Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

چرا آمریکا با وجود برتری نظامی نتوانسته جمهوری اسلامی را شکست دهد؟

نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس
نیروی دریایی آمریکا در خلیج فارس Copyright  AP
Copyright AP
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها
همرسانی Close Button

دونالد ترامپ علاقه دارد به اوکراین بگوید که در جنگ فرسایشی‌اش با روسیه «هیچ کارتی» در دست ندارد. اما اکنون خود رئیس‌جمهور آمریکا با پرسش‌های فزاینده‌ای درباره قدرت دستش در جنگ با ایران روبه‌رو است.

شبکه سی‌ان‌ان در گزارشی به کارت‌های محدود ترامپ در جنگ با ایران پرداخته و می‌نویسد: در ظاهر، ایالات متحده با جمعیتی بیش از سه برابر ایران و قدرتمندترین ارتش و اقتصاد جهان، برتری قاطعی در توازن قدرت دارد. اگر توان نظامی آزموده‌شده اسرائیل و دستگاه اطلاعاتی همه‌جانبه آن را هم اضافه کنیم، این جنگ نابرابر به نظر می‌رسد.

آگهی
آگهی

اما ایران با تبدیل معدود نقاط قوت خود به نقاط فشار دردناک برای آمریکا، و با وادار کردن مردم سرکوب‌شده‌اش به تحمل هزینه‌های سنگین، نه‌تنها دوام آورده بلکه به باور برخی تحلیلگران، ابتکار عمل راهبردی را در دست گرفته است.

یک ماه پس از آغاز جنگ، این درگیری به رقابتی بر سر «اهرم‌ها» تبدیل شده است. ترامپ ممکن است قدرت بیشتری داشته باشد، اما دستیابی به یک پیروزی قاطع احتمالا مستلزم پذیرش سطحی از هزینه‌های سیاسی و اقتصادی است که او تمایلی به تحمل آن ندارد.

ایران نمی‌تواند آمریکا و اسرائیل را شکست دهد، اما با بستن تنگه هرمز، یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های صادرات انرژی، کارت نهایی خود را بازی کرده است؛ اقدامی که عملا اقتصاد جهانی را گروگان گرفته و هزینه‌های سیاسی برای آمریکا ایجاد کرده است.

پیروزی توخالی برای دیپلماسی ترامپ

این آسیب‌پذیری راهبردی که برتری نظامی آمریکا را تضعیف می‌کند، در یک نشست خبری کاخ سفید در روز دوشنبه آشکار شد.

کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، اعلام کرد که آمادگی ایران برای اجازه عبور ۲۰ نفتکش دیگر از تنگه در روزهای آینده، نشانه‌ای از «موفقیت دیپلماسی رئیس‌جمهور» است. اما این روایت تناقض‌آمیز به نظر می‌رسد، چرا که آمریکا به‌عنوان قدرت برتر، نباید در موقعیتی باشد که برای چنین امتیازاتی مذاکره کند.

علاوه بر این، این ۲۰ نفتکش در مقایسه با میانگین روزانه بیش از ۱۰۰ کشتی پیش از جنگ، بسیار ناچیز است. اگر جنگی در کار نبود، تنگه به‌طور کامل باز می‌بود. بنابراین، در روایت خانم لیویت، نخستین «پیروزی دیپلماتیک» دونالد ترامپ در واقع فقط جبران بخشی از پیامدهای منفی خود اوست.

واقعیت ناخوشایند برای دونالد ترامپ این است که آمریکا شاید توان نظامی لازم برای باز کردن تنگه را داشته باشد اما اعزام نیروی دریایی آمریکا به داخل تنگه، در صورتی که ایران بتواند به یک ناو آمریکایی آسیب بزند، یک پیروزی تبلیغاتی برای تهران خواهد بود. همچنین احتمالا نیاز به اعزام نیروهای زمینی برای عقب راندن نیروهای ایرانی وجود دارد؛ اقدامی که خطر تلفات آمریکایی را افزایش می‌دهد و می‌تواند جایگاه سیاسی شکننده دونالد ترامپ را بیشتر تضعیف کند.

همین محدودیت‌ها درباره دیگر گزینه‌های دونالد ترامپ نیز صادق است، از جمله احتمال تصرف جزیره خارک در خلیج فارس، مرکز اصلی صادرات نفت ایران. او به فایننشال تایمز گفته بود که شاید بخواهد نفت ایران را در اختیار بگیرد. چنین اقدامی می‌تواند اقتصاد ایران را خفه کند، اما تضمینی وجود ندارد که رژیم را به تسلیم وادارد؛ بلکه ممکن است واکنش تندتری نشان دهد. همچنین انگیزه ایران برای باز کردن تنگه هرمز را حتی کمتر خواهد کرد.

در حالی که آقای ترامپ تلاش می‌کند موقعیت خود را تقویت کند، مدعی است که دیپلماسی سازنده‌ای پشت پرده با ایران در جریان است، با وجود آن‌که تهران وجود مذاکرات مستقیم را رد کرده است. در عین حال، او با تهدید به خشونتی بی‌سابقه تلاش می‌کند ایران را به میز مذاکره بکشاند.

ورود هزاران تفنگدار دریایی آمریکا به منطقه و اعزام بیش از هزار نیروی هوابرد، برخی تحلیلگران را به این نتیجه رسانده که صبر آقای ترامپ رو به پایان است و ممکن است دستور تصرف جزیره خارک یا جزایر تنگه را صادر کند. ایان برمر، رئیس گروه اوراسیا، در این‌باره گفت: «این اصلا شبیه یک مسیر خروج نیست؛ بلکه تقریبا قطعی است که وارد دوره‌ای از تشدید تنش خواهیم شد.»

دونالد ترامپ پیش‌تر هشدار داده بود اگر ایران به توافق نرسد، از برتری نظامی آمریکا برای «نابودی کامل» نیروگاه‌های برق، چاه‌های نفت، جزیره خارک و حتی تاسیسات آب‌شیرین‌کن استفاده خواهد کرد.

بدیهی است که ارتش آمریکا توان انجام چنین حملاتی را دارد. اما واکنش تلافی‌جویانه ایران علیه اهداف مشابه در کشورهای متحد آمریکا در خلیج فارس اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. بازارهای جهانی دچار آشوب خواهند شد، خطر رکود جهانی افزایش می‌یابد و حتی طرح حمله به تاسیسات آب‌شیرین‌کن که برای ادامه حیات در مناطق خشک خلیج فارس حیاتی هستند باعث شده خبرنگاران درباره احتمال ارتکاب جنایت جنگی از سخنگوی کاخ سفید سوال کنند.

کارتی که هنوز بازی نشده

واشنگتن یک کارت مهم دارد که هنوز آن را بازی نکرده: توانایی لغو تحریم‌های صادرات نفت ایران و بخش‌های مختلف اقتصاد این کشور.

جمهوری اسلامی به‌دلیل ناتوانی در فروش نفت از مسیرهای عادی، به‌شدت تحت فشار قرار گرفته است. آخرین موج اعتراضات در ایران که به‌طور خشونت‌آمیز سرکوب شد تا حدی ناشی از همین فشار اقتصادی بود.

یکی از گزینه‌های آمریکا می‌تواند محدود کردن بیشتر صادرات نفت ایران باشد. اما این اقدام می‌تواند به همان اندازه که به ایران آسیب می‌زند، به ترامپ نیز لطمه بزند. این تناقض زمانی آشکار شد که دولت آمریکا به‌طور غیرمنتظره تحریم برخی کشتی‌های ایرانی در دریا را کاهش داد، چرا که از افزایش شدید قیمت نفت نگران شده بود.

در غیر این صورت، کاخ سفید مشوق چندانی برای جذاب کردن مسیر دیپلماسی به ایران ارائه نکرده است.

فهرست ۱۵ بندی شروط آمریکا برای توافق صلح شامل مواردی است که تهران هرگز نخواهد پذیرفت؛ از جمله محدودیت‌های شدید بر برنامه موشکی و کاهش بدون قید و شرط کنترل ایران بر تنگه هرمز.

همزمان، دولت آمریکا تمایل دارد جنگ را صرفا از منظر نظامی ببیند.

به‌روزرسانی روزانه تعداد حملات به اهداف ایرانی که تا دوشنبه به ۱۱ هزار مورد رسیده یادآور شمارش تلفات در جنگ ویتنام است؛ رویکردی که تصویر کلی و پیامدهای واقعی جنگ را پنهان می‌کرد.

لیویت در جمع خبرنگاران گفت: «جای تعجب ندارد که عناصر باقی‌مانده رژیم به‌طور فزاینده‌ای برای پایان دادن به این تخریب و آمدن به میز مذاکره مشتاق شده‌اند.»

اما این توصیف چندان با واقعیت جنگ همخوانی ندارد.

کارت کوچک اما تعیین‌کننده ایران

ایران ممکن است از نظر نظامی دست بالا را نداشته باشد، اما بستن تنگه هرمز به آن قدرتی نامتناسب داده است.

این اقدام تاکنون بحران‌های اقتصادی و انرژی را تا آفریقا و آسیا گسترش داده است. ادامه اختلال در تردد دریایی می‌تواند به یک فاجعه اقتصادی جهانی منجر شود و در نتیجه هزینه‌های سیاسی سنگینی برای ترامپ ایجاد کند.

طولانی شدن جنگ همچنین پیامدهای سنگینی برای کشورهای خلیج فارس، متحد آمریکا، دارد؛ کشورهایی که در تلاشند اقتصادهای وابسته به نفت خود را به مراکز گردشگری، حمل‌ونقل و رویدادهای جهانی تبدیل کنند.

احتمالا آمریکا و اسرائیل درست می‌گویند که بخش زیادی از توان موشکی و پهپادی ایران را نابود کرده‌اند. اما تهران کافی است چند موشک یا پهپاد به تنگه یا شهرهای خلیج فارس شلیک کند تا هزینه اقتصادی بزرگی تحمیل کند.

به نظر می‌رسد اهرم‌های ایران با گذشت زمان تقویت می‌شود. هرچه جنگ طولانی‌تر شود، هزینه‌ها برای رئیس‌جمهور آمریکا بیشتر خواهد شد و ممکن است او را به پذیرش توافقی سوق دهد که بیشتر شبیه عقب‌نشینی باشد تا نمایش قدرت.

با این حال، بقای بلندمدت نظام در ایران همچنان نیازمند رفع تحریم‌هاست.

و زمان برای دونالد ترامپ در حال گذر است. اگر به‌زودی دیپلماسی واقعی شکل نگیرد، ممکن است او به‌طور اجتناب‌ناپذیر به سمت تشدیدی سوق داده شود که بازگشت از آن دشوار باشد.

به کانال تلگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

در نهایت، اهرم در جنگ فقط زمانی ارزشمند است که به پیروزی راهبردی منجر شود. هم آمریکا و هم ایران مزیت‌هایی دارند که می‌تواند تعیین‌کننده باشد. اما هر دو باید با دقت بازی کنند. شکست در ارائه یک مسیر خروج برای طرف مقابل، می‌تواند آنها و جهان را به سمت یک فاجعه سوق دهد.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها

مطالب مرتبط

انتقاد کاربران شبکه‌های اجتماعی از ترامپ به‌خاطر انتشار تصاویر هوش‌مصنوعی کتابخانه ریاست‌جمهوری

قمار هسته‌ای ترامپ؛ آیا جنگ با تهران به جای مهار بمب، جهان را اتمی می‌کند؟

چرا آمریکا با وجود برتری نظامی نتوانسته جمهوری اسلامی را شکست دهد؟