ایران توانسته از زمان آغاز جنگ با اسرائيل و ایالات متحده، از کارت خود در تنگه هرمز برای تحت فشار قرار دادن دشمنانش استفاده کند. اما آیا این کارت همیشگی است و ایران میتواند تا هر زمان که بخواهد از آن بهره ببرد؟
پل جی. سندرز، رئیس اندیشکده «مرکز منافع ملی» و ناشر نشریه نشنال اینترست، در مقالهای در این نشریه مینویسد بستن طولانیمدت تنگه هرمز اگرچه میتواند بهعنوان یک اهرم فشار مهم برای ایران عمل کند، اما ممکن است در نهایت به قماری پرهزینه و حتی خطرناک برای تهران تبدیل شود. او با اشاره به تجربه روسیه در استفاده از صادرات انرژی بهعنوان ابزار فشار سیاسی علیه اروپا، هشدار میدهد که ایران نیز در صورت ایجاد یک بحران گسترده نفتی ممکن است بهتدریج اهرم فشار خود را از دست بدهد و با واکنش سختتر آمریکا و اقتصاد جهانی روبهرو شود.
او در این مقاله مینویسد: در پی گزارشهایی درباره برنامه احتمالی چین برای ارسال مخفیانه سلاح به ایران، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، مدعی شده است که از شی جینپینگ، رئیسجمهوری چین، تعهد گرفته که پکن از مسلح کردن دشمن آمریکا در زمان جنگ خودداری خواهد کرد.
همزمان، آمریکا و ایران در کنار مذاکراتی نیمبند، به یک آتشبس نیمبند نیز ادامه میدهند. رهبران دو طرف تصور میکنند گذر زمان میتواند به نفع آنها عمل کند و فشار اقتصادی، اراده سیاسی طرف مقابل را تضعیف خواهد کرد.
ترامپ برای وادار کردن رهبران ایران به پذیرش شروطش درباره پایان جنگ، بازگشایی تنگه هرمز و پایان دادن به محاصره دریایی ایران، آنقدر که تصور میکرد کارت در اختیار ندارد. اما رهبران ایران هم همه کارتها را در دست ندارند. مهمتر از آن، بازی کردن با کارتها پیچیدهتر از صرفا در اختیار داشتن آنهاست.
ترامپ که اخیرا جهان را با یک کازینو مقایسه کرده بود، احتمالا این موضوع را درک میکند. اما آیا همتایان ایرانی او نیز چنین درکی دارند؟
وقتی کارتت را بازی میکنی، دیگر آن را نداری
ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه، این درس را با هزینهای سنگین برای روسیه آموخت؛ زمانی که پس از حمله سال ۲۰۲۲ به اوکراین تلاش کرد صادرات گسترده گاز روسیه به اروپا را به ابزار فشار سیاسی تبدیل کند.
پیش از آنکه روسیه در همان سال بخش عمده صادرات گاز خط لوله خود را قطع کند، پوتین اهرم فشار بزرگی بر اروپا داشت. اما پس از این اقدام، کشورهای اروپایی خود را با شرایط جدید تطبیق دادند و اهرم فشار روسیه تا حد زیادی از بین رفت.
این اقدام برای اروپا پرهزینه بود، اما اروپا را وادار کرد نظام انرژی جدیدی ایجاد کند؛ فرآیندی که همچنان ادامه دارد.
در مقابل، روسیه بزرگترین و سودآورترین بازار گاز طبیعی خود را از دست داد و نه توانست حجم صادرات از دسترفته را جبران کند و نه مشتریانی پیدا کند که حاضر باشند همان قیمتهای قبلی را بپردازند.
اروپاییها اکنون هزینه بیشتری برای انرژی میپردازند، اما بدون گاز روسیه همچنان به زندگی ادامه میدهند و بعید است دوباره به اندازه سال ۲۰۲۱ از روسیه گاز خریداری کنند.
برخی رهبران اروپایی شغل خود را از دست دادهاند، اما اروپا همچنان چهار سال بعد به تسلیح و تامین مالی اوکراین ادامه میدهد.
از این منظر، شاید رهبران ایران بهتر باشد دوباره درباره بازی با کارتها فکر کنند.
اقتصاد جهانی هنوز با بحران نفت «کنار آمده»، اما با آن تطبیق پیدا نکرده است
نفت و گاز کالاهای متفاوتی هستند و بازارهایشان نیز متفاوت عمل میکند.
انتقال نفت نسبت به گاز، بهویژه گاز خط لوله، به بازارهای مختلف آسانتر است؛ هرچند ویژگیهای نفت و پالایشگاههای تخصصی محدودیتهایی ایجاد میکند.
موضوع مهم این است که نظام انرژی جهان فعلا فقط با توقف صادرات نفت از طریق تنگه هرمز «کنار آمده» اما هنوز خود را با آن تطبیق نداده است؛ و این تفاوت بسیار مهمی است.
بسیاری پیشتر توضیح دادهاند که اگر ابزارهای موقتی مدیریت بحران مانند استفاده از ذخایر پالایشگاهها و آزادسازی ذخایر استراتژیک دیگر کافی نباشد، چه اتفاقی ممکن است در بازار آمریکا و جهان رخ دهد.
اگرچه برآوردها متفاوت است، اما تقریبا همه توافق دارند که قیمت نفت بهشدت افزایش خواهد یافت و برخی استفادههای فعلی از فرآوردههای نفتی دیگر ممکن نخواهد بود.
این وضعیت بر عرضه بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما تاثیر خواهد گذاشت و همچنین مواد اولیه صنایع مختلف از جمله پلاستیک، نیمههادیها و بسیاری محصولات دیگر را تحت تاثیر قرار میدهد.
به نظر میرسد رهبران ایران معتقدند ترس ترامپ از چنین پیامدی و تبعات سیاسی داخلی آن، او را به سمت توافقی سوق خواهد داد که تهران خواهان آن است.
اما اگر ایران این کارت را بازی کند یعنی بحرانی جهانی در بازار نفت ایجاد کند که جهان را نهفقط به مدیریت بحران، بلکه به تطبیق کامل با شرایط جدید وادار کند، ممکن است اهرم فشار خود را همانند روسیه از دست بدهد.
این قماری بسیار بزرگ و پرریسک خواهد بود.
بحران نفتی طولانیمدت میتواند برای ایران فاجعهبار باشد
بدتر از آن برای تهران، استفاده از انرژی بهعنوان ابزار فشار ممکن است در آمریکا همان پیامد سیاسیای را ایجاد کند که اقدامات روسیه در اروپا ایجاد کرد: مواضع سختتر و عزم بیشتر برای پیروزی بهجای مذاکره.
تفاوت اینجاست که آمریکا یک رئیسجمهور دارد، نه ۲۷ رئیسجمهور و نخستوزیر؛ همچنین آمریکا خود در جنگ حضور دارد و صرفا ناظر نیست.
در صورتی که سرسختی ایران ادامه پیدا کند، آمریکاییهایی که اکنون جنگ را انتخابی میدانند، ممکن است بهتدریج آن را ضروری تلقی کنند.
علاوه بر این، آمریکا توان نظامی بسیار بیشتری نسبت به مجموع ارتشهای اروپا دارد و ایران نیز در مقایسه با روسیه، رقیب نظامی ضعیفتری محسوب میشود. هرچند دستکم فعلا این توان نظامی نتوانسته آمریکا را به اهداف خود در جنگ با ایران برساند و عملیات نظامی گسترده اسرائيل و آمریکا تقریبا به هیچ کدام از اهداف استراتژیک واشنگتن و تل آویو دست نیافت.
هیچکس نباید خواهان عبور از آستانهای باشد که به یک بحران واقعی جهانی نفت منجر شود. چنین بحرانی برای آمریکا و جهان پرهزینه خواهد بود، اما برای ایران، رهبرانش و مردمش نیز تبعات گستردهای خواهد داشت.
اگر بحران بزرگ نفتی باعث شود فشار داخلی بر ترامپ برای «انجام اقدامی قاطع» افزایش یابد، و اگر محدودیتهای سیاسی فعلی او کاهش پیدا کند، ممکن است آمریکا در تمام سطوح تشدید درگیری برتری خواهد داشت.
در آن صورت، برخی تهدیدهایی که ترامپ تاکنون عملی نکرده، ممکن است واقعیتر شوند و حتی حمایت بینالمللی بیشتری نیز برای اقدام قاطع آمریکا شکل بگیرد.
اتفاقی که البته یک بازی باخت - باخت جدی خواهد بود و برای همه طرفها از جمله خود آمریکا تبعات بسیار گستردهای و ویرانگری در پی خواهد داشت.
بستن هرمز «کیش و مات» نیست
جمعبندی این تحلیل آن است که بستن بلندمدت تنگه هرمز یک کارت مهم برای ایران محسوب میشود، اما حرکتی برای «کیش و مات» کردن طرف مقابل نیست.
این به آن معنا نیست که دولت آمریکا میتواند هرچه میخواهد از تهران بگیرد؛ اگر مذاکرات موفق باشد، نتیجه آن ناگزیر نوعی مصالحه خواهد بود.
به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید
اما معنای دیگرش این است که اگر رهبران ایران پیش از وارد شدن آسیب پایدار به اقتصاد آمریکا و جهان نتوانند به توافقی با واشنگتن برسند، ممکن است با خطرات بسیار جدی روبهرو شوند.