در حالی که نیروهای نظامی ایران در هفتههای نخست حملات گسترده آمریکا و اسرائیل ضربات سنگینی را متحمل شدهاند، تهران همچنان با رویکردی تهاجمی به دنبال ایجاد اختلال در معادلات منطقه است.
گزارش اخیر رسانه آمریکایی اکسیوس حاکی از آن است که ایالات متحده تحت تدابیر شدید امنیتی، در حال بررسی طرحی موسوم به «ضربه نهایی» است؛ طرحی که به نوشته این رسانه، میتواند شامل عملیات زمینی باشد. با این حال، کارشناسان هشدار میدهند که ورود چکمههای سربازان به میدان نبرد، ریسک تشدید بیسابقه تنشها را به همراه خواهد داشت.
تقابل در تنگه؛ فراتر از ادعاهای پایان جنگ
اگرچه دونالد ترامپ بارها مدعی شده که شعلههای جنگ در حال فروکش کردن است، اما واقعیتهای میدانی تصویر متفاوتی را ترسیم میکنند. ایران نه تنها حملات خود را علیه اهداف اسرائیلی و کشورهای حوزه خلیج فارس متوقف نکرده، بلکه با تداوم انسداد تنگه هرمز، نبض بازار جهانی انرژی را هدف قرار داده است. در پاسخ به این وضعیت، مقامات ارشد دفاعی آمریکا فاش کردهاند که پنتاگون در حال بررسی اعزام فوری ۱۰ هزار نیروی رزمی دیگر به منطقه است تا در برابر ارتش کلاسیک ایران و نیروی زمینی ۱۵۰ هزار نفری سپاه پاسداران که توسط شبکه گسترده بسیج پشتیبانی میشود، صفآرایی کنند.
ساختار فرماندهی و معمای توان موشکی
اسرائیل مدعی است که در موج اول حملات، هسته مرکزی فرماندهی ایران را هدف قرار داده و دهها مقام ارشد نظامی از جمله فرماندهان نیروهای زمینی و دریایی سپاه را از میان برداشته است. با این حال، تحلیلگران بنیاد دفاع از دموکراسیها معتقدند ساختار نظامی ایران بهگونهای طراحی شده که حتی در غیاب رهبران ارشد نیز به فعالیت خود ادامه میدهد.
اسرائیل همچنین اعلام کرده است که ۳۳۰ فروند از مجموع ۴۷۰ پرتابگر موشک بالستیک ایران را منهدم یا غیرفعال کرده است.
در بخش توانمندیهای بالستیک، اگرچه ادعاهایی مبنی بر انهدام اکثریت پرتابگرهای ایران مطرح شده، اما کارشناسانی نظیر کلی گریکو از مرکز استیمسون هشدار میدهند که کاهش حجم شلیکها نباید به معنای نابودی کامل توانمندی تلقی شود. این احتمال وجود دارد که تهران بخش عمدهای از زرادخانه خود را برای یک رویارویی سرنوشتساز ذخیره کرده باشد؛ بهویژه پهپادهای «ارزانقیمت» شاهد که به دلیل تولید غیرمتمرکز، شناسایی و انهدام آنها برای پدافندهای پیشرفته نیز دشوار شده است.
خارک؛ نقطه کانون درگیریهای احتمالی زمینی
یکی از حساسترین بخشهای گزارش اخیر اکسیوس، تمرکز دولت ترامپ بر جزیره خارک است. با قوت گرفتن احتمال حمله زمینی به این پایگاه استراتژیک، گزارشها از جابهجایی گسترده نیروها و تجهیزات پدافندی ایران به این منطقه حکایت دارد. موقعیت جغرافیایی خارک و نزدیکی آن به خاک اصلی ایران، هرگونه عملیات زمینی در این جزیره را برای نیروهای آمریکایی به شدت خطرناک میکند، چرا که سربازان در تیررس مستقیم شبکه موشکی و پهپادی قرار خواهند گرفت.
نبرد نابرابر در آبهای خلیج فارس
ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد که اگرچه ایران یکی از بزرگترین نیروهای هوایی و زمینی منطقه را داراست، اما با چالش تجهیزات قدیمی روبروست. برای مثال، جنگندههای اف-۱۴ متعلق به دهه ۱۹۷۰ میلادی، احتمالا روزهای پایانی فعالیت خود را سپری میکنند.
در حوزه دریایی، واشنگتن از غرق شدن بیش از ۱۵۰ شناور ایرانی و ضربه کاری به کشتیهای مینگذار در نزدیکی تنگه هرمز خبر میدهد. با این حال، واقعیت میدانی نشان میدهد که قدرت دریایی ایران تنها به ناوهای بزرگ وابسته نیست. استفاده از صدها قایق تندرو کوچک و بهرهگیری از پناهگاههای زیرزمینی مستحکم در نوار ساحلی، باعث شده تا نابودی کامل توان دریایی ایران از طریق حملات هوایی تقریباغیرممکن باشد. مینهای دریایی همچنان به عنوان یکی از مرگبارترین ابزارهای تهران برای ایجاد اختلال در تجارت جهانی باقی ماندهاند که پاکسازی آنها میتواند ماهها به طول انجامد.