ما را پیدا کنید
آگهی

از گیوتین و انقلاب ۱۷۸۹ تا خشونت‌های ۲۰۲۶؛ چرا فرانسوی‌ها این‌قدر اعتراض می‌کنند؟

عکس آرشیوی از  تظاهرات کهنه‌سربازان فرانسوی که ۱۹ ژوئیه ۱۹۲۶ در اعتراض به شرایط بدهی‌ها به ایالات متحده، در میدان «ینا» در پاریس تجمع کردند
عکس آرشیوی از تظاهرات کهنه‌سربازان فرانسوی که ۱۹ ژوئیه ۱۹۲۶ در اعتراض به شرایط بدهی‌ها به ایالات متحده، در میدان «ینا» در پاریس تجمع کردند -  Copyright  AP Photo
Copyright AP Photo
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

با نگاهی گذرا به تاریخ و مرور فرهنگ اعتراضی میان ملت‌ها شاید بتوان این ادعا را مطرح کرد که «هیچ کشوری به اندازه فرانسه، شاهد برگزاری اعتراضات گسترده و مردمی نبوده است.»، این گزارش به بهانه اعتراض‌ها و خشونت‌های شهری اخیر در فرانسه به بازخوانی چرخه شورش‌ها و ناآرامی‌های مدنی در این کشور می‌پردازد.

وقتی فرانسوی‌ها به مالیاتِ بالای سوخت اعتراض دارند جلیقه‌ زرد به تن می‌کنند و به خیابان‌ها می‌آیند. وقتی کشاورزانِ خشمگین دستمزدی بهتر می‌خواهند، با صدها تراکتور خیابان شانزه‌لیزه را بند می‌آورند؛ و وقتی کارکنان موزه‌ها خواهان مدیریت بهتر گردشگران هستند، اعتصاب می‌کنند و موزه لوور را به تعطیلی می‌کشانند.

آگهی
آگهی

در فرانسه، اعتراضات پرشورِ مردمی درست به اندازه سرود «مارسه‌یز» اصیل و ریشه‌دار است. سرود ملی مصوب سال ۱۷۹۲ که وظیفه همگانی برای مبارزه با استبداد را در تاروپود هویت ملی این کشور تنیده است.

با این حال، در ماه جاری، خشونت‌بارترین تظاهرات سال‌های اخیر در کنار برخوردهای قهری و شدید پلیس، این نگرانی را برانگیخته است که مبادا شعله‌های شورش، حرکت مسالمت‌آمیز صدها هزار شهروندی را که علیه افزایش هزینه‌های زندگی و وضعیت نامناسب مدارس به خیابان آمده‌اند، به حاشیه بکشاند.

شنبه گذشته، پس از آنکه شورشیان در شهرهای مختلف فرانسه با پلیس درگیر شدند، خودروها را به آتش کشیدند، به ساختمان‌های عمومی یورش بردند، فروشگاه‌ها را غارت کردند و یک ساختمان تاریخیِ شهرداری را در کام آتش فرو بردند، دست‌کم ۲۴۰۰ نفر بازداشت شدند. این در حالیست که به نظر می‌آید اعتراضات بیشتری نیز همچنان در راه باشد.

امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهوریی فرانسه که ماه‌های آخر زمامداری خود را سپری می‌کند روز یکشنبه طی نطقی تلویزیونی این پرسش را مطرح کرد: «چگونه ممکن است فرانسوی‌ها با کشور خود چنین کنند؟» او با تاکید بر اینکه هیچ‌چیز این ویرانی‌ها را توجیه نمی‌کند، افزود: «همه ما احساس خشم و شرمساری می‌کنیم.»

اما هر فرد آشنا با تاریخِ فرانسه به‌خوبی می‌داند که فرهنگ اعتراضی غرورآفرین، پر سر و صدا و متنوع این سرزمین همواره مصون از خشونت نبوده است؛ سنتی که نقطه آغاز نمادین آن به گردن زدن «لویی شانزدهم» و «ماری آنتوانت» در جریان انقلابی بازمی‌گردد که به سرنگونی نظام پادشاهی در سال ۱۷۸۹ انجامید.

تصویر آرشیوی از اعتراض جلیقه‌زردها به مالیات سوخت و افزایش هزینه‌های زندگی در فرانسه
تصویر آرشیوی از اعتراض جلیقه‌زردها به مالیات سوخت و افزایش هزینه‌های زندگی در فرانسه AP Photo

تولد فرهنگِ اعتراضی

مورخان بر این باورند که انقلاب فرانسه، نقطه پیدایشِ سنتِ مدرنِ فرانسوی‌ها مبنی بر «مشارکت مدنی به‌عنوان یک وظیفه» بوده است.

ایده اصلی این است که رای دادن تنها راهِ ایجاد تغییر نیست؛ تظاهرات و اعتراض به‌عنوان یک ارزش بنیادین، راهی برای رساندن صدای مردم (عوام) به گوش نخبگان و ابزاری برای دفاع از آزادی‌ها تلقی می‌شود.

در این فرهنگ، ورود نوجوانان به عرصه کنشگری و اعتراض، سنتی ریشه‌دار است که از نسل‌های پیشین به یادگار مانده و نقطه عطفی در زندگی آن‌ها به شمار می‌رود؛ سنتی که پشتوانه آن، تضمینِ حق اعتراض در قانون اساسی این کشور است.»

«ماگالی دِلا سودا»، مدیر تحقیقات علوم سیاسی در مرکز ملی تحقیقات علمی فرانسه در شهر بوردو می‌گوید: «اعتراض روشی برای ساختن هویت جمعی و قوام‌بخشیدن به جامعه سیاسی است.»

با این همه، تاریخ فرانسه پس از انقلاب هرگز روایتی ساده و یکدست از اعتراض و اصلاحات نبوده، بلکه زنجیره‌ای تکرارشونده از خیزش‌های مردمی، سرکوب‌های سخت، بسیج اجتماعی و در نهایت اعطای امتیازات سیاسی بوده است. این سنت گاه چهره‌ای تراژیک به خود گرفته است؛ چنان‌که در سال ۱۸۷۱ نیروهای ارتش با سرکوب وحشیانه «کمون پاریس»، هزاران نفر را به خاک و خون کشیدند.

البته در برخی موارد نیز کنش‌های جمعی به پیروزی ختم شده است؛ مانند سال ۱۹۶۸ که تظاهرات دانشجویی و اعتصاب عمومی، دولت را وادار کرد تا امتیازاتی همچون افزایش حداقل دستمزد را به معترضان اعطا کند.

درسال‌های اخیر نیز «جلیقه‌زردها» ابتدا در اعتراض به طرح افزایش مالیات سوخت تظاهرات کردند اما این حرکت به‌سرعت گسترش یافت و به اعتراض علیه مسائل دیگری نظیر هزینه‌های زندگی و نابرابری بدل شد.

در برخی از تظاهراتِ سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹، شاهد صحنه‌هایی از آتش زدن خودروها، غارت و درگیری با پلیس بودیم.

در فرانسه این پدیده نامتعارفی نیست که اقلیتی خشونت‌طلب در حاشیه تجمعات، راهپیمایی‌های مسالمت‌آمیز اکثریت را به حاشیه برانند.

همین وضعیت در اعتراضات دانشجویی اخیر نیز رخ داد؛ تجمعاتی که از مطالبات آموزشی فراتر رفت و به خشونت، غارت و صحنه‌های تکان‌دهنده‌ای از درگیری با پلیس کشیده شد.

هنوز مشخص نیست چه تعدادی از کسانی که به چپاول مغازه‌ها پرداختند جزو ده‌ها هزار شرکت‌کننده اصلی راهپیمایی بودند و چه تعداد تنها فرصت‌طلبانی حاشیه‌ای.

مقامات دولتی در واکنش، اقدام به برقراری مقررات منع آمدوشد شبانه کرده‌اند؛ با این حال فراخوان‌هایی برای گسترش اعتراضات در روزهای آتی منتشر شده است.

رویارویی پلیس فرانسه با معترضان در ناآرامی‌های اکتبر ۲۰۲۶
رویارویی پلیس فرانسه با معترضان در ناآرامی‌های اکتبر ۲۰۲۶ AP Photo

خشونت پلیس؛ عامل اصلیِ بی‌اعتمادی

به گفته فابین ژوبار، پژوهشگر علوم سیاسی و تحلیل‌گر تاریخ رفتار پلیس و اعتراضات، بخشی از پیشران‌های خشم عمومی در یک ماه اخیر ریشه در پدیده‌ای متأخرتر در جامعه فرانسه دارد.

ژوبار توضیح می‌دهد که از دهه ۱۹۹۰ به این سو، کشور شاهد موج‌های مکررِ رویدادهایی بوده که فرانسوی‌ها آن را «خشونت‌های شهری» می‌نامند و آمریکایی‌ها به آن «شورش» می‌گویند.

جرقه این ناآرامی‌ها اغلب با رفتارهای تند پلیس زده می‌شود: ناآرامی‌های سراسری سال ۲۰۰۵ پس از مرگ دو نوجوان در جریان فرار از دست مأموران رقم خورد و در سال ۲۰۲۳ نیز شلیک مرگبار یک افسر پلیس به نوجوانی ۱۷ ساله در یک ایست بازرسی حومه پاریس، فرانسه را به آتش کشید.

فابین ژوبار می‌گوید: «برای جوانانِ حاشیه‌نشین و حومه‌نشین‌ها، شورش به یکی از ابزارهای سنتی جهت بیان هویت جمعی و فریاد اعتراض تبدیل شده است.»

منتقدان دولت و مدافعان حقوق بشر بر این باورند که شیوه‌های برخورد پلیس در یک ماه گذشته غیرضروری و افراطی بوده است. عمده انتقادات متوجه کاربرد تفنگ‌های پرتاب‌کننده گلوله‌های پلاستیکی و نارنجک‌های صوتی و گیج‌کننده است؛ تجهیزاتی کهه منتقدان آن‌ها را عامل جراحات جدیِ معترضان می‌دانند.

«دِلا سودا» همچنین خاطرنشان کرد که ثبت نزدیک به ۸ هزار بازداشتی در هفته‌های منتهی به ۱۷ اکتبر، در مقایسه با بازداشتِ تنها چند ده‌نفر در جریان اعتراضات ۵۰۰ هزارنفریِ دانش‌آموزان در سال ۱۹۹۸ که در اعتراض به کمبود معلم و فرسودگی مدارس برگذار شد، رقمی بهت‌آور و بی‌سابقه است.

او می‌افزاید حس مداوم «شنیده نشدن صدای مردم» از دیگر مولفه‌های اصلی شکل‌گیری بحران است. دلا سودا به عنوان نمونه یادآور می‌شود که در جریان اعتراض جلیقه‌زردها، دولت به جای گفت‌وگوی مستقیم و مذاکره واقعی، تلاش کرد نارضایتی‌ها را با راه‌اندازی یک بستر اینترنتی تحت عنوان «گفت‌وگوی بزرگ ملی» فرو بنشاند؛ طرحی که از دید معترضان ضددولتی، اقدامی نمایشی تلقی شد و به شکست انجامید.

دلا سودا در پایان نتیجه می‌گیرد: «پیامد مستقیم چنین رویکردی، چیزی جز تعمیق و گسترش هرچه بیشتر دیوار بی‌اعتمادی میان ملت و دولت نیست.»

یورونیوز فارسی را در ایکس دنبال کنید

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

فرانسه پلتفرم‌های فروش دوباره را به حذف کالاهای «سرقتی» پس از ناآرامی‌ها وادار می‌کند

سفر ماکرون به خلیج فارس پس از ناآرامی‌ها در فرانسه و تشدید بحران انرژی؛ آیا شرکای منطقه‌ای ناجی پاریس می‌شوند؟

دو برابر شدن خسارت شورش‌های فرانسه؛ کسب‌وکارها هزینه را چگونه می‌پردازند