دروغسنج قابلاعتماد نیست و زبان بدن هم گمراهکننده است. به گفته یک زبانشناس پزشکیقانونی، برای شناسایی دروغگو باید بهجای چشم از گوش کمک گرفت.
پژوهشها نشان دادهاند تشخیص دروغ دشوار است، چون دروغگوها رفتار یکسانی ندارند. دروغ ممکن است بداهه باشد، از پیش ساخته شده باشد یا بر پایه حقیقتی تحریفشده شکل بگیرد.
با این حال، دکتر کرستی کینگ میگوید آنچه میگوییم و چگونه میگوییم سرنخهایی در اختیار شنونده میگذارد. به گفته او، دروغگویی را میتوان از روی ۵ الگوی زبانی متوجه شد:
تکرار
پژوهشی که در سال ۲۰۰۳ در مجلهٔ «بولتن روانشناختی» منتشر شد، نشان داد تکرار در گفتار باید زنگ هشدار را به صدا درآورد.
برایان کریکیت، پزشک استرالیایی که با تزریق انسولین شریک زندگیاش را کشت، در بازجویی چند بار ضمیر «من» را پشت سر هم تکرار کرد.
جاسی اسمولت، بازیگر آمریکایی، هنگام روایت حملهای که بعدا معلوم شد ساختگی بوده، در بخش کلیدی ماجرا چند بار کلمه «درگیری» را تکرار کرد، بیآنکه جزئیات بدهد.
به گفته دکتر کینگ، لو دادن جزئیات بیشتر مستلزم ساختن دروغهای تازه است و بهخاطر سپردن آنها سختتر.
پژوهشی در سال ۲۰۰۴ هم نشان داد این فشار ذهنی گفتار را آشفته و کمروان میکند. استوارت هزل، قاتل نوه همسرش، در مصاحبهای تلویزیونی پیش از کشف جسد، بارها ضمیر «او» را تکرار کرد.
چیدن اطلاعات به شکل معکوس
ما معمولا ماجرا را به ترتیب زمانی تعریف میکنیم، اما در شرایط اضطراری مهمترین نکته را اول میگوییم.
ماریا ساتن، زنی بریتانیایی که بعدا معلوم شد دوچرخهسواری را در حالت مستی زیر گرفته و کشته است، در تماس با اورژانس بهجای گزارش سرقت خودرو، اول از تماس پدرش و شماره پلاک گفت.
پژوهشی در سال ۲۰۱۲ نشان میدهد دروغگوها معمولا بیش از راستگوها حرف میزنند. در تماسی دیگر در سال ۲۰۱۳، مردی که خودش به همسایهاش شلیک کرده بود، خبر تیراندازی را تا انتهای حرفهایش پنهان نگه داشت.
زبان فاصلهگذار
وقتی از کسی یا چیزی خوشمان نمیآید، ناخودآگاه با کلماتی مثل «آن مرد» یا «اون همسایهها» از او فاصله میگیریم. نشانه مشکوک آنجاست که این زبان درباره کسی به کار رود که گوینده نباید نسبت به او حس منفی داشته باشد.
توماس لنگ، پزشک بازنشسته استرالیایی که شریک زندگیاش را در برزبین کشت، هنگام گزارش خودکشی ادعایی او گفت صبح بیدار شده و «این» را پیدا کرده است؛ نه نامی از او برد و نه ضمیری.
نبود جزئیات حسی
وقتی تجربهای شوکهکننده را واقعا از سر گذراندهایم، از دیدهها، شنیدهها و حسهای بدنیمان حرف میزنیم. رایان لاکتی، شناگر آمریکایی، در المپیک ۲۰۱۶ برزیل دربارهٔ سرقت مسلحانهای دروغ گفت تا پنهان کند او و همتیمیهایش به یک پمپبنزین خسارت زدهاند.
روایت او پر از تکرار بود و تقریبا هیچ توصیف حسی نداشت. پژوهشی در سال ۲۰۰۳ هم نشان میدهد کسانی که دروغ میگویند، توصیف حسی کمتری به کار میبرند.
به گفته کینگ، دلیلش این است که حافظهای ساختگی به تجربه حسی واقعی گره نخورده است. این نکته در دروغهای بیمهای هم اهمیت دارد؛ بر اساس آمار سال ۲۰۲۰، تقلب بیمهای سالانه حدود دو میلیارد پوند برای بریتانیا هزینه دارد.
پنهان شدن پشت «ما»
دروغگوها گاهی از گفتن «من» پرهیز میکنند، چون این ضمیر آنها را تنها زیر نور میگذارد. جمع بستن، پناه بردن به جمعیت است.
مارک رابینسون، معاون سابق فرماندار کارولینای شمالی، وقتی در سال ۲۰۱۳ به نوشتن نظرات نژادپرستانه در یک وبسایت متهم شد، گفت این حرفها «از ما نیست»؛ بعدها اعتراف کرد خودش نوشته بود.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
استیون مکدنیل هم در مصاحبهای دربارهٔ ناپدید شدن لورن گیدینگز، هر بار که جمله خود را با «من» آغاز میکرد، به «ما» تغییرش میداد. او سال ۲۰۱۴ به قتل اعتراف کرد و به ۳۰ سال تا حبس ابد محکوم شد.
به گفته کینگ، دروغگو بودن کار آسانی نیست و شنیدن دقیقتر، کار او را سختتر هم میکند.