ما را پیدا کنید
آگهی

تجربه‌های اروپایی؛ کشورها چگونه با «بولی کردن» در مدارس و محیط‌های کار مقابله می‌کنند؟

canva
canva -  Copyright  Photo
Copyright  Photo
نگارش از Sanaz Hajizadeh
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید
همرسانی Close Button

«بولی کردن» یا همان قلدری، الزاما از سوی مدیر اتفاق نمی‌افتد؛ گاه چند همکار علیه یک نفر متحد می‌شوند، درباره زندگی خصوصی او شایعه می‌سازند، اشتباهاتش را بزرگ‌نمایی می‌کنند یا دیگران را به قطع ارتباط با او تشویق می‌کنند. مجموع این رفتارها می‌تواند محیط کار را برای فرد هدف، غیرقابل تحمل کند.

بولی کردن (Bullying) یا همان قلدری، به رفتارهای پرخاشگرانه (حتی گاه به شکل نامحسوس) می‌گویند که معمولا با «عدم توازن قدرت» (چه واقعی و چه تصور شده) همراه است و ممکن است در طول زمان تکرار شود. این آزارها می‌توانند جسمی، روانی، جنسی یا اجتماعی باشند و به شکل تهدید، تمسخر و طرد از جمع بروز کنند.

آگهی
آگهی

«بولی کردن» طیف گسترده‌ای از رفتارها را در برمی‌گیرد: از کتک زدن، دعوا و توهین کردن گرفته تا دادن لقبی تحقیرآمیز به یک فرد، تمسخر ظاهر یا لهجه یک فرد، بیرون گذاشتن عمدی یک فرد از جمع، تهدید کردن، شایعه‌سازی یا انتشار تصاویر تحقیرکننده از او در شبکه‌های اجتماعی.

البته هر اختلاف، دعوا یا شوخی نامناسبی الزاما «بولی کردن» نیست: اختلافی مقطعی میان دو فرد با قدرت تقریبا برابر، با آزار مستمر یک فرد از سوی گروهی قوی‌تر متفاوت است.

به همین دلیل «بولی کردن» در یک تعریف کلی با سه ویژگی شناخته می‌شود: آسیب‌رسان بودن رفتار، وجود نوعی «عدم توازن قدرت» میان آزارگر و فرد قربانی، تکرار رفتار قلدرمآبانه در طول زمان.

منظور از «عدم توازن قدرت» نیز لزوما قدرت جسمانی فرد آزارگر نیست؛ موقعیت اجتماعی بالاتر آزارگر در جامعه یا در محل کار، داشتن طرفداران بیشتر در یک جمع، یا توانایی فرد آزاردهنده در کنترل مثلا یک گروه اینترنتی، همه می‌تواند در چهارچوب «قدرت» تعریف شود.

درباره «تکرار» رفتار قلدرمآبانه نیز باید گفت که برخی نظام‌های حقوقی، این ویژگی را قبول ندارند و معتقدند که برخی رفتارهای قلدری حتی اگر فقط یک بار انجام شوند، ممکن است مصداق جرم باشند.

به دلیل گستردگی موضوع، در این مطلب به «بولی کردن» در دو گروه کلی پرداخته خواهد شد: بولی کردن در میان بزرگسالان، بولی کردن در میان کودکان و دانش آموزان مدارس.

«بولی کردن» در میان بزرگسالان

«بولی کردن» بزرگسالان می‌تواند در محیط کار، دانشگاه‌ها، گروه‌های اجتماعی و فضای مجازی اتفاق بیفتد.

یک کارمند ممکن است به‌طور مداوم در جلسات تحقیر شود، مدیرش عمدا اطلاعات لازم برای انجام کار را از او دریغ کند، همکارانش علیه او شایعه بسازند یا گروهی از همکاران او را از ارتباطات حرفه‌ای میان خود کنار بگذارند.

گاه ممکن است فردی به‌دلیل لهجه، ظاهر، معلولیت، خاستگاه اجتماعی یا عقایدش هدف تمسخر و تحقیر قرار بگیرد. بیان عبارت «شوخی کردم» نیز نمی‌تواند مانع از آثار منفی روانی این رفتار بر فرد قربانی شود.

تمسخر توانایی فرد، زیر سوال بردن دائمی صلاحیت او، تهدید به اخراج، نسبت دادن اشتباهات دیگران به او یا بی‌اعتبار کردن دستاوردهایش از دیگر نمونه‌های «بولی کردن» در محیط کار است. باید توجه داشت که انتقاد حرفه‌ای به‌خودی‌خود بولی کردن نیست؛ مسئله زمانی جدی می‌شود که انتقاد به ابزاری برای تحقیر، ارعاب یا تضعیف هدفمند فرد تبدیل شود.

کنار گذاشتن مکرر فرد از جلسات ضروری، جلوگیری از ارتباط او با همکاران، حذف نامش از مکاتبات، سپردن وظایف بی‌معنا یا محروم کردن او از امکانات لازم برای انجام کار نیز بخشی از این الگوی آزار است. اهمیت این رفتارها در آن است که ممکن است ظاهری اداری و عادی داشته باشند، اما در عمل فرد را به شکست حرفه‌ای، انزوا یا ترک شغل سوق دهند.

بولی کردن الزاما از سوی مدیر اتفاق نمی‌افتد؛ گاه چند همکار علیه یک نفر متحد می‌شوند، درباره زندگی خصوصی او شایعه می‌سازند، اشتباهاتش را بزرگ‌نمایی می‌کنند یا دیگران را به قطع ارتباط با او تشویق می‌کنند. در چنین شرایطی، اگرچه هر فرد به‌تنهایی نقش کوچکی در ماجرا دارد اما مجموع رفتارها می‌تواند محیط کار را برای فرد هدف، غیرقابل تحمل کند.

حتی مدیران نیز ممکن است از سوی زیردستان یا گروهی از کارکنان مورد آزار قرار گیرند. به عبارت دیگر آزار لزوما همیشه از بالا به پایین نیست. راهنمای سازمان بریتانیایی Acas که در زمینه روابط کار و حل اختلاف فعالیت می‌کند، اصطلاح upward bullying را برای وضعیتی به کار می‌برد که یک مدیر یا فرد ارشد از سوی یک کارمند یا گروهی از کارکنان مورد آزار قرار می‌گیرد. این رفتار ممکن است شامل بی‌احترامی مستمر، شایعه‌سازی، تضعیف دائمی اقتدار مدیر یا اقدام هماهنگ برای ناتوان جلوه دادن او باشد. با این حال، مخالفت حرفه‌ای، انتقاد از تصمیم مدیر یا گزارش تخلف سازمانی به‌خودی‌خود بولی کردن محسوب نمی‌شود.

نوع دیگر «بولی کردن» نیز آزار در فضاهای اجتماعی و دیجیتال است. بنابراین این معضل به محیط کار محدود نمی‌شود و در روابط اجتماعی، گروه‌های همسایگان و شبکه‌های مجازی نیز ممکن است با چنین رفتارهای روبه‌رو شویم؛ مثلا تحقیر مکرر یک فرد، شایعه‌سازی درباره زندگی خصوصی یا اعتبار حرفه‌ای او، تهدید و ارعاب مکرر با هدف منزوی کردن یا وادار کردن او به سکوت.

آنچه در موضوع «بولی کردن» مهم است اینکه علاوه بر ساختار قدرت، فرهنگ سازمانی و سکوت اطرافیان به تداوم آزار کمک می‌کنند.

  • برخورد حقوقی فرانسه با «بولی کردن» بزرگسالان

«بولی کردن» یک اصطلاح توصیفی و اجتماعی است و در نظام حقوقی فرانسه، بطور مشخص از مفهوم «آزار روانی» (harcèlement moral) برای برخورد با چنین معضلی که ممکن است در محیط کار یا در برخی حوزه‌های زندگی خصوصی و اجتماعی روی دهد، استفاده می‌شود.

مطابق ماده L1152-1 قانون کار فرانسه، هیچ کارمندی نباید در معرض رفتارهای مکرری قرار گیرد که هدف یا نتیجه آنها وخیم‌تر شدن شرایط کار و آسیب احتمالی به حقوق و کرامت او، سلامت جسمی یا روانی‌اش یا آینده حرفه‌ای او باشد.

در فرانسه، آزار روانی چه در محیط کار و چه در حوزه‌هایی فراتر از محیط کار می‌تواند پیامدهای کیفری داشته باشد. مجازات کیفری این جرم در حالت پایه، تا دو سال حبس و ۳۰ هزار یورو جریمه است. بسته به پرونده، فرد آسیب‌دیده ممکن است بتواند مطالبه خسارت نیز بکند.

  • قانون «برابری ۲۰۱۰» در بریتانیا

در بریتانیا، قانون برابری ۲۰۱۰ (Equality Act 2010) از افراد در برابر انواع مشخصی از تبعیض و آزار مرتبط با ویژگی‌هایی مانند سن، معلولیت، تغییر جنسیت، نژاد، مذهب یا باور، جنسیت و گرایش جنسی حمایت می‌کند. بنابراین، مثلا تحقیر مکرر یک کارمند به دلیل نژاد یا معلولیتش ممکن است علاوه بر «بولی کردن» مصداق دیگر انواع آزارها نیز باشد.

با این وجود سازمان Acas در بریتانیا تاکید دارد که هر نقد، دستور، ارزیابی عملکرد یا تصمیم ناخوشایند مدیریتی آزار محسوب نمی‌شود. یعنی اگر مدیری اشتباهات کارمند را به‌صورت خصوصی و حرفه‌ای توضیح دهد و راه اصلاح آنها را نشان دهد، این رفتار به‌خودی‌خود بولی کردن نیست. اما اگر همان مدیر به‌طور مکرر اشتباهات جزئی را با تحقیر علنی، توهین یا تلاش برای بی‌اعتبار کردن کارمند همراه کند، ممکن است رفتار او در محدوده بولی کردن قرار گیرد.

  • پیشگیری از «بولی کردن» در محیط کار

یکی از اقدامات پیشگیرانه در سطح اروپا برای مقابله با «بولی کردن» کارکنان، علاوه بر مصوبات قانونی به عنوان اقدامی بازدارنده، تمرکز بر آموزش مدیران و کارکنان در این موضوع است.

آموزش باید به افراد کمک کند تفاوت میان بازخورد حرفه‌ای و تحقیر، اختلاف نظر و ارعاب، همچنین شوخی متقابل و آزار هدفمند را تشخیص دهند. مدیران نیز باید بدانند رفتارشان چگونه بر امنیت روانی کارکنان اثر می‌گذارد.

«بولی کردن» در میان کودکان

بر اساس گزارش یونیسف، پسران بیشتر در معرض قلدری جسمی قرار دارند و دختران عمدتا در معرض انواع قلدری روانی و عاطفی.

در مدارس و محله‌ها کودکانی که جثه‌ای بزرگ‌تر یا قدرت بدنی بیشتری دارند، یا کسانی که به دلایلی پرطرفدار هستند، ممکن است دیگر کودکان را «بولی» کنند.

معمولا کودکانِ آسیب‌پذیرتر، بیشتر در معرض خطر قلدری قرار دارند؛ مثل کودکان خانواده‌های کم‌بضاعت، کودکان دارای هویت‌های جنسیتی متفاوت، کودکان دارای معلولیت، یا کودکان مهاجر و پناهنده.

هل دادن، ضربه زدن، لگد زدن، محاصره کردن، گرفتن وسایل شخصی، تخریب اموال یا وادار کردن فرد به انجام کاری برخلاف میلش از مصداق‌های قلدری است که عمدتا در میان دانش آموزان مدارس دیده می‌شود.

کنار گذاشتن هدفمند فرد از گروه، تشویق دیگران به قطع رابطه با او، شایعه‌سازی، تحقیر در جمع، ایجاد ترس و منزوی کردن او نیز از انواع بولی کردن‌های روانی است.

در سال‌های اخیر بولی کردن اینترنتی (Cyberbullying) کودکان نیز رواج یافته است. ارسال مکرر پیام‌های توهین‌آمیز، انتشار شایعات یا تصاویر بدون رضایت، ساخت حساب جعلی برای تحقیر فرد، تهدید در گروه‌های پیام‌رسان و بسیج دیگران برای حمله به یک شخص از انواع آن است.

قلدری سایبری آسیب‌های عمیق‌تری به قربانی وارد می‌کند زیرا برخلاف قلدری حضوری، فردی که اقدام به «بولی کردن» سایبری می‌کند، می‌تواند در هر زمان و مکانی به قربانی خود دسترسی داشته باشد.

تجربه فرانسه، بریتانیا و فنلاند در مقابله با «بولی کردن» کودکان

در هر سه کشور بر این موضوع تاکید می‌شود که «کودک قربانی» نباید مسئول متوقف کردن آزار شناخته شود و وظیفه شناسایی فرد خاطی، رسیدگی به این مشکل و حفاظت از کودک قربانی بر دوش بزرگسالان و نهادهای مسئول است.

در هر سه کشور همچنین اقداماتی مانند گزارش‌دهی امن، آموزش کارکنان مدارس، مشارکت دانش‌آموزان و والدین و پیگیری موارد گزارش‌شده، در دستور کار مراکز آموزشی قرار دارد؛ با این وجود شیوه اجرای این سیاست‌ها متفاوت است.

  • ابتکارات فرانسه برای کمک به دانش‌آموزان: از «سفیران مقابله با آزار» تا طرح pHARe

یکی از ابتکارات قابل توجه در فرانسه، آموزش دانش‌آموزان داوطلب به‌عنوان «سفیران مقابله با آزار» است. این دانش‌آموزان می‌آموزند نشانه‌های آزار را در میان همکلاسی‌هایشان تشخیص دهند، همکلاسی آسیب‌دیده را تشویق کنند که کمک بخواهد و موضوع را به بزرگسالان مسئول اطلاع دهند.

این سفیران قرار نیست جای معلم، مشاور یا مدیر مدرسه را بگیرند یا خودشان با فرد آزارگر برخورد کنند بلکه نقششان حمایت از قربانی، شکستن سکوت و خبررسانی است.

در کنار این ابتکار، برنامه‌ای سراسری به نام pHARe از سال ۲۰۲۱ در تمام مدارس فرانسه راه‌اندازی شده که می‌کوشد کل محیط مدرسه را در پیشگیری و شناسایی انواع آزارها درگیر کند و یک جامعه حمایتی در اطراف دانش‌آموزان بوجود آورد. در چهارچوب این طرح، در هر مدرسه تیمی ۵ نفره از کارکنان آموزش‌دیده تشکیل می‌شود که وظیفه‌شان شنیدن روایت قربانیان، شناسایی افراد درگیر، حفاظت از دانش‌آموز آسیب‌دیده، تماس با خانواده‌ها و پیگیری بلندمدت وضعیت آنها و درنهایت مداخله موثر در پرونده‌های آزار و قلدری است. این گروه، یک دوره آموزش ۸ روزه را می‌گذرانند تا با وظایف خود در این بخش بخوبی آشنا شوند.

در فرانسه همچنین شماره تلفن ۳۰۱۸ برای راهنمایی و دریافت گزارش موارد آزار و آزار اینترنتی کودکان در نظر گرفته شده است. این خط رایگان و محرمانه است و هر روز از ساعت ۹ تا ۲۳ فعال است. درباره این شماره تلفن، در ابتدای هر سال تحصیلی به دانش آموزان اطلاع رسانی می‌شود. در کتابچه‌های راهنمای دانش‌آموز نیز این اطلاعات نوشته شده و به خانواده‌ها نیز اطلاع رسانی می‌شود.

  • برخورد کیفری با قلدری در مدارس فرانسه

فرانسه از سال ۲۰۲۲ میلادی آزار و اذیت دانش‌آموزان در مدرسه (harcèlement) را به‌طور مشخص در قانون کیفری جرم‌انگاری کرده است. بر اساس قانون مصوب ۲ مارس ۲۰۲۲ میلادی، مسئولیت فرد خاطی فقط به رفتارهایی که داخل مدرسه انجام می‌دهند محدود نیست بلکه آزارهای او در خارج از مدرسه و در فضای دیجیتال را هم شامل می‌شود.

مجازات آزارهای مدرسه‌ای با توجه به شدت رفتار و پیامدهای آن تعیین می‌شود و ممکن است از ۳ تا ۱۰ سال حبس به همراه مجازات نقدی ۴۵ هزار تا ۱۵۰ هزار یورو را شامل می‌شود.

البته سن فرد متهم، ماهیت رفتار، شدت آسیب، شرایط پرونده و قواعد مسئولیت کیفری بر نتیجه قضایی اثر می‌گذارند؛ در مورد کودکان و نوجوانان مقررات ویژه عدالت کیفری اطفال اعمال می‌شود (افراد زیر ۱۳ سال که مرتکب قلدری می‌شوند، نه به زندان می‌روند و نه جریمه می‌شوند؛ بلکه ممکن است مشمول تدابیر تنبیهی یا اصلاحی خاصی شوند که برای این موارد پیش‌بینی شده است).

  • تجربه بریتانیا: مسئولیت مدرسه و مداخله متناسب با رفتار

رویکرد حقوقی بریتانیا با فرانسه در این موضوع متفاوت است. در این کشور برای موضوع «بولی کردن» در مدرسه، یک تعریف قانونی واحد وجود ندارد؛ با این حال مدارس دولتی باید سیاست رفتاری مشخصی داشته باشند که اقدامات پیشگیرانه و مقابله با بولی کردن را دربرگیرد.

به همین دلیل دانش‌آموزان و والدین درباره اینکه «بولی کردن» چیست و چه مصداق‌هایی دارند آموزش می‌بینند. آنها باید بدانند رفتار ممنوع چیست، چگونه می‌توان آن را گزارش کرد و مدرسه در پاسخ به گزارش چه مراحلی را طی می‌کند. امکان گزارش محرمانه، ثبت دقیق رخدادها، بررسی پیام‌های آزاردهنده و پیگیری شکایت از عملکرد مدرسه نیز اهمیت دارد.

در این کشور، واکنش به فرد آزارگر با توجه به شدت و شرایط رفتار متفاوت است. این واکنش از تذکر شفاهی یا اطلاع‌رسانی به والدین آغاز می‌شود و اقدامات تنبیهی شدیدتری مانند محرومیت موقت از حضور در کلاس، حتی تعلیق یا اخراج از مدرسه را در مواردی که شرایط و مقررات مربوط اجازه می‌دهد، شامل می‌شود.

بعضی رفتارها علاوه بر نقض مقررات مدرسه، ممکن است جرم هم محسوب شوند. اگر آزار شامل خشونت، تهدید و ارعاب مستمر، سرقت یا جرایم ناشی از نفرت باشد، امکان مداخله پلیس وجود دارد. قوانین ضدتبعیض نیز در موارد مربوط به آزارهای مرتبط با نژاد، مذهب، معلولیت یا گرایش جنسی مد نظر قرار می‌گیرد.

  • فنلاند: مقابله با بولی کردن فقط وظیفه قربانی یا مدیر مدرسه نیست

در فنلاند به بعد دیگر این معضل نیز توجه شده است؛ اینکه بولی کردن صرفا مسئله‌ای میان دو دانش‌آموز نیست بلکه «رفتار دیگر همکلاسی‌ها، سکوت شاهدان و واکنش بزرگسالان» نیز اهمیت دارد.

از نظر سیاستگذاران این کشور، تماشاگران پدیده «بولی کردن» بخشی از مسئله و بخشی از راه‌حل‌ هستند. بر این اساس در این کشور یک برنامه پیشگیرانه به نام KiVa به اجرا گذاشته شده است که در چهارچوب آن، آموزش عمومی به دانش‌آموزان درباره بولی کردن، همدلی، احترام و نقش تماشاگران در مرکز توجه قرار می‌گیرد.

ایده اصلی آن است که همکلاسی‌ها به رفتار آزارگرانه نخندند، آن را تشویق نکنند و از فرد آسیب‌دیده حمایت کنند، به این ترتیب فرد آزارگر، پاداش اجتماعی رفتار خود را به دست نخواهد آورد و امکان تکرار این رفتار کم می‌شود.

در گزارش آژانس مواد مخدر اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۴ میلادی درباره برنامه KiVa آمده است که ارزیابی اجرای این برنامه در ۷۸ مدرسه فنلاندی که بطور تصادفی انتخاب شدند، نشان داده است که پس از یک سال تحصیلی، میزان قلدری و قربانی‌شدن به‌طور معناداری (۱۷ تا ۳۰ درصد) کاهش یافته است.

Bullying
Bullying Canva Photo

یونیسف: چگونه از کودکان خود در قبال اشکال «بولی کردن» محافظت کنیم؟

تشخیص اینکه کودکی هدف انواع قلدری قرار گرفته دشوار است؛ بویژه آنکه برخی کودکان نگرانی‌های خود را به زبان نمی‌آورند.

صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) فهرستی از نشانه‌هایی را منتشر کرده که توجه به آنها می‌تواند به والدین کمک کند تا دریابند آیا فرزندشان قربانی انواع قلدری قرار گرفته است یا خیر. این نشانه‌ها عبارتند از:

- علائم فیزیکی مانند کبودی‌های بی‌دلیل، خراش‌ها، شکستگی استخوان‌ها و زخم‌های در حال بهبود

- ترس از رفتن به مدرسه یا شرکت در رویدادهای مدرسه

- کم‌خوابی یا احتمالا دیدن کابوس، اضطراب داشتن، عصبی بودن یا بسیار هوشیار بودن

- داشتن دوستان کم در مدرسه یا خارج از مدرسه

- گم شدن یا از آسیب دیدن لباس، وسایل الکترونیکی یا سایر وسایل شخصی

- تکرار درخواست برای پول

- عملکرد تحصیلی پایین، پرخاشگر بودن یا طغیان‌ خشم

- داشتن پنهان‌کاری‌های غیرمعمول، غیبت از مدرسه یا تماس از مدرسه برای برگشتن به خانه

- تلاش برای ماندن در نزدیکی بزرگسالان

- شکایت از سردرد، دل‌درد یا سایر بیماری‌های جسمی

- پریشانی و آشفتگی پس از گذراندن وقت در اینترنت یا تلفن شخصی

چگونه می‌توانیم به «پیشگیری» از قلدری کمک کنیم؟

یونیسف توصیه‌های دیگری را نیز برای کمک به والدین در حمایت از فرزندانشان ارائه داده که در زیر می‌آید:

۱. به فرزندان خود درباره قلدری آموزش دهید: وقتی فرزندانتان بدانند قلدری چیست، راحت‌تر می‌توانند آن را تشخیص دهند؛ چه برای خودشان اتفاق بیفتد و چه برای دیگران. با فرزندان خود درباره اینکه چه رفتارهایی در مدرسه، جامعه و فضای آنلاین خوب یا بد محسوب می‌شوند، صحبت کنید. برقراری ارتباطی باز و صریح بسیار مهم است تا فرزندانتان احساس راحتی کنند و بتوانند درباره آنچه در زندگی‌شان می‌گذرد، با شما حرف بزنند.

۲. به‌طور صریح و مکرر با فرزندانتان صحبت کنید: هرچه بیشتر درباره قلدری با فرزندانتان گفتگو کنید، آن‌ها راحت‌تر می‌توانند در صورت مشاهده یا تجربه آن، موضوع را با شما در میان بگذارند. روزانه و بطور دوستانه جویای احوال فرزندانتان شوید و درباره وقت‌گذرانی‌شان در مدرسه و فعالیت‌های آنلاین آن‌ها بپرسید؛ نه‌تنها درباره کلاس‌ها و فعالیت‌هایشان، بلکه درباره احساساتشان نیز گفتگو کنید.

۳. به تقویت اعتمادبه‌نفس فرزندتان کمک کنید: فرزندتان را تشویق کنید تا در کلاس‌ها یا فعالیت‌هایی که به آن‌ها علاقه دارد، شرکت کند. این کار علاوه بر تقویت اعتمادبه‌نفس، به او کمک می‌کند تا گروهی از دوستان با علایق مشترک پیدا کند.

۴. خودتان الگو باشید: با رفتار مهربانانه و محترمانه نسبت به اطرافیانتان (از جمله واکنش نشان دادن در زمانی که با دیگران بدرفتاری می‌شود) به فرزندتان نشان دهید که چگونه باید با کودکان و بزرگسالان دیگر برخورد کند. کودکان برای یادگیری نحوه رفتار، از جمله آنچه در فضای آنلاین منتشر می‌کنند، به والدین خود به عنوان الگو نگاه می‌کنند.

۵. در تجربه آنلاین فرزندتان سهیم باشید: با پلتفرم‌هایی که فرزندتان از آن‌ها استفاده می‌کند آشنا شوید، برای او توضیح دهید که چگونه دنیای آنلاین و دنیای واقعی به هم مرتبط هستند، و او را نسبت به خطرات گوناگونی که ممکن است در فضای آنلاین با آن‌ها مواجه شود، آگاه کنید.

۶. آموزش مسئولیت‌پذیری دیجیتال: آموزش درباره حفظ حریم خصوصی، انتشار تصاویر، پیامدهای بازنشر محتوا، مسدود کردن حساب‌های آزارگر و ثبت شواهد می‌تواند به مقابله با آزار اینترنتی کمک کند. مدرسه و خانواده باید روشن کنند که فضای مجازی خارج از مسئولیت اخلاقی نیست.

۷. معرفی مسیرهای امن برای گزارش دادن: کودک باید بداند به چه کسی مراجعه کند، گزارشش چگونه پیگیری می‌شود و چه اقداماتی برای حفاظت از او انجام خواهد شد. یک مسیر محرمانه و قابل اعتماد می‌تواند مانع از آن شود که ترس از تلافی یا شرمندگی، فرد را به سکوت وادار کند.

اگر فرزندمان هدف قلدری قرار گرفت، چه کنیم؟

برای کمک به فرزندی که قربانی قلدری شده، اقدامات زیر پیشنهاد می‌شود:

۱. با ذهنی باز و آرام به حرف‌های فرزندتان گوش دهید: به جای تلاش برای یافتن علت قلدری یا حل‌وفصل فوری مشکل، تمرکز خود را بر این بگذارید که او احساس کند «شنیده می‌شود و مورد حمایت است». به او اطمینان دهید که این اتفاق تقصیر او نیست.

۲. به فرزندتان اطمینان خاطر بدهید: به او بگویید که حرفش را باور می‌کنید؛ از اینکه موضوع را با شما در میان گذاشته خوشحالید؛ تاکید کنید که مقصر نیست و به او قول بدهید که تمام تلاش خود را برای یافتن کمک‌های لازم به کار خواهید گرفت.

۳. با معلم یا مسئولان مدرسه صحبت کنید: شما و فرزندتان مجبور نیستید به تنهایی با قلدری مقابله کنید. پرس و جو کنید که آیا مدرسه آیین‌نامه‌ای درباره قلدری دارد یا خیر. این قوانین ممکن است هم شامل قلدری‌های حضوری و هم قلدری‌های آنلاین شود. حتما با مسئولان مدرسه صحبت کنید.

۴. حامی فرزندتان باشید: داشتن «والدینی حمایت‌گر» برای فرزندانی که قربانی قلدری شدند، امری حیاتی است. به او اطمینان دهید که هر زمان بخواهد می‌تواند با شما صحبت کند و به او دلگرمی بدهید که شرایط بهتر خواهد شد.

اگر فرزندم با دیگران قلدری کرد، چه کنم؟

اگر دریافتید که فرزندتان دیگران را مورد قلدری قرار داده، ریشه این مشکل را کشف کنید. به یاد داشته باشید که او ذاتا «بد» نیست بلکه ممکن است به دلایل مختلفی چنین رفتاری از خود نشان داده باشد.

کودکانی که قلدری می‌کنند، اغلب کودکانی هستند که صرفا می‌خواهند در جمع پذیرفته شوند، به توجه نیاز دارند، یا هنوز یاد نگرفته‌اند چگونه با احساسات پیچیده خود کنار بیایند.

در برخی موارد، کودکانی که قلدری می‌کنند خودشان نیز قربانی خشونت هستند یا شاهد خشونت در خانه یا محیط اطرافشان بوده‌اند.

برای کمک به فرزندتان برای توقف رفتارهای قلدرمآبانه، اقدامات زیر را انجام دهید:

۱. گفتگو کنید: درک اینکه چرا فرزندتان چنین رفتارهایی دارد، به شما کمک می‌کند تا بدانید چگونه می‌توانید به او یاری برسانید. آیا او در مدرسه احساس ناامنی می‌کند؟ آیا با یکی از دوستان یا خواهر و برادرش درگیر شده است؟ اگر فرزندتان در توضیح رفتارش مشکل دارد، می‌توانید با یک مشاور، مددکار اجتماعی یا متخصص سلامت روان که برای کار با کودکان آموزش دیده، مشورت کنید.

۲. روش‌های سالم مقابله با مشکلات را به فرزندتان آموزش دهید: از فرزندتان بخواهید چیزی که او را ناامید کرده است توضیح دهد و راه‌های درست واکنش نشان دادن به آن را برایش توضیح دهید. از این تمرین برای ایجاد طوفان فکری در قبال سناریوهای احتمالی آینده و پاسخ‌های غیر مضر استفاده کنید. فرزندتان را تشویق کنید تا «خودش را جای فردی تصور کند» که مورد آزار و اذیت قرار گرفته است.

۳. رفتار خودتان را بررسی کنید: کودکانی که قلدری می‌کنند، اغلب آنچه را که در خانه می‌بینند، الگوبرداری می‌کنند. آیا آنها در معرض رفتارهای مضر جسمی یا عاطفی از جانب شما یا فرد دیگری قرار گرفته‌اند؟ به خود نگاه کنید و صادقانه درباره نحوه رفتار خود با فرزندتان بیندیشید.

۴. فرصت‌ جبران بدهید: داشتن رفتار غیر خشونت‌آمیز در قبال فرزندی که قلدری کرده بسیار مهم است. فرزندتان را تشویق کنید که از همسالان خود عذرخواهی کند و راه‌حل‌هایی برای رفتار بهتر در قبال موقعیت‌های مشابه در آینده پیدا کند.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها یورونیوز را در گوگل دنبال کنید

مطالب مرتبط

ممنوعیت آوازخوانی زنان در ایران؛ «خاموشی» نیمی از موسیقی آوازی کشور برای چهار دهه

کارزار روبان سفید؛ مردانی که برای حمایت از زنان برخاسته‌اند

خشونت علیه زنان و سوء استفاده از آن‌ها؛ انواع خشونت و راه‌های مقابله