دستاورد زنان در جریان جنبش «مهسا امینی»؛ آیا حجاب دیوار برلین جمهوری اسلامی است؟

۳۴‌امین نمایشگاه کتاب تهران
۳۴‌امین نمایشگاه کتاب تهران Copyright AFP
نگارش از یورونیوز فارسی
هم‌رسانی این مطلبنظرها
هم‌رسانی این مطلبClose Button

نه ماه پس از شکل‌گیری جنبش «مهسا امینی» دستاوردهای آن از جمله در زمینه حجاب و نیز چشم‌انداز آتی اعتراضات مردمی در ایران جای بحث و پرسش‌هایی است که بخشی از آنها را با عباس عبدی و احمد بخشایشی اردستانی در میان گذاشتیم.

آگهی

روز پنجشنبه هجدهم خرداد ماه، مجلس شورای اسلامی در ایران، نسخۀ نهایی لایحۀ «حمایت از فرهنگ حجاب و عفاف» را منتشر کرد. این لایحه پیشتر از سوی قوۀ قضاییۀ جمهوری اسلامی ایران تدوین و به دولت ارسال شده بود. دولت ابراهیم رئیسی نیز با تغییراتی در متن و عنوان لایحه، آن را در نهم خرداد ماه به مجلس شورای اسلامی ارسال کرد.

متن این لایحه به گونه‌ای تنظیم شده که نه اصولگرایان تندروی مدافع حجاب اجباری از آن رضایت دارند نه فعالان سیاسی و مدنی مخالف تحمیل حجاب به زنان.

با این حال به نظر می‌رسد منتفی شدن برخوردهای فیزیکی با زنان بی‌حجاب از سوی افراد موسوم به «آمران به معروف و ناهیان از منکر» در این لایحه، تغییری در زمینه برخورد با بی‌حجابی در ایران است؛ تغییری که به باور بسیاری محصول اعتراضات سراسری و پیگیر گروه قابل توجهی از مردم در واکنش به کشته شدن مهسا امینی است؛ مرگی که از نظر معترضان مصداق قتل بود ولی حکومت همچنان آن را «مرگ طبیعی» و ناشی از بیماری زمینه‌ای می‌داند.

برخی از مخالفان جمهوری اسلامی، منتفی شدن حجاب اجباری را گامی اساسی برای عبور مردم ایران از این نظام سیاسیِ می‌دانند و به همین دلیل حجاب اجباری را دیوار برلین نظام توصیف کرده‌اند که اگر فرو بریزد، نظام اسلامی هم فرو خواهد ریخت. 

حجاب، دیوار برلین نظام نیست

عباس عبدی، تحلیلگر مسائل سیاسی ایران در پاسخ به این سؤال که آیا حجاب اجباری دیوار برلین نظام است، به یورونیوز می‌گوید: «این تمثیل درست نیست؛ چون کسانی که از آلمان شرقی فرار کردند، چشم‌اندازی جلوی خودشان داشتند به نام آلمان غربی؛ و دیوار برلین مانع رفتن آن‌ها به آلمان غربی یا بهشت برین یا سرزمین موعود بود. هنگامی که دیوار برداشته شد، آن‌ها آن مسیر را طی کردند. مشکل اساسی ایران وجود چنان دیواری نیست؛ فقدان چنان چشم‌اندازی یا چنان بهشت برینی است. بنابراین این طور نیست که اگر حجاب برداشته شود، راه رسیدن به یک مدینۀ فاضله باز می‌شود. به نظرم این مقایسه از اساس نادرست است. پشت دیوار برلین خبرهایی بود و پس از این که دیوار برداشته شد، مردم به آن سوی دیوار رفتند. ولی پشت دیوار حجاب چیست؟ بعد از برداشتن این دیوار، مردم قرار است کجا بروند؟»

زنان بی‌حجاب باید به رسمیت شناخته شوند

آقای عبدی مطالبۀ اصلی را نه امکان حضور بی‌حجاب زنان در خیابان‌ها، بلکه به رسمیت شناخته شدن زنان بی‌حجاب از سوی حکومت می‌داند و می‌گوید: «برداشته شدن حجاب به این راحتی نیست. ممکن است در سطح شهر با زنان بی‌حجاب کاری نداشته باشند. در رژیم شاه هم با کسی که حجاب داشت کاری نداشتند اما افراد محجبه عملا از ساختار سیاسی حذف شده بودند. یعنی شما شاه را هیچ جا در حال گفت‌وگو و تعامل با زنان محجبه‌ای نمی‌دیدید که در ساختار سیاسی صاحب‌ مقام و منصبی باشند. وزیر یا معاون وزیر باشند. شاه چنین زنانی را به رسمیت نمی‌شناخت و به همین دلیل چنین تضادی در درون آن سیستم وجود داشت. در جمهوری اسلامی حتی اگر مسئلۀ حجاب حل شود، به نظرم این به معنای حل شدن مسئلۀ اصلی نخواهد بود. مسئلۀ ما فقط آزادی پوشش زنان نیست. این آزادی پوشش باید به رسمیت شناخته شود. یعنی شهروندی و حقوق زنان بی‌حجاب باید به رسمیت شناخته شود. این مشکل فقط برای زنان نیست؛ مردان را هم شامل می‌شود. حالا در بحث زنان نمود بیشتری دارد. به نظرم اگر حکومت عملا هم در برابر آزادی پوشش زنان کوتاه بیاید، در نهایت هیچ مسئله‌ای حل نخواهد شد. مگر اینکه همه به تفاهمی برسند که باید از موانع موجود عبور کنند. بعضی از موانع قانونی است، بعضی موانع هم سیاسی و اجتماعی است نه قانونی.»

اگر کار به «برهنگی» نکشد، نظام با «بی‌حجابی» کنار می‌آید

احمد بخشایشی اردستانی، چهرۀ اصولگرا و نمایندۀ سابق در مجلس شورای اسلامی، در پاسخ به این سؤال که آیا حجاب اجباری دیوار برلین نظام است، می‌گوید: « سوال سختی است. جمهوری اسلامی ایران یکی از عملگراترین نظام‌های سیاسی دنیا است. مجمع تشخیص مصلحت در همین راستا تشکیل شده است. این مجمع در راستای روزآمدی نظام تشکیل شده. در مسئلۀ حجاب برداشت‌ها متفاوت شده است. عده‌ای در ایران حجاب را یک مسئلۀ سیاسی و نماد جمهوری اسلامی می‌دانند که اگر از بین برود، به بقیۀ موضوعات هم سرایت می‌کند. ولی حجاب دیوار برلین نظام نیست. اگر قرار باشد جمهوری اسلامی با از بین رفتن یک نمادش فرو بریزد، دیگر به تعبیر رهبری، نظام یک درخت ریشه‌دار محکم نیست. آنچه می‌تواند جمهوری اسلامی را از بین ببرد، شکاف بین مردم و حکومت به دلایل معیشتی است. اصرار جمهوری اسلامی بر حفظ حجاب در راستای راضی نگه داشتن طرفداران خودش است که در مراسم اربعین و تظاهرات سیاسی شرکت می‌کنند. اگر قرار است بی‌حجابی آزاد شود، افراد بی‌حجاب هم باید رعایت کنند. یعنی کار به برهنگی نکشد. طرفین نباید افراط کنند. اگر وضع به همین صورت فعلی ادامه یابد، به نظرم جمهوری اسلامی علیرغم نارضایتی‌اش از وضع فعلی، با مسئله کنار می‌آید.»

اخیرا محمد دهقانی، معاون حقوقی ابراهیم رئیسی، دربارۀ رشد بی‌حجابی در ایران گفت: «اگر قرار باشد در کشور حجاب نباشد اصلا جمهوری اسلامی خیلی معنا پیدا نمی‌کند.» آقای بخشایش اردستانی دربارۀ این اظهار نظر و امکان تداوم بی‌حجابی و تبعات آن می‌گوید: «این برداشت او بوده. اینکه این وضعیت ادامه پیدا می‌کند یا نه، بستگی به مقاومت طرفین دارد. اینکه در صورت ادامۀ این وضع جمهوری اسلامی فرو می‌ریزد، فکر نمی‌کنم چنین شود. مگر اینکه وضعیت اندلسی بوجود آید. یعنی ابتدایش بی‌حجابی باشد و در ادامه به ترویج علنی برهنگی و شرابخواری منتهی شود. نهایتا فکر می‌کنم اگر جمهوری اسلامی بتواند مباحث معیشتی را حل کند، احتمال فروپاشی‌اش منتفی می‌شود. اما اگر نتواند چنین کاری کند، مردم لجبازی می‌کنند و هنجارهای نظام را نادیده می‌گیرند. به نظرم مخالفت‌ها روز به روز زیادتر خواهد شد چون مشکل معیشتی حل نمی‌شود. تیم اقتصادی دولت رئیسی قادر به حل مشکلات معیشتی مردم نیست.»

قانون حجاب پایۀ فقهی محکمی ندارد

برخی از تحلیلگران سیاسی و مذهبی با اشاره به اینکه در فقه سیاسی آیت‌الله خمینی، حفظ نظام از هر چیز دیگری واجب‌تر است و ولی فقیه حتی اختیار تعطیل کردن احکام اولیه نظیر نماز و حج را هم دارد، معتقدند جمهوری اسلامی با اتکا با چنین فقاهتی، می‌تواند با بی‌حجابی هم کنار آید. 

عباس عبدی با تایید نکتۀ فوق دربارۀ کنار آمدن جمهوری اسلامی با بی‌حجابی می‌گوید: «دربارۀ فقه حکومتی، به نظرم انعطاف‌پذیری این فقه بسیار زیاد است و مشکلی برای حل مشکل بی‌حجابی ندارد. تا الان هم ممنوعیت بی‌حجابی، دلایل فقهی نداشته. اصلا مادۀ قانونی حجاب، فقهی نیست. از منظر فقهی انواع و اقسام ایرادهای فقهی به این قانون وجود دارد. در واقع این قانون پایۀ فقهی محکمی ندارد که تغییرش، از منظر فقهی، مشکل‌زا باشد. ضمن این که اساسا نیازی هم به تغییر فقه نیست. قانون حجاب می‌تواند وجود نداشته باشد. مثل صد تا قانون دیگر که وجود ندارد. مثلا نگاه کردن به زن نامحرم برای لذت بردن، شرعا حرام است اما برای ممانعت از این امر، قانونی وضع نشده است. برای منع بی‌حجابی هم می‌توان قانونی وضع نکرد و فقدان چنین قانونی، منع فقهی ندارد.»

آقای عبدی که به رسمیت شناخته شدن زنان بی‌حجاب را مسئلۀ اصلی در ایران امروز می‌داند، در پاسخ به این سؤال که چه انگیزه‌هایی ممکن است سبب شوند جمهوری اسلامی زنان بی‌حجاب را به رسمیت بشناسد، می‌گوید: «این‌جا دیگر مسئله "زن بی‌حجاب" نیست. مسئله "غیر" است. مردهای ناهمسو با حکومت هم به رسمیت شناخته نمی‌شوند. این مسئله‌ای است که در ایران باید حل شود. این مسئله لزوما با برداشته شدن حجاب حل نمی‌شود. حکومت ریش تراشیدن یا کراوات زدن مردها را نیز به رسمیت نمی‌شناسد. در حالی که کاری هم با مردان کراواتی و بدون ریش ندارد. یا مثلا حکومت نماز نخواندن را هم به رسمیت نمی‌شناسد. مسئلۀ اصلی به رسمیت شناخته شدن "اغیار" است. این دیوار باید شکسته شود تا چشم‌انداز درخوری پیش روی مردم قرار گیرد. یعنی شهر پر از "شهروندان" شود. اما اینکه چنین تحولی موجب سقوط جمهوری اسلامی خواهد شد یا نه، به نظر من لزوما این طور نخواهد شد؛ برای این که تفسیر از "جمهوری اسلامی" می‌تواند بسیار گسترده و موسع شود. کما این که در اولین دورۀ مجلس شورای اسلامی، آدم‌هایی که مصداق "غیر" بودند، در مجلس حضور داشتند ولی باز این نظام جمهوری اسلامی قلمداد می‌شد. الان هم می‌تواند چنان وضعی ایجاد شود و نظام پابرجا بماند. اما در این صورت ارزش‌ها و رویکردهای رسمی کنونی، دیگر قطعا وجود خارجی نخواهند داشت.»

تناقض «جمهوری اسلامی» باید به نفع جمهوریت حل شود

اما ظاهرا مسئلۀ روحانیت حاکم بر ایران این است که اگر آزادی‌های مد نظر اقشار به رسمیت شناخته نشده را قانونا به رسمیت بشناسد، جمهوری اسلامی کاملا لیبرالیزه می‌شود و معلوم نیست دیگر چرا باید این جمهوری را اسلامی دانست. 

آقای عبدی دربارۀ این دغدغه می‌گوید: « این یکی از آن تناقضات اساسی است که از ابتدا وجود داشته. باید دید کلمۀ "اسلامی" برای این جمهوری "صفت" است یا "قید"؟ یعنی، به عبارت دیگر، جمهوری اصل است یا اسلامی بودن؟ از قانون اساسی چنین برمی‌آید که جمهوریت اصل است؛ برای اینکه مردم جمهوری اسلامی را انتخاب کرده‌اند. اگر مردم جمهوری اسلامی را انتخاب نکنند، اسلامیت که بلاموضوع می‌شود. اسلامیت سیال بودن خودش را هم دارد. در سال ۱۳۴۲، رویکرد آقایان قم نسبت به زن و زمین متفاوت از سال ۵۷ بود. در سال ۵۷ آن رویکردها به نام جمهوری اسلامی تغییر کرد. مثلا رای دادن زنان پذیرفته شد. اگر بنیان را جمهوریت بگیریم، اسلامیت دیگر صفت یک جامعۀ اسلامی می‌شود. یعنی همان چیزی که هست، می‌شود "اسلامی". در این صورت، حداقل در کوتاه‌مدت، مشکل خاصی ایجاد نمی‌شود. اما اگر اسلامیت را قید بگیریم، جمهوریت را بلاموضوع کرده‌ایم و این یک تناقض است که این سیستم باید تا آخر به آن تن دهد. تازه نکتۀ اساسی این است که تلقی سیستم از اسلامیت، با تلقی خیلی از افراد مطابقت ندارد. همین الان بسیاری از مخالفان سیستم، اسلامیون سنتی‌اند. این افراد وضع کنونی را، بخصوص در حوزۀ کارآمدی، نمی‌پذیرند؛ و اگر قرار باشد جمهوریت به معنای مذکور حذف شود، به ناچار سیستم ناکارآمد و فاسد می‌شود، اسلامیت‌اش قلب و خودش هم در برابر اسلام سنتی مغلوبه می‌شود. در این صورت، سیستم دچار بن‌بست می‌شود و نمی‌تواند ادامه دهد. به نظر من تناقض موجود نهایتا باید به نفع جمهوریت حل شود. حالا این که الان باید حل شود یا پنج سال دیگر، بحث بعدی است. به هر حال وجه اسلامیت، صفت این جمهوری است و به هیچ وجه نمی‌توان گفت که اسلامیت باید بر وجه جمهوریت نظام غلبه پیدا کند.»

به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندید 

اپوزیسیون فاقد رهبر قدرتمند است

احمد بخشایشی اردستانی معتقد است که «جنبش مهسا» و تکانه‌هایش در داخل و خارج کشور، موجب تغییر سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی نشده است. با این حال او می‌گوید که حکومت بیش از پیش «درک کرده است که مردم ناراضی‌اند.»

او در پاسخ به این سؤال که آیا تکرار اعتراضات مربوط به حجاب اجباری در کنار تداوم وخامت شرایط اقتصادی کشور، ممکن است به تک‌دوره‌ای شدن دولت رئیسی منتهی شود، می‌گوید: «نظام علی‌القاعده فرد دیگری را در برابر رئیسی علم نمی‌کند ولی در صورت تشدید مشکلات اقتصادی و نارضایتی مردم، احتمال تک‌دوره‌ای شدن دولت رئیسی وجود دارد اما این احتمال چندان بالا نیست چون که دولت در ایران علی‌القاعده دودوره‌ای بوده است.»

آقای بخشایشی اردستانی احتمال وقوع انقلاب در ایران در اثر «مسئلۀ حجاب» را منتفی می‌داند و می‌گوید: « معمولا به دنبال انقلاب‌های بزرگ، انقلاب دیگری رخ نمی‌دهد. شاید یک انقلاب بزرگ استحاله شود، ولی انقلاب پس از انقلاب، در یک بازۀ زمانی کوتاه، معمولا رخ نمی‌دهد. ضمن این که در انقلاب مشروطه و انقلاب ۵۷، روحانیت و اقشار مذهبی نقش مهمی داشتند. به لحاظ تاریخی، تنها گروهی که توانسته مردم ایران را برای انقلاب بسیج کند، روحانیت بوده. الان چنین گروهی در ایران وجود ندارد و روحانیت هم در برابر نظام نمی‌ایستد. بنابراین علیرغم اینکه مردم به دلایل اقتصادی و نیز بابت ماجرای مهسا امینی ناراضی بودند، اقلیتی از آن‌ها برای اعتراض به خیابان‌ها آمدند؛ چون گروه‌های سیاسی موجود توان بسیج مردم را نداشتند و ندارند. من در این اپوزیسیون رهبر قدرتمندی نمی‌بینم که مقبول اکثریت مردم ایران واقع شود.»

دستاورد جنبش مهسا: نظام را در خارج کشور بی‌اعتبار کرد

آقای اردستانی در نهایت دربارۀ «جنبش مهسا» و دستاوردش می‌گوید: «این جنبش بدون رهبر بود و نارضایتی‌های فعلی هم، که ممکن است گاهی شکل اعتراضی به خود بگیرد، فاقد یک رهبر توانمند در اپوزیسیون خارج کشور است. اپوزیسیون خارج کشور در جریان جنبش مهسا، سوار موج شد. اما موج‌سواری با موج‌سازی فرق دارد. اصلاح‌طلبان هم می‌خواهند سوار موج این جنبش شوند و از آن در انتخابات آینده استفاده کنند. یعنی اختلاف اصلی در انتخابات آینده، بین اصلاح‌طلبان و اپوزیسیون خارج کشور خواهد بود نه بین اصلاح‌طلبان و اصولگرایان. دعوای اصلاح‌طلبان و اپوزیسیون خارج کشور این خواهد بود که آیا باید در انتخابات شرکت کرد یا نه. البته من بعید می‌دانم که نظام میدان چندانی به اصلاح‌طلبان بدهد. نظام اصلا جنبش مهسا را به عنوان یک جنبش قبول ندارد و آن را یک اغتشاشِ ساخته و پرداختۀ غربی‌ها می‌داند. تنها دستاورد این جنبش برای معترضان این بود که ایرانی‌های مقیم خارج را متحد کرد و آن‌ها توانستند جمهوری اسلامی را در غرب بی‌اعتبار کنند. به نظر من جنبش مهسا تمام شده ولی نارضایتی مردم استمرار خواهد داشت چون شرایط اقتصادی نامطلوب است.»

هم‌رسانی این مطلبنظرها

مطالب مرتبط

بریتانیا ضمن ستایش از زنان ایران، وزیر ارشاد و شهردار تهران را تحریم کرد

مریم نمازی: ایران شاهد یک انقلاب زنانه بود که برای آینده کشور تعیین کننده است

واکنش‌ها به اعدام محمد قبادلو؛ وکیل پرونده از قوه قضائیه برای مناظره علنی دعوت کرد