Newsletter خبرنامه Events مناسبت ها پادکست ها ویدیو Africanews
Loader
ما را پیدا کنید
آگهی

سحرخیزی یا شب‌زنده‌داری؛ کدام سبک خواب به شادی و بهره‌وری بیشتر منجر می‌شود؟

عکس تزئینی
عکس تزئینی Copyright  کانوا پرو
Copyright کانوا پرو
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار
همرسانی نظرها
همرسانی Close Button

همه این ضرب‌المثل را شنیده‌ایم که سحرخیزباش تا کامروا باشی؛ با این حال، این نگاه برای همه جذاب نیست. بسیاری از افراد ترجیح می‌دهند شب‌ها فعال‌تر باشند و صبح‌ها دیرتر روز خود را آغاز کنند.

فرهنگ کاری رایج در بسیاری از جوامع معمولا چندان با سبک زندگی شب‌زنده‌داران سازگار نیست. این الگو بیشتر به نفع افرادی طراحی شده که روز خود را بسیار زود آغاز می‌کنند، پیش از دیگران فعال می‌شوند و بهره‌وری بالا را با سحرخیزی پیوند می‌زنند.

آگهی
آگهی

با این حال، سال‌ها این باور رواج داشته که شب‌زنده‌داران در حوزه‌هایی مانند خلاقیت و توان فکری، مزیت‌هایی نسبت به سحرخیزان دارند؛ برداشتی که هم نمونه‌های شناخته‌شده تاریخی و هم برخی مطالعات علمی به آن دامن زده‌اند.

با وجود این، تغییر شرایط زندگی می‌تواند الگوی خواب افراد را به‌طور قابل توجهی دگرگون سازد. عواملی مانند فشارهای روانی، اصلاح سبک زندگی یا افزایش مسئولیت‌های خانوادگی ممکن است افراد را به سمت خواب زودتر سوق دهد؛ تا جایی که خوابیدن در اوایل شب به وضعیتی ایده‌آل تبدیل می‌شود و شب‌بیداری‌های طولانی که زمانی بخشی عادی از زندگی بود، به تجربه‌ای فرساینده و نامطلوب بدل می‌شود.

مقالات بی‌شماری این وعده را مطرح می‌کنند که اگر افراد بتوانند تنها یک ساعت زودتر از خواب بیدار شوند، به بهره‌وری فوق‌العاده‌ای دست خواهند یافت؛ مشابه تصویری که از چهره‌های موفق و کارآفرینان برجسته ارائه می‌شود.

نه سحرخیزم و نه شب‌زنده‌دار

افرادی که سبک زندگی شب‌محور دارند و ترجیح می‌دهند شب‌ها دیرتر بخوابند و صبح را آرام‌تر و دیرتر آغاز کنند، ممکن است امیدوار باشند این توصیه‌ها چندان پایه علمی نداشته باشد. اما مطالعات مرتبط با ساعت زیستی یا «کرونوتایپ» نشان می‌دهد که تصویر رایج از افراد سحرخیز به‌عنوان اشخاصی پرانرژی، رضایتمند و هدف‌گرا تا حد زیادی با یافته‌های علمی همخوانی دارد؛ اگرچه واقعیت پیچیدگی‌های بیشتری دارد.

نکته‌ای که باید در نظر داشت این است که در واقع حدود ۶۰ درصد افراد اصلا نه سحرخیز هستند و نه شب‌زنده‌دار، بلکه ترکیبی میانه از هر دو الگو را تشکیل می‌دهند.

تغییر سبک خواب و بیداری برای بسیاری از افراد این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا ساعت زیستی بدن قابل تغییر است یا نه. این تردید نیز مطرح می‌شود که آیا تغییر الگوی خواب ناشی از دگرگونی واقعی در بدن است یا صرفا نتیجه فشارها و الزامات سبک زندگی است. همین موضوع بار دیگر بحث همیشگی برتری یا تفاوت میان سحرخیزان و شب‌زنده‌داران را به میان می‌آورد.

به فیسبوک یورونیوز فارسی بپیوندید

نخستین نکته این است که افراد تا حد زیادی کنترلی بر این ویژگی ندارند و زمان بهینه خواب آن‌ها به‌صورت زیستی در بدنشان تنظیم شده است.

کرونوتایپ یا همان ساعت زیستی بدن شما صرفا تعیین‌کننده ساعت خواب و بیداری نیست، بلکه نشان می‌دهد بدن هر فرد در چه بازه‌ای از شبانه‌روز بیشترین کارایی را دارد. بر این اساس، افراد سحرخیز معمولا در ساعات اولیه روز در اوج عملکرد خود قرار دارند، در حالی که شب‌زنده‌داران در ساعات پایانی روز یا شب بازدهی بیشتری دارند؛ موضوعی که می‌تواند در مشاغلی با شیفت عصر یا شب، یک مزیت عملی محسوب شود.

به‌طور کلی، الگوهای خواب نشان می‌دهد زنان بیشتر به سحرخیزی و فعالیت در ساعات ابتدایی روز گرایش دارند، در حالی که مردان در مقایسه با زنان بیشتر در گروه افراد شب‌محور یا دارای الگوی فعالیت عصرگاهی و شبانه قرار می‌گیرند.

به‌طور کلی، الگوهای خواب نشان می‌دهد زنان بیشتر به سحرخیزی و فعالیت در ساعات ابتدایی روز گرایش دارند، در حالی که مردان در مقایسه با زنان بیشتر در گروه افراد شب‌محور یا دارای الگوی فعالیت عصرگاهی و شبانه قرار می‌گیرند.

سن نیز یکی دیگر از عوامل مرتبط در این زمینه است. در دوران نوجوانی، افراد معمولا گرایش بیشتری به الگوی شب‌زنده‌داری پیدا می‌کنند، اما پس از پایان نوجوانی، با افزایش سن تمایل به سحرخیزی و ویژگی‌های مرتبط با آن بیشتر می‌شود.

کدام دسته شادترند؟

در مورد اینکه کدام گروه احساس رضایت و شادی بیشتری دارند، بسیاری از مطالعات واقعا نشان داده‌اند که میان صبحگاهی بودن و سطح بالاتر شادی ارتباط وجود دارد.

برای مثال، یک پژوهش انجام‌شده روی صدها دانشجوی پزشکی در دانشگاه «دوکوز ایلول» ترکیه نشان داد افرادی که تمایل بیشتری به بیدار شدن زودهنگام داشتند، در ارزیابی‌های مربوط به شادی و رضایت روانی نیز امتیاز بالاتری کسب کرده‌اند.

پژوهش‌های انجام‌شده درباره گروه‌های سنی بالاتر نیز نشان می‌دهد که در میان افرادی که بیشتر به سحرخیزی گرایش دارند، سطح شادی و رضایت از زندگی معمولا بالاتر است.

به اینستاگرام یورونیوز فارسی بپیوندید

مطالعه‌ای در دانشگاه لایپزیگ نشان داده است که مزیت روانی سحرخیزان تنها به احساس شادی محدود نمی‌شود، بلکه در رضایت بیشتر از زندگی و کاهش آسیب‌پذیری در برابر مشکلات سلامت روان نیز نمود پیدا می‌کند.

مطالعات دیگر نیز نشان می‌دهد افرادی که شب‌زنده‌دار هستند، در مقایسه با سحرخیزان بیشتر در معرض تجربه علائم افسردگی، اختلال عاطفی فصلی و مشکلات مرتبط با سوءمصرف مواد قرار دارند.

با وجود این، تفاوت میان سحرخیزان و شب‌زنده‌داران را نمی‌توان صرفا به مزیت ذاتی گروه نخست نسبت داد؛ چرا که بخشی از این شکاف احتمالا به این واقعیت بازمی‌گردد که افراد شب‌محور معمولا خواب کمتری دارند یا بیشتر با اختلالات خواب دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

از دیگر سازوکارهای احتمالی برای توضیح مزیت سحرخیزان این است که آن‌ها در مقایسه با شب‌زنده‌داران، مهارت‌های بهتری در تنظیم هیجانات دارند و نگرش مثبت‌تری نسبت به زمان از خود نشان می‌دهند.

آیا امکان تغییر وجود دارد؟ به سادگی نوشیدن یک قهوه

مجموع این یافته‌ها پرسش‌هایی را درباره منشاء گرایش افراد به سحرخیزی یا شب‌زنده‌داری مطرح می‌کند و در عین حال، شاید مهم‌تر از آن، این سوال را پیش می‌کشد که آیا امکان تغییر این ویژگی‌ها وجود دارد یا خیر.

تغییر اساسی در نوع ساعت زیستی بدن (کرونوتایپ) به‌سادگی ممکن نیست، اما این الگو به‌طور طبیعی با افزایش سن تغییر می‌کند. در دوران کودکی، بسیاری افراد تمایل دارند زودتر بیدار شوند، اما با شروع بلوغ این روند تغییر می‌کند و معمولا زمان خواب و بیداری به ساعات دیرتری منتقل می‌شود. در سنین نوجوانی، تمایل به شب‌زنده‌داری بیشتر است، اما با بالا رفتن سن، این الگو دوباره به سمت ساعات اولیه روز برمی‌گردد و در سال‌های سالمندی، افراد اغلب زودتر از خواب بیدار می‌شوند.

اگرچه همه انسان‌ها این چرخه کلی را طی می‌کنند، اما نقطه شروع و شدت این تغییرات در افراد متفاوت است.

نه شخصیت و نه نوع ساعت زیستی بدن کاملا ثابت و تغییرناپذیر نیستند. هرچند ژنتیک در آن‌ها نقش دارد، اما عوامل دیگری مثل محیط خانوادگی، نوع شغل و سبک زندگی هم به‌طور جدی بر آن‌ها اثر می‌گذارند.

برای نزدیک‌تر شدن به الگوی سحرخیزی، چند راهکار ساده مثل کاهش استفاده از دستگاه‌های دیجیتال در ساعات پایانی شب، تلاش تدریجی برای زودتر خوابیدن، و ایجاد انگیزه‌ای دلپذیر برای بیدار شدن در صبح می‌تواند کمک‌کننده باشد.

این انگیزه می‌تواند چیزهای ساده‌ای مثل نوشیدن یک قهوه تازه، پیاده‌روی آرام یا اختصاص دادن زمانی کوتاه برای استراحت و کارهای شخصی باشد.

عکس تزئینی
عکس تزئینی کانوا پرو

رابطه‌ای که نمی‌تواند یک طرفه باشد

با این حال، نکته منفی این است که برخی پژوهش‌های اولیه در دانشگاه ورشو نشان داده‌اند تغییرات فصلی در ساعت زیستی، مانند تمایل بیشتر به سحرخیزی در ماه‌های تابستان، الزاما با بهبود خلق‌وخو یا رضایت از زندگی همراه نیست.

این موضوع نشان می‌دهد که تغییر دادن نوع ساعت زیستی بدن لزوما یک راه‌حل سریع برای شادتر شدن نیست؛ یعنی صرفا زودتر کوک کردن ساعت یا زود بیدار شدن، به‌تنهایی تضمین‌کننده بهبود حال روحی نیست و شاید لازم باشد نگاه عمیق‌تری به سبک زندگی و شرایط کلی داشت.

بخشی از این مساله هم به جهت رابطه علت و معلول برمی‌گردد؛ یعنی همان‌طور که ساعت زیستی می‌تواند بر احساسات اثر بگذارد، حال روحی و میزان رضایت از زندگی هم می‌تواند بر الگوی خواب و بیداری اثر بگذارد. این رابطه دوطرفه است.

در واقع، وقتی زندگی برای فرد رضایت‌بخش، پرمعنا و درگیرکننده باشد، معمولا خوابیدن به‌موقع آسان‌تر می‌شود و بیدار شدن در صبح هم طبیعی‌تر و راحت‌تر اتفاق می‌افتد؛ بدون این‌که صرفا به اجبار یا برنامه‌ریزی سخت نیاز باشد.

رفتن به میانبرهای دسترسی
همرسانی نظرها

مطالب مرتبط

هوای مرگبار؛ کدام کشورهای اروپا بالاترین میزان آلودگی هوا را دارند؟

کشف «اسپرم‌های پنهان» در مردان نابارور؛ سیستم «استار» چگونه سوزن را در انبار کاه پیدا می‌کند؟

شکاف جنسیتی در انتشار کربن: شغل، رژیم و تفریح مردان ثروتمند سفید برای زمین مضر است