سرنشین جنگنده آمریکایی که در ماه آوریل و در بحبوحه حملات آمریکا در مرکز ایران سقوط کرد، برای نخستین بار در گفتگوی ویدیویی از وضعیت خود پس از سقوط در خاک ایران و عملیات نجات خود گفت. به گفته او، در پی اصابت موشک ایرانی، چتر نجاتش آسیب دید و او با سرعت حدود ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت به سوی زمین سقوط کرد.
برنامه «۶۰ دقیقه» سیبیاس نیوز برای نخستین بار با این سرهنگ نیروی هوایی آمریکا گفتگو کرده است. این برنامه همچنین در گفتگو با برد کوپر، فرمانده فرماندهی مرکزی آمریکا «سنتکام» و پیت هگست، وزیر دفاع این کشور، پرده از جزئیات جدیدی درباره عملیات نجات خلبان و سرنشین جنگنده آمریکایی سرنگونشده در ایران برداشته است.
در این گفتگو به دلیل مسائل امنیتی نام خلبان و این سرهنگ نیروی هوایی محفوظ مانده است و از آنها به ترتیب با عنوان «آلفا» و «براوو» یاد میشود. براوو افسر سامانههای تسلیحاتی و سرنشین عقب این جنگنده بود و کد عملیاتی جنگنده آنها «رفیق ۴۴» (Dude 44) بود.
به گفته براوو، در پی اصابت موشک دوشپرتاب ایران به جنگنده آنها، چتر نجات او آسیب دید و پس از استفاده از صندلی پران و خروج از هواپیما، با سرعتی حدود ۱۱۰ تا ۱۶۰ کیلومتر بر ساعت به سوی زمین سقوط کرد.
براوو گفت: «لحظهای که به بالا نگاه کردم و دیدم هیچ چتری وجود ندارد، وحشتناکترین چیزی بود که در تمام عمرم دیدهام. همان لحظه مکث کردم و دعا کردم: خدایا، هرچه تو بخواهی اتفاق میافتد. اما اگر قرار است از این وضعیت جان سالم به در ببرم، به کمک نیاز دارم.»
دو روز طول کشید تا کمک رسید. براوو بر اثر برخورد شدید با زمین دچار شکستگی ستون فقرات، بازو و شانه شده بود. او با این حال زنده ماند و سرانجام نجات پیدا کرد. براوو این رویداد را «معجزهای در دوران معاصر» خواند و گفت: «معتقدم این اتفاق گواهی بر لطف خداوند در زندگی من است؛ اینکه مرا از آن لحظه عبور داد، بهگونهای که اگرچه مانع آسیبدیدگیام نشد، از وارد شدن هرگونه جراحت فاجعهباری که میتوانست تواناییام برای زنده ماندن را از بین ببرد، جلوگیری کرد.»
ماموریت «رفیق ۴۴» چه بود و چرا درست پیش نرفت؟
به گفته برد کوپر، فرمانده سنتکام، ارتش آمریکا تاکنون حدود ۱۳ هزار ماموریت پروازی در جنگ با ایران انجام داده است. ماموریت «رفیق ۴۴» در شب دوم آوریل در نزدیکی منطقهای کوهستانی در جنوب اصفهان انجام میشد. این منطقه در نزدیکی مکانی است که گفته میشود بخش عمده ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران در آنجا قرار دارد. به گفته برد کوپر، ماموریت «رفیق ۴۴» در آن شب حمله به تاسیسات صنعتی مرتبط با برنامه پهپادی و موشکی ایران بود.
آقای کوپر گفت: «ما برتری هوایی داشتیم، اما قطعا بر فراز کانزاس که پرواز نمیکردیم.»
جنگنده ۳۰ میلیون دلاری «اف-۱۵ئی» (F-15E) که برای دههها به عنوان یکی از ستونهای عملیات رزمی هوایی آمریکا عمل کرده است، در پی اصابت یک موشک دوشپرتاب ایرانی که شاید حدود ۱۰۰ هزار دلار قیمت داشت، سرنگون شد.
براوو گفت: «تا قبل از اصابت پرتابه ایرانی، آن روز هم برای ما یکی دیگر از روزهای جنگ بود.»
آلفا و براوو چگونه زنده ماندند؟
براوو لحظه اصابت موشک را به «برخورد یک قطار باری» تشبیه کرد و گفت او و آلفا هر کاری از دستشان برمیآمد برای نجات جنگنده انجام دادند. اما خیلی زود مشخص شد که نمیتوان هواپیما را نجات داد و در نتیجه هر دو با استفاده از صندلی پران از هواپیما اجکت کردند.
آلفا با موفقیت اجکت کرد و پیش از براوو نجات یافت. او اکنون پروازهای خود را برای نیروی هوایی از سر گرفته است. با این حال، به دلیل ملاحظات امنیتی درخواست برنامه «۶۰ دقیقه» برای گفتگو را رد کرد.
آلفا در بیانیهای که در اختیار این برنامه قرار داد، گفت: «هنوز هم از حرفهایگری و مهارت تاکتیکی متخصصان جستجو و نجات رزمی و نیروهای مشترکی که عملیات نجات من و براوو را، چه در منطقه عملیاتی و چه در پشت صحنه، اجرا کردند، شگفتزدهام. کلمات نمیتوانند میزان قدردانی من و خانوادهام را بیان کنند. افتخار میکنم که در کنار تکتک آنها خدمت میکنم.»
به گزارش سیبیاس نیوز، براوو پس از تقلا با چتر آسیبدیدهاش، در فاصله حدود هشت کیلومتری از آلفا با شدت به زمین برخورد کرد.
او گفت: «آسیب دیده بودم، اما همه ما آموزش دیدهایم تا خود را با شرایط تطبیق دهیم و بر مشکلات غلبه کنیم. با وجود جراحاتم، تا جایی که میتوانستم بهسرعت از محل فرودم دور شدم.»
هوا تاریک بود، اما براوو گفت که با طلوع خورشید بهتدریج توانست محیط اطرافش را تشخیص دهد.
براوو گفت: «در قلب ایران، جایی که ما بودیم، درههایی مرتفع و بیابانی و همچنین صخرههایی ناهموار و شگفتانگیز وجود دارد. خودم را در یکی از همان درهها در میان صخرهها یافتم.»
او متوجه شد امنترین مسیر حرکت به سوی ارتفاعات است و با وجود شکستگی استخوانهایش، پیادهروی و صعود به سوی خطالراسی در ارتفاع حدود دو هزار و ۱۰۰ متری را آغاز کرد.
براوو گفت: «هرگز نگذارید بیانگیزگی باعث شود سر از تلویزیون ایران درآورید.»
مقامات آمریکایی چگونه از سقوط جنگنده مطلع شدند؟
پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، نیمهشب از این خبر مطلع شد. او گفت که بلافاصله به مراحل بعدی فکر کرد: آیا خدمه سالماند؟ آیا ایران از آنچه اتفاق افتاده اطلاع دارد؟
او گفت: «زنده باشند یا نباشند، میرویم و آنها را بازمیگردانیم.»
رسانههای ایران تصاویری از بقایای جنگنده منتشر کردند و ویدیوهایی از گروههای مسلحی که در جستجوی خدمه آن بودند، در فضای مجازی همرسانی شد.
به گفته منابع نظامی آمریکا، نیروهای ایرانی تا فاصله چندصد متری براوو پیش رفته بودند.
دن کین، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا، گفت: «مشخص بود که ایرانیها میخواستند آن دو نفر را پیدا کنند.»
به گفته آقای کوپر، ارتش آمریکا در جریان این «رقابت با زمان»، تحرکات نیروهای ایرانی در منطقه را از نزدیک زیر نظر داشت.
یکی از پیچیدهترین عملیات نجات در تاریخ ارتش آمریکا
شش ساعت پس از آغاز ماجرا، آمریکا توانست آلفا را در عملیاتی پرخطر در روشنایی روز نجات دهد. بالگردهای آمریکایی حاضر در عملیات نجات زیر آتش قرار گرفتند.
آقای هگست گفت: «در تمام مسیر ورود و خروج درگیری مسلحانه جریان داشت، اما آنها آلفا را بازگرداندند.»
با این حال، تنها نیمی از ماموریت انجام شده بود. نیروهایی که آلفا را نجات دادند، نتوانستند براوو را پیدا کنند و از منطقه عقبنشینی کردند. اما با فرارسیدن شب نخست حضور براوو در ایران، او توانست پیامی به آمریکا ارسال کند.
براوو گفت: «وقتی به لحظهای رسیدم که میتوانستم آنچه را پشت سر گذاشته بودم مرور کنم و دربارهاش بیندیشم، نوشتم: خداوند خوب است؛ تا قدردانی خود را از تمام مراحلی که مرا از آنها عبور داده بود، بیان کنم.»
او همچنین به ارتش آمریکا اطلاع داد که مجروح شده، اما همچنان در حال حرکت است. کمی بعد، نیروهای نجات آماده اعزام بودند تا او را بازگردانند. با این حال، به گفته آقای هگست، «شرایط برای انجام عملیات مهیا نشد.»
او گفت: «تصمیم بسیار دشواری بود. هرگز فراموش نمیکنم که در اتاق وضعیت بودیم و گفتم: بسیار خوب، ظاهرا باید عملیات ۲۴ را اجرا کنیم؛ یعنی براوو اساسا باید ۲۴ ساعت دیگر آنجا بماند.»
براوو یک شبانهروز دیگر را تقریبا بدون آب و غذا، در میان باد و سرمای بیابانهای مرتفع کوهستانی سپری کرد.
آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا «سیا» نقشی اساسی در نجات براوو ایفا کرد. این سازمان عملیات فریب چندجانبهای برای سردرگم کردن نیروهای ایرانی که در جستجوی او بودند، به راه انداخت. سیا همچنین برای تعیین دقیق موقعیت براوو از فناوری فوقمحرمانه استفاده کرد.
ویدیویی که بهتازگی از طبقهبندی محرمانه خارج شده است، نشان میدهد بمبافکنها و پهپادهای آمریکایی برای باز کردن مسیر نجات براوو، نیروهای سپاه پاسداران را در نزدیکی مخفیگاه او هدف قرار دادند. پس از آن، زمان بازگشت برای نجات براوو فرا رسید.
به گفته آقای کوپر، در جریان عملیات نجات براوو حدود ۹۲ نیروی آمریکایی در خاک ایران حضور یافتند. این نخستین حضور نیروهای آمریکایی در ایران در ۴۶ سال گذشته بود. به گفته او، چندصد نیروی آمریکایی در آسمان و سه تا پنج هزار نفر نیز در بخشهای پشتیبانی عملیات مشارکت داشتند.
دن کین گفت: «برای نجات او اگر لازم بود نیروهای بیشتری هم اعزام میکردیم.»
نیروهای آمریکایی با دو هواپیمای بزرگ جستجو و نجات وارد شدند و در یک باند موقت در بیابان فرود آمدند. سپس بالگردهای کوچک «لیتل برد» را به پرواز درآوردند. این بالگردها میتوانستند خود را به براوو در خطالراس برسانند.
بازگشت
براوو گفت دیدن نیروهای نجات «یکی از بهترین لحظات زندگیاش» بود. او نخواست جزییات دقیق گفتگوی خود با آنها را بازگو کند، اما گفت نخستین جملهای که پس از رسیدن نیروهای نجات به او بر زبان آورد، این بود: «برویم.»
اما براوو و دیگر نیروهای حاضر روی زمین هنوز از خطر خارج نشده بودند. چرخهای هواپیماهای نجات در شنهای باند موقت بیابانی گیر کرده بود. هواپیماها نمیتوانستند از زمین بلند شوند و بیش از ۹۰ نفر از نیروهای آمریکایی که برد کوپر آنها را «نخبهترین نیروهای ارتش» توصیف کرد، در آنجا گرفتار شده بودند تا اینکه یک یگان مخفی نیروی هوایی به کمکشان آمد.
آمریکا دو هواپیمای زمینگیرشده را که هرکدام حدود ۱۰۰ میلیون دلار ارزش داشتند، همراه با بالگردهای «لیتل برد» منهدم کرد تا فناوری آنها به دست ایران نیفتد.
پنجاه ساعت پس از سرنگونی جنگنده، براوو در امنیت بود و همزمان با طلوع خورشید در یکشنبه عید پاک نجات یافت. اندکی پس از خروج از ایران، براوو با همسرش در آمریکا تماس گرفت.
براوو گفت: «واقعا به او افتخار میکردم و بهخاطر قدرتی که از خود نشان داد، سپاسگزار بودم.»
او گفت که میخواهد مردم آمریکا بدانند که این عملیات نجات صرفا به آنچه او از سر گذرانده محدود نمیشود.
او گفت: «این داستان کار گروهی، آموزش، ایمان، تصمیمگیری و رهبری است؛ داستان انجام کاری که بهعنوان نمونهای از آنچه آمریکا برای وفای به وعده خود و جا نگذاشتن هیچیک از نیروهایش حاضر به انجام آن است، در تاریخ ماندگار خواهد شد.»