یک هفته از آغاز اعتراضات جاری در ایران میگذرد و بنابر گزارشها به بیش از ۷۰ شهر گسترش یافته است. از سوی دیگر، بر اساس اعلام سازمآنهای حقوق بشری تاکنون دستکم هفت نفر در این اعتراضات کشته شدند و اقدامات نیروهای امنیتی تشدید شده است. المانیتور چهار سناریو محتمل برای نتیجه این اعتراضات را بررسی کرد.
به گزارش رسانه آمریکایی «المانیتور»، واکنش رژیم ایران به این اعتراضات تاکنون بازتاب الگوی سرکوبی است که در گذشته در مقابل دیگر اعتراضات ایرانیان اتخاذ کرده است.
نیروهای امنیتی در ابتدا بر متفرق کردن معترضان، بازداشتهای هدفمند و فشار بر افراد مظنون به سازماندهی اعتراضات تمرکز کردند. در گذشته، با تشدید اعتراضات، تاکتیکها معمولا به استفاده از گاز اشکآور، تفنگهای ساچمهای و تیراندازی گزینشی با سلاح گرم تغییر میکرد. جمهوری اسلامی همچنین اقدامات سختتری برای مناطق استراتژیک «حساس» چون کردستان و بلوچستان انجام میداد و این واکنشهای خونین را غالبا با عنوان مقابله با «تجزیهطلبی» توجیه میکرد.
بنابر این گزارش، در اعتراضات کنونی تهران ممکن است در تلاش برای جلوگیری از همزمانی اعتراضات سراسری و تشدید بینالمللی بحران نسبت به هزینههای استفاده از خشونت کورکورانه و بیهدف کمی محتاطتر عمل کند.
با این حال، اگر معترضان بر مواضع خود پافشاری کنند، این سیاست جمهوری اسلامی دوام نخواهد داشت. در حال حاضر، ویدیوهای منتشرشده از شهرهایی چون کرمانشاه، مرودشت و کوهدشت حاکی از شلیک مستقیم ماموران به سوی مردم است. اگر اعتراضات ادامه یابد یا خشنتر شود، حکومت احتمالا به اقدامات سختگیرانه تر از جمله قطع اینترنت، اعدامها، ورود پررنگتر سپاه پاسداران و در مواردی محاصرههای نظامی محلی دست خواهد زد.
اما در نهایت با توجه به گستردگی اعتراضات و واکنشهای بینالمللی، از جمله تهدید دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، این اعتراضات به کدام سمت خواهد رفت و جمهوری اسلامی چه رویهای پیش خواهد گرفت؟ «المانیتور» چهار سناریو را بررسی کرده است.
سناریوی اول: اصلاح ساختاری
یکی از مسیرهای احتمالی که برخی صداهای اصلاحطلبِ مخالف تغییر رژیم تبلیغ میکنند، حرکت به سمت تغییرات ساختاری برای کاهش تنشهاست. شماری از چهرههای این جریان و مقامهای پیشین از رهبر جمهوری اسلامی خواستهاند نارضایتی معترضان را به رسمیت بشناسد، اجازه برگزاری تجمعات قانونی را بر اساس اصل ۲۷ قانون اساسی بدهد و اصلاحات اقتصادی و سیاسی از جمله از سرگیری دیپلماسی با غرب را پیش برد.
اما اگر کارنامه جمهوری اسلامی معیار باشد، چنین مسیری بعید به نظر میرسد. رژیم بارها نشان داده تمایل چندانی به اجرای اصلاحاتی که خطوط قرمز ایدئولوژیک یا مراکز قدرتش را به چالش بکشد، ندارد. حتی در لحظات فشار حاد، امتیازهای کوچک نیز غالبا تاکتیکی و قابل بازگشت بودهاند.
کنشگران هشدار میدهند بدون تغییرات معنادار در حکمرانی اقتصادی، آزادیهای اجتماعی و سازوکارهای پاسخگویی، هر اصلاحی هم که انجام شود ممکن است بهعنوان اقدامی ظاهری تلقی شود، به جای بازسازی اعتماد عمومی، آن را با فرسایش روبرو کرده و روند فروپاشی را تسریع کند.
سناریوی دوم: ناآرامی فرسایشی و طولانی
سناریوی کوتاهمدت، ناآرامیهای گسترده با سرکوب حسابشده است. در این مدل، اعتراضات در موجهای متوالی شعلهور میشوند، نیروهای امنیتی آنها را در سطح محلی مهار میکنند و حکومت ضمن پذیرش هزینههای اقتصادی و اعتباری روی خستگی معترضان قمار میکند.
این رویکرد بازتاب درسهایی است که تهران از نمونههایی مانند ونزوئلا آموخته است. در این کشور در صورت حفظ انسجام نهادهای امنیتی و پراکندگی نیروهای مخالف، حتی اعتراضات بزرگ و پایدار هم لزوما به تغییر رژیم منجر نمیشوند.
با این حال، فشار تجمعی در حال افزایش است. ترکیبی از تورم، کمبود انرژی، تنش آبی، تحریمها و فقدان آزادیهای سیاسی، طبقه متوسط را تهی کرده است. هر موج اعتراض جدید، اعتماد را بیشتر از بین میبرد و احتمال ناآرامیهای آینده را بیشتر و مهار آنها را دشوارتر میکند.
سناریوی سوم: تغییر رژیم با هدایت کشورهای خارجی
اظهارات روز جمعه دونالد ترامپ مبنی بر احتمال اقدام آمریکا برای حمایت از معترضان ایرانی، مقامات جمهوری اسلامی را نگران و برخی از معترضان را امیدوار کرده است. تهران آشکارا این را خطرناکترین سناریو میداند و بر این باور است که تحقق آن ممکن است کشور را وارد جنگ کند.
دونالد ترامپ بامداد جمعه در شبکه اجتماعی «تروتسوشال» نوشت: «اگر ایران به معترضان مسالمتجو شلیک کند و آنها را به طرز وحشیانه به قتل برساند، چیزی که رسم و عادت آنهاست، ایالات متحده آمریکا برای نجات آنها (معترضان) وارد خواهد شد. ما در حالت آمادهباش کامل (مسلح و آماده) هستیم.»
این اظهارات با واکنش تند مقامات جمهوری اسلامی مواجه شد. این درحالی است که هفته گذشته نیز آقای ترامپ پس از دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل در فلوریدا گفته بود که اگر تهران اقدام به بازسازی برنامه هستهای یا موشکی خود کند، آمریکا به این تاسیسات حمله خواهد کرد.
به گزارش «المانیتور»، اقدام نظامی مستقیم آمریکا یا اسرائیل، اگر تحت پوشش حمایت از معترضان یا مقابله با برنامه موشکی و هستهای ایران انجام شود، میتواند به تغییر رژیم منجر شود. اما همزمان احتمالا منجر به بیثباتی در منطقه خواهد شد.
بنابر این گزارش، با وجود هراس نسبت به چنین سناریویی، رهبری ایران همچنان روی این حساب میکند که بتواند از آن برای برانگیختن احساسات ملیگرایانه، منصرف کردن بخشی از معترضان و توجیه سرکوب حداکثری به بهانه دفاع ملی استفاده کند.
با این حال، بسیاری از چهرههای اصلاحطلب داخل ایران با این مسیر مخالفاند و هشدار دادهاند که چنین سناریویی میتواند به فروپاشی حکومت، بیثباتی طولانی و تجزیه ایران منجر شود.
سناریوی چهارم: گسست، تجزیه یا گذار طولانی
نتایج دیگر چون جنگ داخلی، تجزیه یا سرنگونی ناگهانی و سپس گذار دموکراتیک همچنان بسیار فرضی و انتزاعی به نظر میرسند. شکاف عمیق میان گروههای مخالف، فقدان رهبری واحد و قدرت دستگاه امنیتی داخلی ایران، تحول سریع را پیچیده میکند.
رضا پهلوی، فرزند آخرین شاه ایران که برخی از معترضان در هفته اخیر نام او را فریاد زدهاند، خواستار وحدت شده و طی بیانیههایی اعتراضات کنونی را قیام ملی توصیف کرده است. اما تبدیل شدن خشم در خیابان به یک جایگزین سیاسی منسجم همچنان چالشی بزرگ است.
آقای پهلوی شامگاه جمعه طی بیانیهای از معترضان خواست که خیابآنهای تهران و دیگر کلانشهرها را «تسخیر» کنند و نوشت: «جمهوری اسلامی میکوشد از شکلگیری تجمعات در تهران جلوگیری کند؛ زیرا بهخوبی میداند که تسخیر خیابآنهای تهران و دیگر کلانشهرها، روند سقوط آن را بهطور جدی تسریع میکند.»
به گزارش «المانیتور»، اگرچه جمهوری اسلامی در یک سال اخیر تضعیف شده و با ضعف وارد بحران کنونی شده است، اما دستکم برخی از ابزار دفاعی آن همچنان پابرجاست. جمهوری اسلامی نشان داده است که بهرغم همزمانی فشارهای خارجی و بحرآنهای داخلی برای مدیریت ناآرامیها هرچند با توسل به خشنترین ابزارها سازگاری دارد.
بنابر این گزارش، اعتراضات داخلی و افزایش تهدیدهای خارجی ترکیبی ناپایدار است که هر یک دیگری را تشدید میکند و فضای مانور تهران را محدودتر میکند.
اینکه اعتراضات فروکش کند، به یک جنبش پایدار تبدیل شود یا سرکوب سختتری را رقم بزند، ممکن است به تصمیمهایی که در روزهای آینده در راهروهای قدرت در تهران گرفته میشود و اینکه رهبران ایران مسیر گفتگو، تعویق یا زور را انتخاب کنند، بستگی داشته باشد. اما در حال حاضر رژیم بین فشار و فلجشدگی گرفتار مانده و راه خروج مشخصی در افق دیده نمیشود.