون حکومت ایران با بحرانی وجودی روبهرو است. موج تازهای از موشکهای بالستیک ایران بهسوی اسرائیل یا زیرساختهای انرژی خلیج فارس، میتواند چالشهای جدی برای آرایش نیروهای آمریکا ایجاد کند؛ آن هم در شرایطی که این نیروها به دلیل تمایل فزاینده ترامپ به نمایش قدرت نظامی، تحت فشار هستند.
خود ترامپ بارها به کارنامهاش در قبال ایران افتخار کرده است. او دستور ترور طراح اصلی شبکه شبهنظامیان فرامرزی ایران را در سال ۲۰۲۰ صادر کرد و در جنگ ژوئن ۲۰۲۵، به تاسیسات غنیسازی سختمحافظتشده ایران آسیب جدی وارد آورد.
صرفنظر از دور تازه حملات نظامی به معنای کنار کشیدن از صحنه در لحظهای سرنوشتساز برای ایرانیان نیست. گزارشهای رسانهای نشان میدهد که جلسات توجیهی این هفته ترامپ، بیشتر بر «گزینههای غیرنظامی» متمرکز خواهد بود؛ مسیری که او باید آن را جدی بگیرد.
همانگونه که در جریان جنگ ژوئن، حملات سایبری آمریکا به سامانههای پرتاب موشک ایران انجام شد، فرماندهی سایبری آمریکا میتواند سامانههای فرماندهی و کنترل سپاه پاسداران و دیگر نیروهای امنیتی دخیل در کشتارها را هدف قرار دهد. واشینگتن باید پایتختهای اروپا و آسیا را تحت فشار بگذارد تا نمایندگیهای خود را در ایران تعطیل کنند، دیپلماتهای ایرانی را اخراج کنند و بهطور کلی به «روال عادی» با این حکومت پایان دهند؛ اقدامی که پیشتر کانادا و استرالیا انجام دادهاند.
افزایش تحریمها هماکنون در دستور کار واشنگتن است، اما ترامپ باید اقدامات تهاجمیتری برای توقیف ناوگان نفتکشهای پنهان ایران مجاز بداند و مالزی و امارات متحده عربی را برای برچیدن زیرساختهای مالی و صادراتی که این درآمدهای حیاتی را ممکن میسازد، تحت فشار قرار دهد.
در نهایت، واشینگتن باید در توانمندسازی اپوزیسیون ایران برای پیروزی و آمادگی جهت حکمرانی آینده سرمایهگذاری کند. این شامل گردهمآوردن رهبران فناوری برای تسریع راهحلهای ضد سانسور و حفظ جریان اینترنت و اطلاعات، احیای حمایت مالی از مستندسازی نقض حقوق بشر برای پاسخگو کردن عاملان خشونت، پشتیبانی گسترده از جامعه مدنی و رسانههای مستقل ایران، و همکاری نزدیک با طیف متنوعی از رهبران ایرانی خارج از کشور برای آمادهسازی نسل بعدی ایرانیان برای دوران گذار است.
خطر پنهانتر، گرایش ترامپ به برخورد با تصمیمهای جنگ و صلح مانند یک برنامه تلویزیونی واقعنماست؛ نمایشی پرزرقوبرق برای جلب توجه، بدون توجه کافی به پیامدها. لفاظیهای او بهطور بیرحمانهای امید رهایی از سوی آمریکا را در دل بسیاری از ایرانیان زنده میکند، بیآنکه تعهدی واقعی وجود داشته باشد؛ در حالی که همزمان، چشمانداز دیپلماسیای را مطرح میکند که میتواند به حکومت ایران جان تازهای ببخشد.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
دولتی که واقعا بخواهد از الگوی «صلح از طریق قدرت» رونالد ریگان پیروی کند، باید در لحظه ضعف حکومت ایران، از شجاعت تاریخی معترضان ایرانی بهره ببرد و اطمینان حاصل کند که اپوزیسیون به ابزارهای لازم برای موفقیت مجهز شده است.