ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهوری اوکراین در تابستان ۲۰۲۶ با تغییری در عرصه سیاست داخلی روبرو شد که حداقل از زمان آغاز تهاجم نظامی روسیه تاکنون بیسابقه بوده است.
او که هنوز در عرصه دیپلماسی بینالمللی یکی از شناختهشدهترین چهرههای جنگ روسیه و اوکراین به شمار میرود اکنون شاهد حضور پررنگتر مخالفان و منتقدان در عرصه داخلی است. برخی از چهرههایی که پیشتر در ساختار قدرت او حضور داشتند، اکنون آشکارا درباره فساد، بحران حکمرانی، برگزاری انتخابات و آینده سیاسی کشور سخن میگویند.
اوج این تحول در ماه اوت زمانی نمایان شد که میخائیلو فدوروف، وزیر دفاع سابق اوکراین که تنها چند ماه پیش توسط ولودیمیر زلنسکی از سمت خود برکنار شد، خواستار برگزاری انتخابات در زمان جنگ شد.
میخائیلو فدوروف که پیشتر یکی از چهرههای مهم فناوری نظامی و توسعه جنگ پهپادی اوکراین محسوب میشد، این درخواست را در چارچوب انتقاد از آنچه «بحران سیستماتیک حکمرانی» و فساد در ساختار قدرت میخواند مطرح کرد. درخواست او در حالی مطرح شد که برگزاری انتخابات در شرایط حکومت نظامی در اوکراین از نظر قانونی ممنوع است.
اهمیت این تحول در نفس درخواست انتخابات نیست. اهمیت اصلی آن در این است که یک چهره بلندپایه و سابقا نزدیک به ولودیمیر زلنسکی اکنون مسالهای را مطرح کرده است که تا همین اواخر میتوانست به عنوان یک خط قرمز سیاسی تلقی شود. اینکه آیا ادامه ریاستجمهوری زلنسکی بدون برگزاری انتخابات، در درازمدت میتواند به مسالهای برای مشروعیت سیاسی او تبدیل شود؟
بحران برای زلنسکی از کجا آغاز شد؟
ولودیمیر زلنسکی در سالهای نخست جنگ تقریبا از یک سرمایه سیاسی استثنایی برخوردار بود. حمله گسترده روسیه در فوریه ۲۰۲۲ او را از یک رئیسجمهور عادی به نماد مقاومت ملی اوکراین تبدیل کرد. تصاویر او در کییف، سخنرانیهای روزانه، سفرهای خارجی و تلاش برای جلب حمایت نظامی و مالی غرب، جایگاه او را در داخل و خارج کشور به شکل چشمگیری تقویت کرد.
اما جنگی که قرار بود در نگاه بسیاری از ناظران یک بحران کوتاهمدت باشد طولانی شده است و در پنجمین سال خود قرار دارد. میلیونها اوکراینی آواره شدهاند، بخشهایی از کشور همچنان تحت اشغال روسیه قرار دارد، زیرساختهای حیاتی بارها هدف حملات قرار گرفتهاند و بخش بزرگی از جامعه با خستگی ناشی از جنگ طولانی، فشار اقتصادی و نگرانی درباره آینده روبرو است.
در چنین شرایطی، سرمایه سیاسی رهبران نیز تغییر میکند. قهرمان مقاومت بودن در ماههای نخست جنگ با اداره یک کشور فرسوده و جنگزده در سال پنجم جنگ تفاوت دارد.
دادههای موسسه معتبر «موسسه بینالمللی جامعهشناسی کییف» نشان میدهد که اعتماد به ولودیمیر زلنسکی همچنان بالا است اما روند آن نسبت به مقاطع قبلی نزولی بوده است. حدود ۵۸ درصد اوکراینیها در ماه مه ۲۰۲۶ اعلام کردند به رئیسجمهوری اعتماد دارند و ۳۶ درصد گفتند به او اعتماد ندارند. این رقم در مارس همان سال ۶۲ درصد اعتماد و ۳۲ درصد بیاعتمادی بود.
این ارقام به معنای سقوط آزاد برای ولودیمیر زلنسکی نیست. حتی برعکس، رئیسجمهوری اوکراین همچنان براساس این دادهها از حمایت قابل توجهی برخوردار است. اما روند تحولات مهمتر از عدد مطلق است، ولودیمیر زلنسکی دیگر از آن سرمایه سیاسی فوقالعاده و کمرقیبی که در سالهای نخست جنگ داشت برخوردار نیست.
یکی از اشتباهات رایج در تحلیل موقعیت سیاسی ولودیمیر زلنسکی، مقایسه شرایط امروز او با محبوبیت بسیار بالای سالهای نخست جنگ است. در مقاطع ابتدایی تهاجم روسیه، اعتماد عمومی به او به حدود ۹۰ درصد نزدیک شده بود. اکنون این رقم به محدوده میانی ۵۰ تا ۶۰ درصد رسیده است. با این حال، کاهش محبوبیت از ۹۰ درصد به حدود ۵۵ یا ۶۰ درصد لزوما به معنای شکست سیاسی نیست.
رئیسجمهوری که همچنان بیش از نیمی از جامعه به او اعتماد دارند، در مقایسه با بسیاری از رهبران سیاسی جهان وضعیت بسیار قدرتمندی دارد.
حتی در شرایطی که انتقاد از دولت افزایش یافته است، ولودیمیر زلنسکی همچنان یکی از قدرتمندترین گزینههای سیاسی کشور محسوب میشود. نظرسنجیها نشان میدهند که جامعه اوکراین از چهرههای تازه استقبال میکند، اما این به معنای شکلگیری یک اجماع روشن برای جایگزینی زلنسکی نیست. در یکی از ارزیابیهای انتخاباتی منتشرشده، ولودیمیر زلنسکی همچنان در صدر قرار داشت، در حالی که والری زالوژنی و میخائیلو فدوروف به عنوان رقبای مهم او مطرح شدهاند.
بحران کنونی برای رئیسجمهوری اوکراین ریشه در این ندارد که «اوکراینیها دیگر او را نمیخواهند» بلکه در این است که دیگر نمیتوان با اطمینان گفت که ولودیمیر زلنسکی در انتخابات آزاد پس از جنگ، همان موقعیتی را خواهد داشت که در سالهای نخست جنگ داشت.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
فدوروف؛ رقیبی که از درون ساختار موجود میآید
یکی از مهمترین نشانههای تغییر فضای سیاسی، ظهور میخائیلو فدوروف است.
او تا همین اواخر بخشی از ساختار قدرت زلنسکی بود. میخائیلو فدوروف به عنوان چهرهای تکنوکرات، جوان و مرتبط با فناوری شناخته میشد و در توسعه ظرفیت پهپادی و فناوریهای نظامی اوکراین نقش مهمی داشت. با این حال ولودیمیر زلنسکی در ژوئیه ۲۰۲۶ او را از وزارت دفاع کنار گذاشت. این تصمیم اعتراضها و واکنشهای سیاسی کمسابقهای را به دنبال داشت.
میخائیلو فدوروف پس از برکناری نه تنها از سیاست کنار نرفت بلکه به منتقد تبدیل شد.
او از فساد ساختاری، ضعف در حکمرانی و فقدان یک راهبرد منسجم جنگی انتقاد کرده و هشدار داده است که اوکراین بدون اصلاحات فوری ممکن است به تدریج جنگ را ببازد. میخائیلو فدوروف سپس از برگزاری انتخابات سخن گفت. درخواستی که یکی از مستقیمترین چالشهای سیاسی برای ولودیمیر زلنسکی از زمان آغاز تهاجم روسیه محسوب میشود.
اهمیت میخائیلو فدوروف فقط به میزان محبوبیت شخصی او برنمیگردد. مساله مهمتر این است که او نمونهای از ظهور نسلی جدید در سیاست اوکراین است. نسلی که میخواهد خود را از سیاستمداران سنتی جدا کند و روی فناوری، اصلاحات، مبارزه با فساد و نوسازی دولت تمرکز کند.
اگر چنین نسلی بتواند خود را به یک نیروی سیاسی سازمانیافته تبدیل کند، ولودیمیر زلنسکی دیگر تنها با احزاب سنتی یا رقبای قدیمی مواجه نخواهد بود بلکه با رقبایی جدید مواجه میشود که بخشی از اعتبار خود را از تجربه جنگ و ساختارهای جدید قدرت در اوکراین گرفتهاند.
زالوژنی؛ نماد مقاومت اوکراین
در کنار فدوروف، نام والری زالوژنی نیز در هر بحثی درباره آینده سیاسی اوکراین مطرح میشود.
ژنرال سابق و فرمانده پیشین نیروهای مسلح اوکراین، در سالهای جنگ به یکی از محبوبترین چهرههای کشور تبدیل شد. رابطه میان ولودیمیر زلنسکی و والری زالوژنی در نهایت به برکناری والری زالوژنی از فرماندهی ارتش منجر شد اما محبوبیت او در جامعه اوکراین از بین نرفت.
در فضای سیاسی پس از جنگ، والری زالوژنی نه صرفا به دلیل سابقه نظامی، بلکه به دلیل اینکه برای بخشی از ارتش و نماد مقاومت است میتواند رقیبی جدی برای ولودیمیر زلنسکی باشد.
همین مساله یکی از دشوارترین معادلات پیش روی زلنسکی را شکل میدهد. او نمیتواند به آسانی با همه چهرههای محبوب نظامی یا تکنوکرات رقابت کند زیرا هرکدام بخشی از میراث جنگ را نمایندگی میکنند. این در حالی است که ولودیمیر زلنسکی خود را صاحب اصلی این میراث میداند.
آیا موضوع «فساد» به پاشنه آشیل زلنسکی تبدیل شده است؟
مساله «فساد» ساختاری موضوعی است که احتمالا بیش از هر موضوع دیگری میتواند سرمایه سیاسی زلنسکی را کاهش دهد.
دادههای منتشرشده نشان میدهد که نگرانی عمومی درباره فساد در سالهای اخیر به شکل چشمگیری در اوکراین افزایش یافته است. بر اساس یک نظرسنجی که در سپتامبر ۲۰۲۵ منتشر شد، ۷۱ درصد پاسخدهندگان، از جمله ۶۲ درصد از کسانی که به ولودیمیر زلنسکی اعتماد داشتند، معتقد بودند که «فساد» افزایش یافته است.
در سالهای نخست جنگ، هر انتقادی از دولت میتوانست زیر سایه ضرورت وحدت ملی قرار گیرد. اما با طولانی شدن جنگ، اوکراینیها بیش از پیش از خود میپرسند که چرا با وجود این همه کمک خارجی، مالیات، بسیج نیرو و هزینه انسانی، هنوز «فساد» در ساختار حکومت وجود دارد؟
بحران زمانی عمیقتر میشود که «فساد» به حلقه نزدیک به رئیسجمهوری مرتبط شود. اعتراضها علیه «فساد» در تابستان ۲۰۲۵ نمونهای از پرسشهایی است که در افکار عمومی اوکراین درباره موضوع «فساد» وجود دارد.
شرکتکنندگان در این اعتراضها با سلب استقلال اداره ملی مبارزه با فساد و دفتر ویژه مبارزه با فساد دادستانی اوکراین مخالفت کردند.
این اعتراضها نشان داد که جامعه مدنی اوکراین حتی در شرایط جنگی نیز حاضر نیست هر تصمیمی را صرفا به دلیل وضعیت فوقالعاده بپذیرد.
همین موضوع شاید مهمترین وجه تفاوت بین موقعیت ولودیمیر زلنسکی در سال ۲۰۲۲ و این روزها باشد. او در روزهای نخست جنگ مدیریت جامعهای را برعهده داشت که بیشتر نگران بقای خود بود اما اکنون حداقل بخشهایی از جامعه اوکراین علاوه بر بقاء درباره کیفیت حکمرانی نیز دغدغه دارد.
چرا انتخابات برگزار نمیشود؟
ولودیمیر زلنسکی از سال ۲۰۱۹ رئیسجمهور اوکراین است و دوره قانونی پنجساله ریاستجمهوری او در ماه مه ۲۰۲۴ به پایان رسید. اما به دلیل حکومت نظامی ناشی از جنگ، انتخابات برگزار نشده است. قوانین اوکراین برگزاری انتخابات را در شرایط حکومت نظامی ممنوع میکند و قانون اساسی نیز سازوکار ادامه کار رئیسجمهوری را تا زمانی که رئیسجمهوری جدید انتخاب شود پیشبینی کرده است.
بنابراین این تصور که «زلنسکی غیرقانونی رئیسجمهور مانده است» با چارچوب حقوقی اوکراین همخوانی ندارد.
اما از منظر سیاسی مساله پیچیدهتر است زیرا هرچه جنگ طولانیتر شود فاصله زمانی از آخرین انتخابات بیشتر میشود و فشار برای برگزاری انتخابات افزایش خواهد یافت. روسیه نیز دقیقا از همین موضوع استفاده میکند تا مشروعیت زلنسکی را زیر سوال ببرد. کرملین میگوید دوره ریاستجمهوری ولودیمیر زلنسکی پایان یافته است و او بدون انتخابات، مشروعیت لازم برای مذاکره با روسیه را ندارد.
این در حالی است که روسیه خود عامل اصلی شرایطی است که امکان برگزاری انتخابات عادی را از بین برده است.
برگزاری انتخابات در کشوری که میلیونها نفر آوارهاند، میلیونها نفر خارج از کشور زندگی میکنند، بخشهایی از سرزمین تحت اشغال است، صدها هزار نفر در جبهه حضور دارند و شهرهای کشور مرتب هدف موشک و پهپاد قرار میگیرند، بسیار دشوار است. برخی ارزیابیها نشان میدهد که حتی در صورت برقراری آتشبس، آمادهسازی قانونی و اجرایی انتخابات میتواند ماهها زمان ببرد.
از این رو، درخواست میخائیلو فدوروف برای برگزاری انتخابات را باید بیش از آنکه یک برنامه اجرایی فوری دانست، بهعنوان یک چالش سیاسی پیش پای ولودیمیر زلنسکی دید.
از سوی دیگر رئیسجمهوری اوکراین در زمان جنگ فقط مسئول سیاست خارجی نیست. او در نهایت با پرسشهای روزمره مردم درباره مالیات، تورم، دستمزدها، انرژی، خدمات عمومی و هزینه جنگ نیز روبرو است.
هرچه جنگ طولانیتر شود، فشار اقتصادی بیشتر خواهد شد و توانایی دولت برای اینکه تمام مشکلات را به «شرایط جنگی» ربط دهد کاهش مییابد.
چرا هنوز برای صحبت از «پایان کار زلنسکی» زود است؟
در میان تمام مسائلی که ولودیمیر زلنسکی با آن روبرو است یک واقعیت بسیار مهم وجود دارد و آن هم این است که هیچ رقیب داخلی هنوز نتوانسته یک ائتلاف سیاسی منسجم برای جایگزینی او ایجاد کند.
محبوبیت میخائیلو فدوروف رو به افزایش است اما او هنوز یک ساختار حزبی سراسری در اختیار ندارد. والری زالوژنی هم از محبوبیت بالایی برخوردار است اما مشخص نیست که آیا مایل است وارد رقابت انتخاباتی شود یا خیر.
حتی در فضای کنونی، زلنسکی همچنان در بسیاری از نظرسنجیها در زمره محبوبترین سیاستمداران کشور قرار دارد. بنابراین صحبت از اینکه «تاریخ مصرف او به پایان رسیده» از نظر سیاسی زودهنگام است.
به نظر میرسد آنچه پایان یافته، نه دوران زلنسکی، بلکه دوران زلنسکیِ بدون رقیب است.
ولودیمیر زلنسکی تا زمانی که جنگ ادامه دارد یک مزیت سیاسی مهم دارد. این واقعیت که او نماد مقاومت ملی است و میتواند از ضرورت وحدت برای جلوگیری از رقابتهای انتخاباتی استفاده کند.
اما اگر جنگ به آتشبس یا توافق صلح برسد، همان شرایطی که موقعیت او را تثبیت کرده است میتواند تضعیفش کند.
پس از پایان جنگ، شهروندان اوکراینی دیگر فقط نخواهند پرسید که «چه کسی توانست در برابر روسیه مقاومت کند؟» بلکه پرسشهایی همچون «چه کسی جنگ را چگونه پایان داد؟» «چه امتیازاتی داده شد؟» «چه سرزمینهایی از دست رفت؟» «چه تضمینهای امنیتی گرفته شد؟» «پول بازسازی کجا رفت؟» «چرا فساد ادامه پیدا کرد؟» «چه کسانی مسئول شکستها بودند؟» و مهمتر از همه، «چه کسی باید کشور را در دوران بازسازی اداره کند؟» مطرح میشوند.
در چنین فضایی، انتخابات میتواند به یک همهپرسی درباره کارنامه ولودیمیر زلنسکی تبدیل شود.
اگر او بتواند یک توافق صلح قابل قبول به دست آورد، اصلاحات ضدفساد را جدی کند و اقتصاد جنگزده را به مسیر بازسازی هدایت کند، ممکن است حتی پس از جنگ نیز از سرمایه سیاسی کافی برای پیروزی برخوردار باشد.
اما اگر توافق صلح نزد افکار عمومی به عنوان شکست حساب شود و همزمان فساد و مشکلات اقتصادی تشدید شوند، آنگاه رقبایی مانند والری زالوژنی یا میخائیلو فدوروف میتوانند خود را به عنوان چهرههای «پساجنگ» معرفی کنند.
زلنسکی از جایی ضربه میخورد که روزگاری نقطه قوتش بود
یکی از جنبههای کمتر دیدهشده بحران کنونی همین موضوع است که ولودیمیر زلنسکی این روزها از جایی ضربه میخورد که زمانی نقطه قوتش محسوب میشد.
او در نزدیک به پنج سال جنگ چنان جایگاه سیاسی قدرتمندی ایجاد کرد که بسیاری از نهادهای سیاسی اوکراین حول محور ریاستجمهوری شکل گرفتند. اما حالا هرچه جنگ طولانیتر شود، این تمرکز قدرت بیشتر به نقطه ضعف تبدیل میشود.
هر تصمیم اشتباه دیگر صرفا اشتباه یک دولت نیست بلکه مستقیما به شخص ولودیمیر زلنسکی نسبت داده میشود.
برکناری وزیر دفاع، تغییرات پیدرپی در ساختار دولت، اختلافها با نهادهای نظامی، بحرانهای فساد و مشکلات اقتصادی همگی در نهایت با شخص رئیسجمهوری گره میخورد.
برکناری میخائیلو فدوروف و سپس انتقاد شدید او از ولودیمیر زلنسکی دقیقا از همین منظر مهم است. فدوروف در اظهارات اخیر خود گفت اوکراین برای جلوگیری از شکست تدریجی به تغییرات فوری نیاز دارد و از فساد، کمبود نوآوری در ساختار دولتی و فقدان راهبرد منسجم جنگی انتقاد کرد. دولت اوکراین در مقابل مواضع او را تا حدی واکنشی به برکناریاش دانسته است.
بنابراین هنوز روشن نیست که فدوروف واقعا یک جنبش اصلاحطلبانه جدید را نمایندگی میکند یا اینکه صرفا یک مقام برکنارشده است که اکنون در حال استفاده از نارضایتیهای موجود برای بازگشت به قدرت است.
زنگ خطری که برای زلنسکی به صدا در آمده است
در نهایت میتوان گفت که به نظر نمیرسد هنوز «تاریخ مصرف» ولودیمیر زلنسکی در اوکراین به سر آمده باشد اما این امر قابل انکار نیست که زنگ خطر برای او با تحولات ماههای اخیر به صدا درآمده است.
به نظر میرسد که دوران اقتدار سیاسی تقریبا بدون رقیب ولودیمیر زلنسکی در حال پایان است. اعتراضهای ضدفساد، کاهش اعتماد عمومی نسبت به سالهای قبل، دشواریهای اقتصادی، شکافهای پارلمانی، برکناری و سپس سرکشی سیاسی چهرههایی مانند میخائیلو فدوروف و حضور بالقوه رقبایی مانند والری زالوژنی، همگی نشان میدهند که فضای سیاسی اوکراین متنوعتر شده است.
روز سرنوشتساز برای ولودیمیر زلنسکی نیز روزی خواهد بود که حکومت نظامی برداشته شود و اوکراینیها دوباره به پای صندوقهای رای برگردد. اوکراینیها آن روز برای نخستین بار پس از سالها فرصت خواهند داشت عملکرد ولودیمیر زلنسکی را نه فقط با معیار مقاومت در برابر روسیه، بلکه با معیارهایی همچون حکمرانی، فساد، اقتصاد، روابط با غرب، شرایط ارتش و نحوه پایان جنگ ارزیابی کنند.
بنابراین شاید تعبیر دقیقتر این باشد که تاریخ مصرف ولودیمیر زلنسکی هنوز به پایان نرسیده است اما تاریخ انقضای یک «زلنسکیِ شکستناپذیر و بیرقیب» نزدیک شده است.