ایران با توقف تقریباً کامل صادرات نفت، تورم نزدیک به ۹۰ درصد و گسترش فقر، وارد مرحلهای از بحران معیشتی شده که حتی خانوارهای دارای درآمد متوسط نیز برای تأمین نیازهای اولیه با دشواری روبهرو هستند.
دادههای رسمی و ارزیابیهای نهادهای بینالمللی نشان میدهد ترکیب جنگ، تحریمهای گسترده و محاصره دریایی، اقتصاد ایران را از یک بحران مزمن به وضعیتی شکننده و نامطمئن رسانده است.
طبق اعلام مرکز آمار ایران، تورم نقطهبهنقطه در شهریور ماه ۱۴۰۵ به ۸۹.۸ درصد رسید و چه بسا از آن فراترهم رفته است؛ این یعنی خانوارها برای سبد کالا و خدمات مشابه، نزدیک به ۹۰ درصد بیشتر از سال گذشته هزینه کردهاند. بر اساس گزارشهای منتشرشده، تورم گروه خوراکیها، نوشیدنیها و دخانیات طی یک سال به حدود ۱۲۲ درصد رسیده و در برخی استانها حتی از ۱۴۰ درصد فراتر رفته است.
نفت: شاهرگ قطعشده اقتصاد
مسیر اصلی فشار بر اقتصاد ایران، توقف جریان درآمد ارزی از صادرات نفت است. به گزارش رویترز، از زمان بازگشت محاصره دریایی آمریکا در ۱۴ ژوئیه، هیچ محموله قابل توجهی از نفت خام ایران از طریق تنگه هرمز به مقصد چین، بزرگترین خریدار باقیمانده نفت تهران حرکت نکرده است.
برآورد شرکتهای رصد کشتیرانی کپلر، ورتکسا و تانکرترکرز نشان میدهد بارگیری نفت خام و میعانات گازی ایران در اوت به حدود ۲۲۰ تا ۲۵۵ هزار بشکه در روز رسید؛ رقمی که در برابر حدود ۷۴۰ هزار بشکه در ژوئیه و نزدیک به ۲ میلیون بشکه در اسفند، سقوطی چشمگیر محسوب میشود.
به گزارش کپلر، صادرات نفت خام ایران در سپتامبر عملا به صفر رسید و این روند در صورت نبود تحولی سیاسی برای کاستن از تنشها، دست کم تا کریسمس و سال آینده میلادی ادامه خواهد داشت.
در این میان فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرده است که محاصره دریایی دستکم مانع صادرات ۲۵ میلیارد دلار نفت خام ایران شده و نزدیک به ۳۵۰ میلیون دلار دارایی رمزارزی ایران نیز مسدود شده است.
با این حال، گزارش رویترز نشان میدهد بخش کوچکی از صادرات گاز مایع و سوخت هواپیما از میانه ژوئیه با انتقالهای کشتیبهکشتی و روشهای پنهانکاری ادامه یافته است؛ محمولههایی که برآورد میشود حدود ۴.۱ میلیون بشکه باشند، اما در مقایسه با حجم پیشین صادرات انرژی ایران ناچیز است.
تورم، کابوس روزمره خانوارها
افزایش قیمتها دیگر محدود به کالاهای لوکس نیست و مستقیماً سبد غذایی خانوادهها را هدف گرفته است. آمار رسمی نشان میدهد تورم خوراکیها، نوشیدنیها و دخانیات در بازه سالانه به ۱۰۸.۸ درصد و در مقایسه با ماه مشابه سال قبل به ۱۲۱.۸ درصد رسیده است.
در استان هرمزگان، تورم خوراکی به ۱۴۹.۸ درصد رسیده؛ در حالی که حتی کمترین نرخ استانی نیز بالای ۱۰۴ درصد اعلام شده است. این اعداد به معنای آن است که بسیاری از خانوادهها نهتنها از خرید گوشت، لبنیات و میوه دور شدهاند، بلکه جایگزینهای ارزانتر مانند حبوبات و نانهای سبکتر نیز بهسرعت از دسترس خارج میشوند.
صندوق بینالمللی پول تورم ایران را در سال جاری نزدیک به ۷۰ درصد و سومین نرخ بالای جهان پس از ونزوئلا و سودان ارزیابی کرده بود. تخمین پیشین بانک جهانی در سال مال منتهی به مارس ۲۰۲۶ نیز نشان میداد اقتصاد ایران حدود ۲.۷ درصد منقبض شده باشد؛ عاملی که با اعتراضها، تشدید درگیریها و اختلال در تجارت در ماه پایانی سال تشدید شده است.
فقر در حال گسترش
بانک جهانی هشدار داده فقر در ایران بهدلیل تورم بالای مواد غذایی، کمبود واردات و شوکهای ناشی از جنگ افزایش خواهد یافت. این نهاد تأکید میکند فعالیت اقتصادی کشور بر اثر جنگ، تحریمها و ناآرامیهای اجتماعی بهشدت مختل شده و اختلال احتمالی در صادرات نفت، فشار را بیشتر کرده است.
پیامد این وضعیت در زندگی روزمره دیده میشود: کاهش خریدهای غیرضروری، فروش داراییهایی مانند خودرو برای تأمین هزینه درمان، بازگشت جوانان بیکار به خانه پدری و شکلگیری شبکهای از کمکهای درونخانوادگی برای پرداخت اجاره و هزینههای درمان. برای بسیاری از خانوادهها، پسانداز جای خود را به مدیریت روزبهروز بدهی و خریدهای اقساطی داده است.
محاصره، تنگه هرمز و آینده نامعلوم
بحران اقتصادی با تنش در تنگه هرمز نیز گره خورده است. ایران پیشنهاد داده در صورت پذیرش خواستههایش، از جمله برداشتن محاصره بنادر، لغو تحریمهای صادرات نفت و پایان درگیریها، تنگه هرمز را ظرف شش یا هفت روز بازگشایی کند. تهران میگوید این آبراه پیش از جنگ حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایع را جابهجا میکرد.
همزمان، گزارشهای دریایی از ادامه حملات به شناورها و افزایش هزینه بیمه و حمل نفت در منطقه حکایت دارند؛ روندی که نرخ کرایه نفتکشها را به سطوح بیسابقهای رسانده و قیمت تحویل هر بشکه نفت را بالاتر برده است.
جامعهای خسته و خشمگین
آنچه تصویر کنونی ایران را از بحرانهای پیشین متمایز میکند، ترکیب فقر، تورم، جنگ و فرسودگی روانی است. بخشی از جامعه همچنان از نارضایتی عمیق برخوردار است، اما ترس، ناامیدی و درگیری با معیشت روزمره، فضای سیاسی را کمرنگتر کرده است.
واقعیت این است که اقتصاد ایران پیش از این جنگ نیز سالها زیر فشار تحریم، فساد ساختاری، مدیریت ناکارآمد و وابستگی به درآمدهای نفتی قرار داشت. اما توقف تقریباً کامل صادرات نفت، مشکلات و چالشهای اقتصادی پیشین را به یک بحران جدی در زمینه بقای ملی تبدیل کرده است؛ بحرانی که در آن، اولین قربانیان خانوادههایی هستند که هر روز باید میان غذا، دارو و اجارهخانه دست به انتخاب بزنند و مدام نگران آیندهای ناروش باشند.